زماني كه «گرين برينتون» نظريهپرداز انقلابها، عمر طبيعي انقلابها را سه دهه اعلام كرد و در توجيه و استدلال نظر خود، فاصله بين نسلها و عدم درك نسل چهارم و فاقد خاطره از انقلاب را دليل فروپاشي و پايان عمر انقلابها اعلام كرد و براساس برداشت از انقلابهاي رخ داده در جهان، تئوري خود را با اين توجيه كه اگر انقلابي بتواند سه دهه از عمر خود را پشت سر بگذارد براي دهههاي بعدي با مشكل بقا مواجه نخواهد شد، شايد نميدانست انقلابي كه در ايران رخ داده از جنس انقلابهاي كلاسيك مرسوم در فرانسه و روسيه نيست، بلكه انقلابي از جنس خود انقلاب، يعني ا زجنس خميني (ره) است.
همين تكمله تعريف از انقلابهاي جهان توسط برينتون بود كه «ميشل فوكو»، انقلاب ايران را از جنس يك انقلاب معنوي قلمداد كرد.
امروز كه حضور دهها ميليوني مردم ايران از هر جنس، زبان و مذهب را در راهپيمايي سيوششمين سالگرد انقلاب اسلامي، يعني در ميانه دهه چهارم انقلاب اسلامي مشاهده كرديم، دريافتيم تئوريپردازان انقلابها بايد در نظريات خود تجديد نظر كنند تا شايد بتوانند از بستر نگاه جديدي كه عرضه ميكنند، انقلابهاي معنوي و مردمي جهان را با شناخت بهتري معرفي كنند. آنچه در اين زمينه اهميت دارد و همه تئوريپردازان بزرگ انقلابها از درك آن غافل هستند، نوع انقلاب ايران است؛ انقلابي كه جشنهاي هر ساله آن و حضور طيفهاي مختلف، گوياي آن است كه انقلاب اسلامي مردم ايران، زمانبردار نيست و خميني (ره) كبير آنچنان پايهاي براي اين انقلاب نهاده كه نه سه دهه، بلكه دهها دهه ميتواند مبناي استقرار و استمرار آن باشد. انقلاب اسلامي ايران داراي دو ويژگي برجسته بود كه همين دو ويژگي باعث استمرار آن شده است كه وجود رهبري معنوي و آگاه و حمايت مردمي از برجستهترين خصايص انقلاب اسلامي است. انقلاب اسلامي ايران تنها انقلابي است كه هر سال در سالگرد پيروزي آن چند نسل با هم پيوند خورده و با حضور بينظير خود، آينده نظام بر آمده از انقلاب اسلامي را تضمين ميكنند. اما در ميان همه جشنهايي كه تاكنون ملت ايران در سالگرد پيروزي خود برگزار كرده، جشن پيروزي امسال يك استثنا بود و دلايل اين استثنا را در چند عامل ميتوان جستوجو كرد:
1- در حالي ملت ايران در راهپيمايي امسال به طور گسترده حضور مييافت كه به اصطلاح طراحان تحريمها در غرب، ايران دچار شكنندهترين تحريمها شده و همين شكنندگي مانع حمايت مردم از انقلاب اسلامي در سيوششمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ميشود. ديديم كه برخلاف اين تحليل غلط، مردم ايران محاسبات دشمن را به هم زدند و با حضور گسترده چند ده ميليوني ثابت كردند به رغم فشارهاي اقتصادي زير بار هيچ ظلمي نخواهند رفت و حمايت از انقلاب را كه حاصل خون شهدا و جانفشاني امام راحل و از خود گذشتگي مقام معظم رهبري است، رها نخواهند كرد. شعارهاي مردم در روز 22 بهمن امسال نشان از اين واقعيت داشت و براي دشمن ثابت شد كه اين ملت بر همان پيماني كه با امام (ره) و رهبري نظام بستهاند، پايبند است و ذرهاي از آرمانهاي گذشته خود عدول نكرده است.
2- امسال مردم در حالي به خيابانها آمدند كه شاهد زيادهخواهي دشمنان در فرآيند پرونده هستهاي و مذاكرات 1+5 بودند. ياوهگويي امريكا بر اينكه در عين مذاكرات، گزينهها روي ميز است را ميشنيدند و ميان گفتمان مقاومت و تسليم، ترجيح دادند گفتمان مقاومت در هستهاي انتخاب كنند. هر چند اين شعار «نه تحريم، نه ذلت، مذاكره با عزت» توسط برخي عناصر سياسي و رسانهاي نزديك به دولت، به ويژه اصلاحطلبان در بيلبوردهاي 22 بهمن مورد نقد و نكوهش قرار گرفت، ولي فارغ از اين شعار، مردم با حضور خود آن هم بلافاصله پس از فرمايش حضرت آقا در خصوص مقاومت در برابر زيادهخواهي غرب در روند مذاكرات و موضوع هستهاي ايران، با فريادهاي بلند در اقصينقاط ميهن اسلامي نشان دادند كه تحريمها هر چند چرخ زندگي آنها را با مشكل مواجه كرده است، اما حاضر نيستند به هر قيمتي و با هر ذلتي، مذاكره با غرب در دستور كار قرار گيرد، آنچنان كه عزت اسلامي آنها را زير سؤال ببرد. اين پيام ملت ايران كاملاً روشن بود و مهم نيست كه اصلاحطلبان چه گروهي و افرادي را در توليد اين شعار متهم كنند.
3- ملت ايران در حالي امسال با اقتدار، حضور خود را به نمايش گذاشت كه در كنار مشكلات و تنگناها، شاهد پيروزيهاي خود در عرصه منطقهاي بود و دست غرب در مقابل مديريت و انتقال فرهنگ انقلاب اسلامي در لبنان،بحرين، سوريه، عراق و اكنون در يمن بسته است و به تعبير غربيها، امروز ايران بر چهار پايتخت منطقه تسلط (بخوانيد نفوذ معنوي) دارد. بنابر اين طبيعي است كه ملت ايران نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهديد را در كنار هم ديد و در ترازوي قياس خويش، وزنه قوتها و فرصتها را در عين ديدن ضعفها و كاستيها، سنگينتر ميديد كه اين چنين با ابهت و اقتدار پاي به عرصه حمايت از انقلاب خويش در سيوششمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي نهاد و انگشت حيرت بر دهان همه رسانههاي خارجي كه انتظار پايان حمايت مردم از نظام و انقلاب را ميكشيدند، نهاد و بيآنكه وقعي به ياوهگويي مقامات امريكايي و ديگر قدرتهاي سلطه نهد، با شعارهاي كوبنده، بيعت خويش را بار ديگر با صداي رسا فرياد زد و همه محاسبات دشمن را به هم زد.