درست است كه ميگويند هركسي را بهر كاري ساختند اما اين به معناي آن نيست كه افراد يك گوشه بنشينند و منتظر باشند هر كسي كه مهارت انجام دادن كاري را دارد بيايد و آن كار را انجام دهد بلكه هر فردي بايد در انجام دادن مهارتهاي فني و كارهاي مرتبط با تعميرات و ساخت به اندازه خودش توانايي داشته باشد. در زندگي ماشيني امروز خيليها خودشان را بينياز از داشتن مهارتهاي فني ميدانند اما واقعيت اين است كه سبك زندگي افراد بايد به گونهاي باشد كه يك فرد براي انجام دادن كارهاي پيش پا افتاده فني نيازمند كمك ديگران نباشد و به اصطلاح بتواند گليم خود را از آب بيرون بكشد.
اما متأسفانه حكايت برخي از نوجوانان و جوانان امروزي حكايت ديگري است و گاهي اوقات افرادي را ميبينيم كه كمترين سررشته را در كارهاي فني دارند و از انجام دادن پيش پا افتادهترين كارهاي فني عاجزند و در اين خصوص هيچگونه مهارت و سررشتهاي ندارند.
اين درحالي است كه انتظار از نوجوانان و جوانان اين است كه يك جوان بايد فردي پرتلاش، با انگيزه و داراي مهارتهاي لازم براي زندگي كردن باشد و توانايي انجام دادن كارهاي فني را به اندازه خودش داشته باشد. در اين ميان به طور حتم انتظار از پسرها بيشتر است چراكه اولاً بسياري از مشاغل و حرف فني مشاغلي هستند كه آقايان در آنها فعاليت چشمگيري دارند و ثانياً يك مرد مدير و سرپرست خانواده است و بايد بتواند حداقلترين نيازهاي فني در خانه را انجام دهد.
اين همه در حالي است كه به نظر ميرسد نسل گذشته نسبت به نسل كنوني در انجام دادن كارهاي فني بسيار جلوتر بودند و در گذشته بيشتر كارهاي فني مربوط به خانه توسط پدرها انجام ميشده است.
برخورداري افراد از مهارتهاي فني و توانايي انجام دادن كارهاي مرتبط با حوزه فني يك ضرورت مهم به حساب ميآيد و اگرچه انتظار اين نيست كه فرد توانايي كامل انجام دادن تمامي كارهاي فني را داشته باشد چراكه اصلا انجام دادن برخي از كارهاي فني بدون داشتن مهارت ميتواند خطرناك نيز باشد اما اين انتظار كاملاً به جايي است كه فرد بتواند كارهاي پيش پا افتاده منزل را انجام دهد.
در گذشته افراد به كارهاي فني علاقه بسيار بيشتري داشتند و تواناييهاي آنان براي انجام دادن كارهاي فني بسيار بيشتر بود. نسل گذشته وقتي پشت فرمان خودرو مينشستند و استارت ميزدند اگر ماشين با اولين استارت روشن نميشد فوراً با تعميركار تماس نميگرفتند بلكه خودشان آستينها را بالا ميزدند، كاپوت را باز ميكردند و دنبال عيب و ايراد ماشين ميگشتند و اگر موفق به رفع عيب خودرو نميشدند به تعميركار مراجعه ميكردند.
جواني كه پنچرگيري بلد نيستاما متأسفانه گاهي اوقات با برخي از افراد برخورد كردهام كه حتي توانايي پنچرگيري و تعويض لاستيك زاپاس را هم ندارند و اگر يك روز صبح وقتي استارت زدند و ماشين روشن نشد ديگر آن روز نميتوانند با خودروي شخصي خود تردد كنند. اين درحالي است كه خيلي وقتها مشكلات مرتبط با خودرو بسيار كوچك است و با يك بررسي ساده ميتوان اين مشكل را رفع كرد. در اين ميان وقتي با برخي از تعميركاران و استادكاران فني هم صحبت ميكنيم همين عقيده را دارند و نكته جالب توجه در صحبت بسياري از اين استادكاران اين است كه نسل كنوني نسلي است كه به نظر ميرسد نسبت به يادگيري و انجام كارهاي فني مهارتهاي كمتري نسبت به نسل گذشته دارند. مهرداد خيرانديش يكي از تعميركاران خودرو است كه اگرچه سن زيادي ندارد اما از تجربه بالايي در اين خصوص برخوردار است و وقتي با او در اين باره صحبت ميكنم حرفهاي مرا تأييد ميكند و ميگويد: به نظر ميرسد جوانهاي اين نسل حوصله زيادي براي بررسي مشكلات پيشآمده در وسايل نقليه را ندارند و در مواجه شدن با كوچكترين مشكل با تعميركار تماس ميگيرند.
وي ميافزايد: شايد باورتان نشود گاهي اوقات كه براي تعمير يك خودرو با من تماس گرفته ميشود وقتي كاپوت خودرو را بالا ميزنم متوجه ميشوم يك مشكل بسيار كوچك در خودرو وجود دارد كه حتماً فرد نبايد يك تعميركار فني باشد تا اين مشكل را تشخيص دهد بلكه اگر كسي حداقل اطلاعاتي از كارهاي فني داشته باشد ميتواند اين مشكل را رفع كند.
اين تعميركار خودرو ميافزايد: چندي پيش يك پسر جوان با من تماس گرفت كه ماشينش روشن نميشود و هرچه استارت زده بيفايده است. وقتي براي تعمير خودرو مراجعه كردم به محض اينكه كاپوت را بالا زدم متوجه شدم بستهاي باتري شل شده و او نميتواند ماشينش را روشن كند. وي ميگويد: اين مشكل خيلي راحت رفع شد اما تأسف من اينجاست كه اين راننده حتي اين كار ساده را نتوانسته است انجام دهد.
عليرضا احمدي يكي از اين استادكاراني است كه بيشتر از 40 سال است در كارهاي فني فعاليت دارد. آنطور كه خودش ميگويد اول از شاگردي و پادويي شروع كرده بعد هم شده شاگرد درجه يك تعميرگاهي كه در آن كار ميكرد. رشته تحصيلياش چيز ديگري است اما از تجربه بالايي در خصوص كارهاي فني برخوردار است براي همين است كه حالا و پس از بازنشستگي در اين سن همچنان مشغول انجام دادن كارهاي فني است.
او ميگويد: در گذشته به كارهاي فني بيشتر توجه ميشد اما اكنون اين كارها براي نسل جوان كارهاي سختي به نظر ميرسد كه ترجيح ميدهند براي انجام دادن آن از يك تعميركار استفاده كنند.
استاد احمدي ميگويد: زمان ما با الان فرق داشت. من از همان دوران كودكي به كارهاي فني علاقهمند بودم براي همين مرحوم پدرم هميشه از من حمايت ميكرد و وقتي قرار بود كار تعميراتي در منزل انجام دهد من نيز كنار او ميايستادم و به دقت به كاركردن پدرم نگاه ميكردم تا اينكه يك تابستان پدرم دستم را گرفت و مرا پيش يكي از دوستانش برد كه مغازه الكتريكي داشت و از همان روز به بعد من كار الكتريكي و برقكشي را با علاقه بيشتري دنبال كردم و كمكم در كنارش به ديگر كارهاي فني نيز علاقهمند شدم و اكنون با 40 سال تجربه توانايي انجام دادن كامل سيمكشي، برقكاري ساختمان، تعمير انواع لوازم خانگي و... را دارم و اكنون در حوزه، برق، تلفن و الكترونيك كاملاً مهارت دارم.
اين استادكار فني در ادامه ميافزايد: گاهي اوقات وقتي مشتريها با من تماس ميگيرند براي انجام دادن كارهايي دعوت ميشوم كه واقعاً ساده است و وقتي مراجعه ميكنم تعجبم دوچندان ميشود چراكه ميبينم مثلاً فردي براي تعويض مهتابي منزلش با من تماس گرفته است.
احمدي اضافه ميكند: وقتي به منزل برخي از اين افراد مراجعه ميكنم به آنها ميگويم كه اين كار سختي نيست اما متوجه ميشوم كه صاحب خانه از كمترين مهارت فني برخوردار است و حتي نميداند استارت مهتابي چيست و در كجا قرار دارد. اين استادكار فني ادامه ميدهد: به نظر من پدر و مادرها مقصر هستند كه اجازه نميدهند فرزندانشان استعدادهاي خود را نمايان كنند و همواره با اين بهانه كه خطر دارد مراقب هستند كه فرزندشان دست به ابزار و وسايل كارهاي فني نزند.
تعويض مغزي شير آب و هزار و يك مكافاتحسين حاجيزاده يكي ديگر از تعميركاران فني است كه او نيز بيشتر از 30 سال تجربه كار فني دارد و ميگويد: تخصص من لولهكشي آب است اما در ديگر كارهاي فني نيز تخصص دارم و خوشبختانه فرزندانم نيز به كارهاي فني علاقه دارند و در حال حاضر دو پسرم نيز با من در مغازه كار ميكنند كه خدا را شكر درآمدمان هم بد نيست و كار و كاسبي خوب است. بالاخره چندين سال است كه توي اين محله مغازه دارم و كارهاي فني مردم را انجام ميدهم و خيليها مرا ميشناسند.
او ميافزايد: من هم قبول دارم كه جوانها خيلي حال و حوصله كارهاي فني را ندارند براي همين براي انجام دادن كوچكترين كارهاي فني به ما مراجعه ميكنند.
وي ميگويد: اما چيزي كه در اين ميان بسيار آزاردهنده است اين است كه برخي از اين افراد كوچكترين اطلاع و توانايي از كارهاي فني و مهارتي ندارند براي همين گاهي اوقات شده كه فرد براي تعويض مغزي شير آب منزلش به ما مراجعه كرده است. وي ميگويد: همين چند وقت پيش فردي به مغازه مراجعه كرد و يك مغزي شير آب خريد و بعد از من خواست براي تعويض مغزي شير آب به منزل او بروم و وقتي به او گفتم كه اين كار سختي نيست و به او توضيح دادم كه به راحتي ميتواني اين كار را انجام دهي به من گفت متأسفانه هيچ سررشتهاي از اين كار ندارد و اگر امكانش هست اين شير را برايش تعمير كنم. حاجيزاده ادامه ميدهد: وقتي به منزل اين فرد مراجعه كردم به او ياد دادم كه بايد چگونه مغزي شير را عوض كند اما ديدم اصلاً متوجه نميشود و فهميدم كه هيچ علاقهاي به اين كارها ندارد. حاجيزاده ميگويد: اين فرد يك مغزي شير آب به قيمت 5 هزار تومان خريد اما 25 هزار تومان براي تعويض آن به عنوان دستمزد پرداخت كرد.
اين استادكار فني در ادامه ميگويد: موارد اينچنيني زياد داشتهايم مثلاً برخي افراد حتي براي نصب بخاري منزلشان به ما مراجعه ميكنند و يا اينكه چون كار لولهكشي گاز نيز انجام ميدهيم براي انجام دادن كارهاي پيش پا افتاده گازي به ما مراجعه ميكنند.
ضرورت يك تحول جدياظهارات اين استادكاران در حالي است كه به نظر ميرسد نيازمند يك تحول جدي در ارائه آموزشهاي مرتبط با نوجوانان و جوانان هستيم و در اين ميان برخي از نهادها مانند آموزش و پرورش مسئوليت بيشتري را دارند چراكه يك فرد از سنين كودكي تا زماني كه به بلوغ كامل و جواني ميرسد حدود 18 سال از عمر خود را صرفاً آموزشهاي وزارت آموزش و پرورش فراميگيرد و در اين ميان بهطور حتم هرچه توجه آموزش و پرورش به آموزش و ترويج مهارتهاي فني بيشتر باشد ميتوانيم شاهد نسلي با آشنايي هرچه بيشتر با مهارتهاي فني باشيم. در اين ميان اگرچه طي سالهاي اخير آموزشهاي فني و حرفهاي در ايران گسترش يافته و طبق اعلام مديران آموزش و پرورش اين وزارتخانه برنامههاي جديدي را براي توسعه آموزشهاي فني و حرفهاي در كشور آغاز كرده است اما مسلماً آنچه امروز مشاهده ميشود يك نسل با مهارتهاي فني اندك است.
شايد براي همين است كه وقتي با دكتر عليرضا بيدخوري روانشناس و مدرس دانشگاه در خصوص اين موضوع صحبت ميكنم بيشتر محور صحبتهاي او پيرامون نقش و وظايف نهادهايي مانند آموزش و پرورش در اين خصوص است.
وي در اين گفتوگو با بيان اينكه آموزش و پرورش نقش مهمي در توسعه، آموزش و ياددهي مهارتهاي فني و حرفهاي به دانشآموزان دارد، ميگويد: كارهايي كه تاكنون در اين خصوص انجام شده خوب است اما به نظر ميرسد هنوز با كمبودهاي بزرگي در اين حوزه روبهرو هستيم چراكه آموزش و پرورش آموزشهاي فني و حرفهاي را محدود به دانشآموزاني ميكند كه اين رشتهها را براي تحصيل انتخاب ميكنند حال اينكه به نظر ميرسد بايد به گونهاي برنامهريزي كرد كه اين مهارتها براي تمامي دانشآموزان در هر رشته تحصيلي تدريس و آموزش داده شود.
يادي از يك طرح خوباين مدرس دانشگاه ميگويد: به عنوان مثال در گذشته آموزش و پرورش يك طرح بسيار خوب به نام طرح كاد داشت كه در اين طرح دانشآموزان مقطع دبيرستان يك روز در هفته را به يك كار فني و مهارتي مشغول بودند و مجبور بودند كه اين دوره را طي چند سال بگذرانند و در اين ميان اگر دانشآموز موفق به قبولي در آزمون دانشگاه نشد و قصد داشت جذب بازار كارشود با تجربهاي كه در چند سال اخير در طرح كاد آموخته بود، ديگر لازم نبود كه بخواهد تازه به دنبال فراگيري يك مهارت برود.
بيدخوري در ادامه به ريشههاي عدم آشنايي برخي از نوجوانان و جوانان با مهارتهاي فني اشاره ميكند و ميگويد: حمايت بيش از حد خانوادهها از فرزندان ميتواند يكي از دلايل اين موضوع باشد ضمن اينكه تكفرزندي، بيحوصلگي نسل جوان و تنبلي برخي از آنان نيز مزيد علت ميتواند باشد.
وي همچنين به موضوع سربازي پسرها اشاره ميكند و ميگويد: دوران خدمت وظيفه يكي از ضروريترين دوران است چراكه در اين دوران فرد با مهارتهاي زندگي كردن در كنار مهارتهاي فني آشنا ميشود.
اين روانشناس در پايان خاطر نشان ميكند: آنچه مسلم است اينكه داشتن يك نسل پويا و پرتلاش و برخوردار از مهارتهاي فني و حرفهاي ميتواند در توسعه كشور و در بخشهاي اقتصادي نيز مؤثر باشد بر همين اساس تمامي نهادهاي مسئول در اين خصوص به ويژه آموزش و پرورش بايد به فكر تهيه يك طرح مهم و اساسي براي تربيت نسلي آشنا با مهارتهاي فني باشند.