شفقنا: خانواده در جهان امروز، بیش از گذشته در معرض تغییر و دگرگونی است و پژوهشهای جامعهشناختی هم نشان میدهد که تغییر جوامع، ماهیت خانواده را تغییر داده است؛ بر همین اساس، این تغییرات همواره مورد توجه اندیشمندان و صاحبنظران علوم اجتماعی بوده است؛ به گونهای که برخی از این صاحبنظران اعتقاد یافتهاند به جای صحبت از خانواده، باید «فرآیندهای خانواده»، «زندگی خانوادگی» و «جریانهای زندگی خانواده» صحبت کرد.اندیشمندان همچنین معتقدند در دنیای امروز غرب، نهاد خانواده آنچنان تضعیف شده که حتی چیزی از آن بر جای نمانده است، چرا که الگوهای ازدواج و خانواده ، متنوع، تمایل به ازدواج و تشکیل خانواده ضعیف شده است، فرزندآوری و باروری به شدت کاهش و زوج زیستی و روابط جنسی پیش و بعد از ازدواج گسترش یافته که همه این مسائل بنیان خانواده را با تهدید مواجه کرده است.
بر اساس پژوهشهای انجام شده، در کشور بریتانیا که در آن اشکال زندگی خصوصی با سرعت خاصی رو به دگرگونی است، در یک مقطع زمانی در طول یک نسل، شمار ازدواجها به نصف رسیده، میزان طلاق سه برابر شده و نسبت کودکانی که ثمره روابط زناشویی بدون ازدواج بودهاند، چهار برابر شده است.
با توجه به اهمیت تغییرات رخ داده در ارزشهای خانواده و از جمله ارزشهای ازدواج، خبرنگار «شفقنا زندگی» گفتوگویی تحقیقی و تحلیلی با دکتر سجاد اوجاقلو، جامعهشناس و عضو انجمن جامعه شناسی ایران انجام داده است.
وی از جمله جامعهشناسانی است که در زمینه تغییرات ارزشهای خانواده دست به تحقیق و بررسی زده است و نقطهنظرات متفاوتی با صاحبان برخی تحقیقات در این زمینه دارد که در همین گفتوگو مورد اشاره قرار گرفته است.
[B]الگوی ازدواج چه تغییراتی کرده است؟[/B]
دکتر اوجاقلو، در این گفتوگو با تاکید بر این که خانواده از کانونهای تغییرات ارزشی در جامعه است که در آن دو نسل «قدیم» و «جدید» با ارزشهای مشترک و یا متفاوت همزیستی دارند، میگوید: در دوران جدید و در جوامع صنعتی، ماهیت و اشکال ازدواج و پیامدهای اجتماعی آن و به طور کلی الگوهای همسرگزینی و خانواده تحت تاثیر صنعتی شدن و به دنبال آن جهانی شدن دچار تغییر و تحول شده و در جوامع رو به توسعه، یا به اصطلاح پیرامونی با آهنگی آرام در حال تغییر است.
به گفته وی، با تغییر الگوی خانواده از گسترده به هستهای، نحوه انتخاب همسر نیز در بسیاری جوامع تغییر کرده است، زیرا در خانواده گسترده، ازدواج یک تصمیم اقتصادی و مبتنی بر تصمیم و رای دیگر افراد و اعضای خانواده بود، ولی با هستهای شدن خانواده، ازدواج، تبدیل یه یک تصمیم عاطفی و احساسی شده است. حق انتخاب آزاد همسر، آزادی عمل زنان در ازدواج، تصمیمگیری در خانواده، عادی شدن طلاق و موارد مشابه، از جمله تغییرات ازدواج و خانواده محسوب میشود.
اوجاقلو خاطرنشان میکند: «به دنبال تغییر در نظام هنجاری جامعه، تغییر در ارزشها و گسترش شهرنشینی، رفع محدودیت در روابط بین دو جنس مخالف کاهش یافته که به نوبه خود بسیاری از الگوهای رفتاری، ارزشهای مربوط به خانواده و هنجارهای موجود در جامعه از جمله ازدواج را تحت تاثیر قرار داده است.
[B]تاثیر دگرگونی نقش و جایگاه زنان بر تغییر خانوادهها[/B]
این جامعهشناس بر این اعتقاد است که تغییر قابل ملاحظهای که در سطح جامعه و خانوادههای ایرانی به وقوع پیوسته و به دنبال خود ارزشهای خانواده ایرانی را هم توانسته دگرگون کند، دگرگونی نقش و جایگاه زنان ایرانی است. در اثر دگرگونیهایی که در سطح جهانی رخ داده، نقش زنان در نهاد خانواده و سازمانهای اجتماعی، تغییرات قابل توجهی پیدا کرده است. به گونهای که بر اثر پیدایش ارزشها و نگرشهای جدید در میان زنان، مقاومتهایی از سوی آنها، چه در عرصهی خانواده و چه در عرصههای مختلف اجتماعی، به علت گسترش وسایل ارتباط جمعی و فراوانی منابع ارائه دهنده اطلاعات به وجود آمده است. از جمله این که زنان در ایران بیش از گذشته با ورود به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، سرمایه فرهنگی خود را افزایش داده و تنها راه ارتقاء سرمایه فرهنگی خود را بالا بردن سطح تحصیلات تلقی کردهاند. این امر خود باعث افزایش سن ازدواج شده است که افزایش سن ازدواج خود یکی از دلایل مهم باروری پایین در جامعه کنونی ایران محسوب میشود.
وی با بیان ان که بسیاری از صاحبنظران اجتماعی، تضعیف نهاد خانواده و شکلگیری «خانواده فردگرایانه» را به گذار جمعیتی دوم نسبت میدهند که طی آن گرایش به ازدواج کم میشود، میافزاید: به عنوان مثال، میزان کلی اولین ازدواج در اروپای غربی و شمالی از سالهای 1965 تا 1970 شروع به تغییر کرد و در مدت 20 تا 25 سال بین 30 تا 40 درصد کاهش یافت. در اروپای جنوبی، کاهش در ازدواج 10 سال دیرتر آغاز شد، ولی حدودا 20 سال ادامه داشت. از سویی دیگر، کاهش در میزان ازدواج در اروپای شرقی از سال 1990 آغاز شد و در مدت 10 سال 40 درصد پایین آمد.
[B]کاهش شدید ازدواج در شهرهای بزرگ کشور[/B]
اوجاقلو، با ذکر این مقدمه، به این موضوع اشاره میکند که روند کاهش میزان ازدواج و میل به ازدواج تحت تاثیر این موج، به کشورهای پیرامون از جمله ایران نیز رسیده است، به طوری که طبق آمارهای رسمی میزان ازدواج نسبت به سالهای گذشته کاهش داشته و سن ازدواج نیز بالا رفته است. «آمار ازدواج در ایران و به خصوص در شهرهای بزرگ به شدت کاهش پیدا کرده و در مقابل آن آمار طلاق سیر صعودی داشته است. به گونهای که بر اساس آمارهای سازمان ثبت اسناد کشور در سال 91، 791 هزار و 656 ازدواج به ثبت رسیده در حالی که آمارهای سال 90، ثبت 874 هزار و 782 واقعه ازدواج را نشان میدهد. یعنی در همین یک سال 83 هزار و 126 ازدواج کمتر ثبت شده است. از طرفی میانگین سن ازدواج هم بالاتر رفته است. طبق آمار ثبت احوال کشور، میانگین سن ازدواج در مناطق شهری از مناطق روستایی بیشتر است به طوری که در سال 91 میانگین سن مردان در ازدواجهای ثبت شده در کشور 27.4 سال بوده که این شاخص برای مردان ساکن در نقاط شهری 27.7 سال و در نقاط روستایی 26.2 سال بوه است
این جامعهشناس با اشاره به این که همزمان با روندهای مشترک جهانی، باروری در خانوادههای ایرانی پایین، سن ازدواج بالا و ازدواج بر اساس تصمیم عاطفی و بر پایه عشق بوده است، در عین حال تاکید میکند : روند، عوامل و خاستگاه تغییرات اجتماعی از جمله کاهش تمایل به ازدواج در ایران، البته متفاوت از دنیای غرب است. از طرف دیگر، خانواده در ایران، ذوب روند تغییرات جهانی نشده است.
[B]خانوادههای ایرانی به طور کامل ذوب در الگوهای دنیای مدرن نشدند[/B]
عضو انجمن جامعه شناسی ایران با اشاره به روند رو به افزایش تجربه زوجزیستی (همزیستی با جنس مخالف در پیش از ازدواج) میگوید: تجربه جنسی خارج از ازدواج و فرزندآوری خارج از خانواده، همواره با مقاومت خانوادههای ایرانی مواجه بوده است. در تبیین این مساله باید گفت که جامعه جدید ایران، حاصل تاثیرپذیری ایران از غرب و دنیای مدرن بوده است. این روبهرویی آنچنان مهم و تاثیرگذار بوده که جامعه ایران را به مسیری متفاوت از آنچه در طی قرنها پیموده، کشانده است. رو به رویی با غرب یا دنیای مدرن، به علت شدت و عمق تحولات ایجاد شده، آنچنان مهم و تعیین کننده بوده است که شناخت جامعه معاصر ایران بدون توجه به آن، شناختی ناقص و حتی گمراه کننده به نظر میرسد. در جریان روبهرویی با غرب، ایدههای مدرن به همراه اشیاء و مظاهر مدرنی مثل معماری، شهرسازی، نهادهای اجتماعی و کارخانه و حتل مدلهای آرایش، پوشش و خوراک و غیره، سریع و پرقدرت وارد جامعه شدند و چهره آن را دگرگون کردند، به نحوی که ظاهرا هیچ شباهتی با گذشته خود نداشت. اما در حقیقت جوامعی مثل ایران، هرگز کاملا شبیه جوامع مدرن و کاملا متفاوت با گذشته خود نشدند. آنها به طور همزمان، هم عناصری از گذشته خود را حفظ کردند و هم عناصر جدیدی که از بیرون آمده بودند را جذب کردند.
وی با یادآوری این نکته که عناصر بیرونی از قبیل ایدهها، ارزشها، نهادهای اجتماعی و حتی ابزارها و فنون و غیره چیزهایی هستند که از خارج و به ویژه از جوامع تاثیرگذار، به روشها و وسایل مختلف، وارد یک جامعه تاثیرپذیر میشوند، میافزاید: عناصر درونی نیز آن چیزهایی است که در جامعه تاثیرپذیر ایران وجود دارد. عناصر درونی میتوانند هم بازماندههای دوره پیش از تاثیرپذیری باشند و هم عناصری که در دورههای بعدی از خارج آمدهاند، اما به مرور زمان در جامعه، پذیرفته شده و تبدیل به عناصری درونی شدهاند. حضور همزمان پدیدههای ناهمزمان چیزی است که خانواده ایرانی و تغییرات آن را متفاوت از غرب جلوه میدهد.
[B]عناصر بیرونی و درونی تاثیرگذار بر تغییر ارزشهای خانواده[/B]
دکتر اوجاقلو از وقوع انقلاب اسلامی و پس از آن جنگ، روند رو به توسعه در زمینههای مختلف، تلاش برای همراهی با تجربه جهانی شدن از سوی برخی گروههای اجتماعی از جمله زنان، گسترش تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی، وابستگی خانوادهها از جمله خانوادههای طبقه متوسط شهری و حقوق بگیر به درآمدهای نفتی، اصرار بر ارزشهای محلی، بومی و قومی و مقاومت در برابر ارزشهای فرهنگی و خانوادگی جهانی، از جمله عوامل درونی و بیرونی تاثیرگذار بر ارزشهای خانواده از جمله ارزش ازدواج هستند..
وی با توجه تغییرات رخ داده و در حال وقوع در خانواده و از آن مهمتر تغییرات ارزشی در ازدواج میگوید: در سال 57 انقلاب اسلامی اتفاق میافتد که نقطه عطفی در تاریخ ایران است و کمی بعد از آن جنگ ایران و عراق آغاز میشود که نسل این دوره، تجربیات تاریخی متفاوتی از نسلهای قبل از خود پیدا میکند. بعد از پایان جنگ، روند مدرنیزاسیون و توسعه سیاسی و اقتصادی شروع میشود و جهانی شدن شتاب بیشتری میگیرد که نسل همراه با آن تجربه تاریخی و اجتماعی کاملا متفاوتی را تجربه کرده و میکند، در نسلهای بعد از جنگ، شرایط حاکم بر ارزشهای خانواده و ازدواج با تجربه جهانی شدن و همراهی با فناوریهای اطلاعات همچون اینترنت و شبکههای ماهوارهای همراه است.
اوجاقلو میافزاید: فرض بر این است که نسلهای اخیر به واسطه تجربه جهانی شدن، تمایل و گرایش کمتری به ارزش ازدواج داشتهاند. لذا تغییر ارزش ازدواج در پرتو این تغییرات تاریخی و اجتماعی ایران و در بین زنان نسلهای متفاوت نیازمند بررسی است و نتایج آن میتواند امکان دستکاری در سازماندهی ساختار آینده ایران را فراهم آورد و از وقوع بیهویتی یا اغتشاش هویتی و یا چند هویتی در بین نسلهای متفاوت جلوگیری کند.
وی که خود از جمله محققان حوزه علوم اجتماعی است که مطالعاتی درباره تغییر ارزشهای خانواده از جمله تغییر ارزشهای ازدواج داشته است معتقد است: برای تجزیه و تحلیل وضعیت خانواده در ایران باید روند تحولات اجتماعی، فرهنگی جامعه ایران را در صد، صد و پنجاه سال اخیر در نظر داشت؛ زیرا خانواده مقولهای متنوع و جدای از فرهنگ و کلیت جامعه نیست و خانواده هسته اصلی تحولات جامعه ایران را تشکیل میدهد.
عضو انجمن جامعه شناسی ایران همچنین تاکید دارد که مطالعه خانواده و تغییر ارزشهای آن در ایران، باید هم متوجه ساختار و هم شرایط و عوامل فرهنگی و محلی و منطقهای باشد.
به گفته وی، تغییر ارزشهای خانواده در ایران، از یک منظر نتیجه تحولات اساسی در تکنولوژی بوده است، تحولات تکنولوژیکی، دگرگونیها و تحولات اجتماعی و فرهنگی در جامعه را رقم زد و به دنبال آن خانواده و ارزشهای آن به عنوان یک عنصر و مولفه جامعه، تغییرات اساسی به خود دید.
اوجاقلو، در همین باره یک نکته مهم دیگر را هم یادآور میشود و آن این که روند تحولات اجتماعی، لزوما خطی نیست که اول سنتی، بعد مدرن و در نهایت، پسامدرن باشد. از این رو در شرایط کنونی ایران، همزمان میتوان سه نوع خانواده را از هم تفکیک کرد. خانواده سنتی، متجدد (مدرن) و پسامدرن. خانواده سازگار با دوره سنتی، خانواده گسترده است. چرا که با ویژگیهای دوره سنتی همچون غلبه احساسات و عواطف، پدرسالاری و پیرسالاری، تفکیک ناپذیری نقشها و وظایف و تقسیم کار جنسی، این نوع خانواده همخوانی داشته و کارکرد دارد.
بر اساس توضیحات این جامعهشناس، اگر مدرنیته با توسعه فرآیندهای عقلانی شدن، شهرنشینی، صنعتی شدن، دموکراتیک شدن و تفکیکپذیری نهادی شناسایی شود، خانواده متناسب و سازگار با آن خانواده هستهای یا خانواده هستهای تکمیلی است. همچنین دوره پسامدرن هم که با ویژگیهایی چون، مصرفی شدن، اطلاعاتی شدن، شبکهای شدن شناخته میشود و خانواده سازگار با آن خانواده متکثر یا خانواده هستهای مشارکتی است.
[B]تغییر خانواده در ایران خطی نبوده است[/B]
وی ادامه میدهد: از این رو، از سویی میتوان ادعا کرد که خانواه در ایران همگام با تحولات اجتماعی و فرهنگی و تکنولوژیکی، هم به لحاظ کارکردی و هم به لحاظ ساختاری دچار تغییر شده است و از سویی، میتوان مدعی شد که خط سیر و دگرگونی در خانوادههای ایرانی خطی نبوده و هر دوره تاریخی و اجتماعی صرفا بر اساس نوع خاصی از خانواده قابل شناسایی نیست. در ارتباط با الگوهای همسرگزینی، ازدواج، فرزندآوری، نگرش به ازدواج و تشکیل خانواده، نگرش نسبت به طلاق، صمیمیت و روابط جنسی، هر سه نوع الگوی خانواده، قابل مشاهده است؛ لذا خانواده کنونی در ایران، از نوع ترکیبی است.
اوجاقلو میافزاید: توسعه اقتصادی و گسترش رسانههای جمعی در ایران در سالهای اخیر تغییراتی را در اولویت ارزشی افراد و گروهها به وجود آورده و اثبات کرده است که چگونه توسعه اقتصادی و رشد تکنولوژیک و ارضای نیازهای اساسی در جامعه به ظهور نیازهای غیر مادی مانند عزت نفس و خودشکوفایی و دستیابی به منزلت اجتماعی در بین جوانان و نسل حاضر شده است ؛ هر چند که هنوز جمعیت قابل توجهی از افراد جامعه ما درگیر برآوردن نیازهای اولیه خود بوده و در تعقیب نیازهای مادی هستند.
وی با اشاره له تفکیک نسلهای مختلف تاریخی از حیث نوع ارزشگذاری بر ازدواج در خانوادههای ایرانی میگوید: برای نمونه نسل متولدین دوره انقلاب و جنگ، با توجه به تجارب تاریخی از جمله انقلاب و جنگ و تغییر ساختارهای اقتصادی، نوع نگاهشان به ازدواج و اهمیت آن در زندگی متفاوت از نسلهای بعد از جنگ و انقلاب است. همینطور نسل متولدین سالهای قبل از انقلاب نگرششان نسبت به ارزش ازدواج متفاوت از نسلهای بعد از انقلاب است. نسلهای بعد از انقلاب و جنگ در ایران بیشتر طالب کیفیت زندگی و به نظر گریزان از برخی ارزشهای خانواده همچون تمایل به ازدواج و به دنبال آن فرزندآوری هستند و هر چه به دورههای اخیر نزدیک میشویم شدت تاثیر جهانی شدن بیشتر شده و ازدواج معنای سنتی و قدیمی خود را از دست داده و معنای جدیدی در بین این نسلها پیدا میکند.
بنا به گفته وی، تغییر و تفاوت ارزشی بین نسلی خانوادهها در ایران، ناشی از رقابت بر سر دستیابی به انواع سرمایه در عرصههای مختلف اجتماعی است. جوانان در تلاش برای رسیدن به تحصیلات و مدارج علمی تلاش وافری از خود نشان میدهند، به ویژه زنان تنها راه دستیابی به سرمایه فرهنگی و بر هم زدن سلسله مراتب قدرت در خانواده را افزایش آگاهی از طریق ورود به دانشگاه و کسب مدارک تحصیلی بالا میدانند. از این رو این افزایش آگاهی و کسب مدارک علمی و تحصیلی در شرایط نبود دیگر شرایط لازم، تغییرات ارزشی در بین خانوادهها را منجر شده است.
[B]زنان بیش از سایر گروهها منشأ تغییر ارزشهای خانواده و ازدواج بودهاند[/B]
وی تاکید میکند که بر این اساس در جامعه ایران، شاید بتوان گفت که در یک دهه اخیر زنان بیشتر از سایر گروهها، منشأ تغییر ارزشهای خانواده و ازدواج بودهاند. اشتغال زنان، که به نوعی کسب سرمایه اجتماعی و فرهنگی در میدان زندگی برای آنان محسوب میشود، باعث دگرگونی نقشهای ثابت سنتی «مرد نان آور» و «زن خانهدار» شده و زنان هویت جدیدی کسب کردهاند که این هویت جدید نه تنها سلسله مراتب قدرت در خانواده را بر هم زده، بلکه باعث شکلگیری ارزشهای متفاوت و جدیدی هم شده است. در یک دهه اخیر، گرایش زنان به آموزش در سطوح عالی و به تبع آن تصاحب فرصتهای شغلی، باعث تغییر ارزشی و نگرشی آنان نسبت به مقولاتی چون ازدواج شده است. سن ازدواج زنان در ایران در اثر اشتغال و تحصیل تا اندازهای بالا رفته است و این بالا رفتن سن ازدواج زنان همراه با برخی عوامل دیگر از جمله بر هم خوردن تعادل جنسیتی، منجر به مساله «مضیقه ازدواج» شده است.
به گفته این جامعهشناس، پیامد دیگر بالا رفتن سن ازدواج زنان، فرصت محدود برای فرزندآوری است. در همین راستا، ارزشهای خانوادگی دیگری از قبیل پیوندهای خانوادگی و روابط خویشاوندی در اثر اشتغال و تحصیل زنان به عنوان مکانیسمهای کسب سرمایه اجتماعی و فرهنگی در عرصههای دانشگاه و اشتغال و تولید و خدمات دگرگون شدهاند.
عضو انجمن جامعه شناسی ایران در ادامه در گفت وگو با شفقنا یادآور میشود بر اساس نظریه گذار جمعیتی دوم، نقش ازدواج به عنوان سازمان دهنده بنیادی زندگی خانوادگی، به طور قابل ملاحظهای در سراسر جهان کاهش داشته است. قوانین طلاق آسانگیر شده است. نقش زنان و مردان با مشارکت زنان در آموزش، دانشگاه و کار دگرگون شده است. نگرشها بیش از پیش به سمت نقشهای جنسیتی برابری طلب در حرکت است. سطح باروری پایین آمده است و هنجارها در برابر بی فرزندی داوطلبانه زوجهای ازدواج کرده، به طور قابل ملاحظهای ضعیف شدهاند و تفکر مستقل در بین جوانان به طور فزایندهای به یک ارزش مبدل شده است.
اوجاقلو خاطرنشان میکند: روند تغییرات ازدواج و نگرش نسبت به خانواده و ازدواج در کشورهایی مانند ایران، ترکیه، مصر، مالزی و ... نشان میدهد که نقش عوامل فرهنگی به ویژه آموزههای اسلامی در خانوادهگرایی و تشکیل خانواده مهم است. بنابراین، روند گذار جمعیتی دوم تک خطی نیست و بر حسب ساختار فرهنگی کشورها متفاوت است؛ اما با این حال تغییر از خانواده گسترده به هستهای، تغییر از خانواده گرایی به فردگرایی، تغییر از کنترل خانواده به استقلال جوانان، تغییر از ازدواجهای از پیش ترتیب داده شده به ازدواجهای بر اساس عشق و انتخاب، تغییر از ازدواج در سنین جوانی به ازدواج در سن بالا، از ازدواج جهانی (عمومیت ازدواج) به داشتن پتانسیل برای تجرد گسترده، تغییر از باروری طبیعی به فرزندآوری کنترل شده، تغییر از تعداد فرزندان بیشتر به فرزندان کمتر از عمده تغییرات ناشی از این گذار بوده است و نشانههایی از ورود ایران به مرحله گذار جمعیتی دوم مشهود است، از جمله اینکه؛ در ایران فرزندآوری و باروری طبق آمار گزارش شده، در سالهای اخیر پایین آمده و به سطح جانشینی و زیر جانشینی رسیده است.
وی با اشاره تاثیرات جهانی شدن در تغییرات ارزشی خانواده و ازدواج، یادآور میشود: بسیاری از افراد در کشورهای مختلف از جمله در ایران، این فشار جهانی شدن را احساس میکنند؛ ایران، در برابر فشار و سلطه کشورها و جوامع مرکز، تسلیم محض نمیشود. فرهنگهای محلی و بومی از خود در برابر این فشار و ذوب شدن در فرهنگ جهانی، مقاومت نشان میدهد.
[B]پایینترین و بالاترین سطح ارزش ازدواج در بین کدام نسل کشور است؟[/B]
این محقق حوزه علوم اجتماعی که خود مطالعهای را در این زمینه در بین پنج نسل انجام داده است ، میگوید: پایینترین سطح ارزش ازدواج در بین نسل متولدین سالهای 67 تا 70 است. بالاترین سطح ارزش ازدواج نیز مربوط به نسل متولدین سالهای قبل از 42 است که گروه سنی بالای 50 سال را تشکیل دادهاند.
به گفته وی، به نظر میرسد در نسلهای مربوط به پیش از انقلاب نگرش به ازدواج و تشکیل خانواده در حد قوی و در نسل انقلاب و جنگ، تا حدی متوسط و در نسلهای بعد از انقلاب و جنگ که بیشتر از سایر نسلها در معرض تجربه جهانی شدن و گسترش فناوریهای اطلاعاتی بودهاند، نگرش به ازدواج و تشکیل خانواده و بهطور کلی ارزش ازدواج نسبت به سایر نسلها پایین است..
وی با مقایسه نسلهای مختلف در تغییر ارزشهای ازدواج میافزاید: متولدین نسل سالهای 67 تا 70 کمترین نمره ارزش ازدواج را داشته و متولدین نسل قبل از سال 42، بیشترین نمره ارزش ازدواج را دارند..
به گفته این جامعهشناس، تجربه جهانی شدن تاثیر منفی و معکوس و دینداری تاثیر مثبت و مستقیمی بر ارزش ازدواج دارند و بین فردگرایی و ارزش ازدواج رابطه ای وجود ندارد و افرادی که بیشتر در معرض تجربه جهانی شدن (استفاده از اینترنت و ماهواره) هستند، ارزش ازدواج در بین آنها کاهش یافته است. در مقابل با افزایش دینداری، ارزش ازدواج تقویت میشود و افرادی که دیندارتر هستند، نمره ارزش ازدواج بالایی دارند.
[B]تاثیر دینداری بر حفظ ارزش ازدواج در کدام نسل قویتر است؟[/B]
وی با بیان این که در هیچ کدام از نسلها بین فردگرایی و ارزش ازدواج رابطهای وجود ندارد در عین حال تاکید میکند که هرچه دینداری افراد بیشتر میشود، ارزش ازدواج آنها نیز بالاتر میرود . در مقاسه بین نسلها، تاثیر این رابطه در نسل متولدین 42 تا 57 قویتر و شدیدتر از نسلهای بعدی است. به عبارتی در نسل متولدین 42 تا 57 ارزش ازدواج بیشتر تحت تاثیر دینداری است. این میتواند بدین معنا باشد که در این نسل ازدواج مبنای دینی داشته و ازدواج براساس باورها و آموزههای دینی شکل میگرفت، ولی هرچه به نسلهای بعدی نزدیک میشویم این تاثیر کم میشود، بهطوری که در نسل متولدین 71 تا 74 دینداری کمترین تاثیر بر ارزش ازدواج را در مقایسه با دیگر نسلها، به ویژه نسل متولدین 42 تا 57 را داشته است..
این جامعهشناس با بیان این که رابطه بین تجربه جهانی شدن و ارزش ازدواج در نسل متولدین قبل از 42 و 42 تا 57 اصلا معنا پیدا نمیکند، چرا که این نسلها اصلا جهانی شدن را تجربه نکردهاند، یادآور میشود که تجربه جهانی شدن در نسلهای اخیر معنا پیدا کرده و در چند دهه اخیر است که جهانی شدن تقویت شده است و نسلهای اخیر بیشتر از نسلهای دیگر جهانی شدن را تجربه کردهاند به نحوی که در این نسلها ارزش ازدواج بیشتر متاثر از تجربه جهانی شدن است.
اوجاقلو با بیان این که در ایران از سال 1372 تا سال 1392 شمار استفادهکنندگان از شبکههای ماهوارهای از یک درصد به هفتاد و چهار درصد رسیده است، میگوید: این رویدادها و تجربیات تاریخی مشترک این امکان را به نسل خود میدهد که متفاوت از نسلهای دیگر به مقولاتی چون خانواده و ازدواج بیندیشد.