سرمربي تيم ملي پس از مدتها شكيبايي در مقابل منتقدان بالاخره سكوتش را شكست. حذف ناباورانه تيم ملي از جامملتها فرصت خوبي بود براي مربيان ايراني تا حسابي عقدهگشايي كنند و عليه سرمربي پرتغالي موضع بگيرند. در اين ميان امير قلعهنويي و حميد درخشان گوي سبقت را از سايرين ربودند تا كارلوس كرش ديروز در مقابل خبرنگاران ايراني حرفهاي نگفتهاش را به زبان بياورد.
مردم به تيم ملي افتخار ميكنند
به بازيكنانم گفتم كه قطر و امارات شرايط مالي و امكانات بهتري دارند. آيا اين موضوع بايد روحيه ما را تخريب كند يا به ما انگيزه بدهد؟ هميشه به آنها گفتهام كه ما هيچ توجيه و بهانهاي نداريم. ديگر همه هواداران ما چه در داخل و چه خارج اين واقعيت را درك ميكنند و اتفاقاً براي همين است كه اكثريت آنها به اين تيمملي افتخار ميكنند.
آينده درخشان
من بعد از جام جهاني 10 بازيكن جوان به تيمملي اضافه كردم ما شاهد حضور وريا غفوري، رامين رضاييان، سروش رفيعي، مرتضي پورعليگنجي، سردار آزمون، عليرضا جهانبخش، وحيد اميري و... در تيمملي هستيم. تيم ملي بيمدال به خانه برميگردد اما اين بازگشت با يك آيندهاي همراه است. دستانمان خالي نيست.
خيال كردند ترسو شدهام
نميخواهم براساس علايق شخصيام حرفي بزنم چون اين كار اشتباهي است. بايد ديد كه چه مسير مناسب و پيشرفتهاي براي فوتبال ايران بايد انتخاب كرد. شفاف بگويم من در چهار سال گذشته آرامش خودم را حفظ و سكوت كردم. اما ظاهراً اين سكوتم باعث سوءتفاهم عدهاي از افراد شده است. آنها فكر كردند من بيتفاوت و ضعيف و ترسو شدهام!
باختشان را گردن تيمملي انداختند
باور كنيد اگر الان پاسخ آنها را محكم ميدهم فقط به خاطر بازيكنان و فوتبال ايران است و نه به خاطر خودم. آنها وقتي تيم باشگاهيشان باخت بازيكنان مليپوش را ضعيف قلمداد و آنها را علت شكستها بيان ميكردند.
رهبر مخالفان
قلعهنويي اين موضوع را رهبري و روند تحريم كردن بازيكنان مليپوش را از قبل از جام جهاني آغاز كرد، شما چه چيزي از اين كارها به دست ميآوريد؟ هيچ چيز! او گاهي كه نميخواهد خودش مستقيم چيزي بگويد صحبتهايش را از طريق دستيارانش، فيزيوتراپها، پزشكان و افراد ديگر از جمله مدير عامل پيشين استقلال بيان ميكند.
با نكو و آندو چه كردند؟
ببينيد آنها با جواد نكونام و آندرانيك تيموريان در استقلال چه كردند. من درباره بازيكنان ديگر صحبتي نميكنم چون الان در استقلال هستند. اما آنها به اين دو بازيكن لطمه ميزدند تا اين بازيكنان در تيمملي عملكرد خوبي نداشته باشند.
افتخارات درخشان!
درباره درخشان هم بايد بگويم او چه اختياري از نظر فكري دارد كه درباره تيمملي حرف ميزند؟ تا جايي كه ميدانم او زماني سرمربي تيمملي زير 17 سال ايران بوده و بهترين عملكردي كه در آنجا داشته استفاده از بازيكنان صغر سن بوده است. درخشان با بازيكنان صغر سن نيز نتوانست باعث موفقيت ايران شود و آن اقدام شرمآور باعث محروميت چهار ساله ايران شد. او همچنين در سال 1986 همراه با 13 بازيكن عليه تيمملي اعتصاب كردند. آنها تيمملي كشورشان را تحريم ميكنند. درخشان سرمربي تيمهاي پيكان، تبريز و شاهين بوشهر بود كه هر سه تيم به دسته پايينتر سقوط كردند. او همين سابقه را در تيم داماش گيلان و تيمهاي ديگر هم دارد. به اين توجه كنيد كه پرسپوليس در 10 بازي چهار باخت داشت.
اجازه اظهارنظر نداريد
درخشان و البته قلعهنويي با اين شرايط چطور اجازه اخلاقي به خودشان ميدهند كه درباره تيمملي اينطور صحبت كنند. اين مربيان يك ماه به خاطر ليگ قهرمانان آسيا ليگ را تعطيل ميكردند. قلعهنويي از حمايتهاي تيمملي به فدراسيون استفاده كرد اما چه دستاوردي داشت؟ هر وقت تيمشان ميبرد نميگويند به خاطر حضور بازيكنان مليپوش است اما هر وقت ميبازند تقصير را به گردن بازيكنان مليپوش مياندازند. برخي افراد در گذشته چنان كردند كه اكنون از نظر اخلاقي اجازه حرف زدن درباره تيمملي را ندارند.
شايد ايراد از من است
ميخواهم شما را سورپرايز كنم و بگويم خود من هم ميتوانم تغيير كنم و مربي ديگري جاي من بيايد. شايد ايراد از من است، اما حرف كرش اين است كه اين تصميم براي سرمربيگري تيمملي در اختيار مسئولان و هواداران است نه مربيان.
بايد تغيير كنيد
معتقدم فوتبال ايران بايد تغيير كند اما اين فوتبال با حضور يكسري افراد كه ميخواهند فوتبال ايران را تضعيف كنند و آن را پايين بكشند، موفق نميشود. مربيان بايد متحد و همدل باشند. متأسفانه چنين آدمهايي كار خودشان را انجام نميدهند اما درباره كار بقيه حرف ميزنند. خاضعانه ميگويم حتي اگر خود من هم مشكل هستم بايد تغيير كنم. هيچ مشكلي نيست من ميروم، اما درست آن است كه اين تصميم در اختيار مسئولان و مردم باشد نه مربياني مثل امير قلعهنويي و حميد درخشان.
آرزوي موفقيت براي تيم ملي
يادمان نرود خداوند در آينده درباره ما قضاوت ميكند. از ته قلبم ميگويم كه حتي براي همين آدمها آرزوي موفقيت دارم. من هيچ وقت آرزوي شكست مربي ديگري را نكردهام. من كاري نميكنم كه مربي ديگر را تخريب كنم يا چوب لاي چرخ او بگذارم. پدرم مربي فوتبال بود و يادم داد پس از هر بازي بالاخره يك خانواده اشك ميريزد براي همين من هيچ وقت آرزوي بدي براي شخص مقابلم نكردم. هر بازي را كه ميبريم ميدانم زن و بچه بازيكن تيم مقابل در حال گريه كردن است. در هر بازي يك لحظه به خانواده بازيكنان تيم مقابل هم فكر ميكنم و برايشان آرزوي بدي ندارم. از نظر من اين افراد (قلعهنويي و درخشان) استحقاق جايگاهي را كه به عنوان مربي در فوتبال ايران گرفتهاند، ندارند.