با سير صعودي علم و تكنولوژي در عصر مدرن، زندگي انسانها تحت تأثير تغييرات جديدي قرار گرفت. دگرگوني حاصل از عصر مدرن به تدريج سبك زندگي جديدي را دركانون خانوادهها بهوجود آورد و به تبع با رواج شهرنشيني، فرهنگ خاص آن در چارچوب آپارتماننشيني و ساختمانهاي آسمانخراش ايجاد شد. فرهنگ در كانون خانوادههاي جديد به يك چارديواري كه از همسايه ديوار به ديوار بيخبرند، معنا پيدا كرد. از طرف ديگر، روند مهاجرت و افزايش جمعيت ناهمگون در شهرها منجر به بيكاري، تورم و بزهكاري شد و هريك از اين مؤلفهها، آسيبهاي جدي به پيكره خانواده وارد كرد.
ورود فناوريهاي حاصل از عصر تكنولوژي هم به نوبه خود باعث نزول مراودات در خانوادههاي ايراني شده است. ابزارهاي برقراري ارتباط مانند تلفن، اينترنت و. . . باعث كمرنگ شدن ارتباطات و تعاملات خانوادگي به صورت مستقيم و چهره به چهره شده است. مدت زمان يك يا دو روزه براي ديد و بازديد اقوام نيز به مدت زمان چند دقيقه با وسايل ارتباطي نوين تبديل شده است.
سبك ارتباط ديداري بين اقوام بهصورت ارتباط ماشيني يا همان ابزاري و آنهم بهصورت مكالمه كوتاهمدت در سبك زندگي عصر نوين نهادينه شده است و همين نوع برقراري ارتباط باعث جزيي صميميت، يكدلي و فاصله انداختن عواطف و تعاملات اجتماعي ميشود و ساز وكار ديد و بازديد به صورت مستقيم و آداب مختص به آن، جاي خود را به شكل جديدي از ارتباطات و تعاملات اجتماعي داده است.
آداب مهماني، حلقه گمشده فرهنگ ايرانيها
از قديمالايام تمام مناسبتهاي اجتماعي آداب مخصوص به خودش را داشت و تمام افراد خانواده نسبت به سنتها و رسوم خاص آن پايبند و براي آئينها و آداب و رسوم، احترام خاصي قائل بودند.
مهماني دادن و رفتن يا همان ديد و بازديد، آداب خاص به خودش را ميطلبد. مهمانيها در قديم به سبك سنتي، خودماني و ساده بود و تمامي افراد در كانون خانواده به مهمانها احترام ميگذاشتند و پذيراييها بدون زرق و برق و و فارغ از چشمنما شدن بود، اما افراد جامعه ما در سالهاي اخير نوعي رقابت را در آداب و رسوم مهماني لحاظ و سعي ميكنند به بهترين حالت ممكن كه به مرحله تجمل ميرسد از مهمان پذيرايي كنند. چشم و همچشمي در اقوام براي برگزاري مهماني ويژه و توقعات بيجاي مهمانها از ميزبان باعث شده است كه خيلي از خانوادهها قيد مهماني رفتن را بزنند يا از مهمان دعوت كردن طفره بروند. نويسنده كتاب «اخلاق معاشرت» در اين زمينه ميگويد: «مهمان خوب كسي است كه وقتي به خانهاي ميرود همانجا با درآوردن كفش، توقعات بيجا را هم از خود دور كند و هيچ گلهاي نداشته باشد و به ماحضر راضي باشد.»
با اين روند ديد و بازديدهاي خانوادگي به كمترين حد خود ميرسد و تا جايي پيش ميرود كه افراد جوان در خانوادهها حتي برخي از اقوام خود را نميشناسند و ارتباط اقوام فقط در چند ساعت كوتاهمدت در مجالس عروسي و عزا صورت ميگيرد چون تنها جايي كه اقوام و آشنايان يكديگر را ملاقات ميكنند، همين مراسم است. بهوجود آمدن پديده غريبگي در بين اقوام و خانوادهها، زنگ خطري جدي براي بنيان خانوادههاست و باعث ميشود مراودات فاميلي و ديد و بازديدها روندي نزولي داشته باشد. كاهش مراودات خانوادگي باعث ضربهزدن به بافت اصيل زندگي و ارزشهاي اجتماعي ميشود و هر يك از افراد خانواده، حس تنهايي را در روند زندگي اجتماعي خود تجربه ميكنند. به انزوا كشيده شدن انسانها در تعاملات و مراودات خانوادگي هم افسردگي و بيماريهاي رواني حاصل از آن را هم در پي دارد. پيامدهاي منفي حاصل از كاهش ارتباط فاميلي و صلهرحم به همينجا ختم نميشود بلكه حس تعامل، همبستگي و مشورت از بزرگترهاي فاميل و آشنايان از بين ميرود. محدود شدن دامنه ديد و بازديد در بين اقوام و آشنايان، خانوادههايي تكقطبي بهبار ميآورد و با افرادي مواجه ميشويم كه در زندگي خود تمام نيازهاي عاطفي و اجتماعيشان از كانالهاي ديگري برطرف ميشود كه جنبهاي كاملاً مصنوعي دارد. دستاوردهاي تكنولوژي ارتباطي وارداتي غرب كه شامل شبكههاي اجتماعي و زيرمجموعههاي آن است از اين دست كانالهاست. در زمان گذشته رفت و آمدها بين اقوام و خانوادهها ژرف و باصفا بود و چندين نسل از اقوام يكديگر را ميشناختند و شكل پذيرايي از مهمانها بهدور از تجملگرايي و چشم و همچشمي بود. رفت و آمدها بهصورت دوستانه و دوسويه انجام ميشد، ولي در حال حاضر به دلايل ذكر شده، ديد و بازديدها بهتدريج در حال برچيده شدن است.
مناسبات چهرهبهچهره بين اقوام در خانوادههاي ايراني بهدليل مشكلات كاري، كمبود وقت، مشكلات معيشتي و از همه مهمتر چشم و همچشمي، در حال كمرنگ شدن است. البته براي داشتن يك جامعه گرم و صميمي با ديد و بازديدهاي خانوادگي متعارف و اصولي ميتوان بهانه مشكلات كاري و نداشتن زمان را كنار گذاشت و براي پايدار و باثبات ماندن روابط اجتماعي، ديد و بازديد را به عنوان يك ميراث كهن ملي و ديني احيا كرد. نگذاريم سبك زندگي جديد با نمايهاي از روابط خانوادگي گسسته و خودمحوري در افراد شكل بگيرد.