
خبرها حاكي از اين است كه سياست مديريت جديد سيما در راستاي توليدي شدن برنامهها به جاي پخش زنده قرار گرفته است.
ماجراي جنجالآفريني مسائل مطرح شده در برخي از برنامههاي زنده مانند مجله تئاتر كه در نهايت به تعليق تنها برنامه تئاتري سيما منتهي شد تا برنامه كولهپشتي و نمونههاي بسيار ديگري كه گاه دردسرهاي بسياري را براي رسانه ملي و مديرانش ايجاد كرده بود، در نهايت مديران سازمان صدا و سيما را بر آن داشت كه برنامههاي زنده را به صورت ضبط شده راهي آنتن رسانه ملي كنند.
هرچند زنده بودن برنامه، امتيازي براي جذب مخاطب بيشتر محسوب ميشود اما انگار حاشيههاي احتمالي برنامه زنده، باعث شده مديران جديد سيما عطاي پخش برنامه زنده را به لقايش ببخشند و ترجيح دهند برنامههاي زنده را در قالب توليدي راهي آنتن تلويزيوني كنند.
اما مسئلهاي كه در ماجراي برنامههاي زنده به ميان ميآيد اين است كه صرف زنده يا توليدي بودن نميتواند معياري براي ارزيابي برنامههاي سيما تلقي شود و در اين ميان چه بسيار برنامههاي زنده خانوادگي كه سالهاي سال است ساعات شبكههاي مختلف را تحت سيطره خود قرار دادهاند و تنها آوردهشان بحثهاي تكراري و بيسروته و بخشهاي بيهودهاي مانند آموزش غذاهايي است كه برخيهايشان بيش از دهها و گاه صدها بار از همان برنامه پخش شدهاند. علاوه بر برنامههاي زنده نهچندان تأثيرگذار خانوادگي، برخي از برنامههاي به اصطلاح گفتوگو محوري هم هستند كه با بيان مكرر مسائل تكراري در ساعات ترافيك سيما به آنتن ميروند و در نهايت نه ميتوانند مخاطبي را به خود جلب كنند و نه كسي از ديدنشان تأثير ميپذيرد.
در اين ميان اگر چنين برنامههايي مورد بازبيني مديران سيما قرار بگيرد و هزينه برنامههاي تكراري و بيمخاطب، صرف توليد برنامههاي پرمخاطب شود، ميتواند به افزايش مخاطبان رسانه ملي و افزايش كيفي برنامههايش بينجامد. از طرف ديگر اما برنامههاي زنده هنري در رسانه ملي ما همواره با بيمهريهاي متعددي روبهرو شده است و معمولاً قرباني مشكلات كمبود بودجه و دردسرهاي بيهوده حاشيهاي شده است در حالي كه اين برنامههاي هنري هستند كه ميتوانند با پرداخت به هنرهايي مانند سينما، تئاتر و غيره، مخاطبان نوجوان و جوان را با خود همراه كرده و آنها را از تماشاي رسانههاي آنور آبي دور كنند. اميد كه تأكيد جديد سازمان صداوسيما بر كيفيت آثار، به كاهش برنامههاي بدون مخاطب و افزايش برنامههاي هنري و تأثيرگذار بينجامد.