شوراي صدور پروانه نمايش شبكه خانگي در تازهترين تصميم خود با عرضه و پخش چند فيلم و دو سريال در شبكه نمايش خانگي موافقت كرده است كه يكي از اين سريالها، «ابله» كمال تبريزي است؛ قرار است قسمت سوم اين سريال در اين شبكه منتشر شود؛ اما مردم واقعاً چقدر مقدم اين آثار را به شبكه نمايش خانگي خوشامد ميگويند؟
شبكه نمايش خانگي با محصولات فرهنگي كه مدتهاست در سطح سوپرماركتها و فروشگاهها توزيع ميشوند، ديگر مهمان تازهوارد عرصه فرهنگي كشور نيست كه مردم آن را خوب نشناسند؛ با ورود كارگردانهاي شناختهشدهاي چون مهران مديري، داود ميرباقري و كمال تبريزي به اين شبكه و ساخت سريال براي آن، نام شبكه نمايش خانگي بيشتر در اذهان جا افتاده است اما نه به عنوان يك پاتوق خوب و قابل اعتماد براي پول خرج كردن و تماشاي سريالهايي كه سرشان به تنشان ميارزد. اين موضوع ميزان استقبال مردمي از آثار اختصاصي شبكه نمايش خانگي را دستخوش جزر و مدهاي زيادي كرده است. سريالهاي زيادي وارد اين شبكه شدهاند؛ بعد از امثال مهران مديري و داود ميرباقري حالا قابل اعتناترين نامي كه اختصاصي براي اين شبكه سريال ميسازد، كمال تبريزي است؛ تبريزي براي شبكه نمايش خانگي سريال «ابله» را ساخته است؛ آن هم با بوق و كرنا و تبليغات فراوان در اينستاگرام و فضاي مجازي و بنرهاي سطح شهري. تا به حال دو قسمت از اين سريال در اين شبكه توزيع شده و شوراي صدور پروانه نمايش حالا مجوز انتشار قسمت سوم سريال جديد او را صادر كرده است. قسمت سوم«ابله» به زودي در سطح اين رسانه منتشر ميشود. با اين وجود، استقبال از «ابله» كمال تبريزي تاكنون چندان دلگرمكننده و قابل توجه نبوده است آن هم با وجود تلاشهايي كه تبريزي براي جلبنظر مخاطب در اين سريال انجام داده است. يكي از اين جذابيتها حضور محسن تنابنده در نقش پيرزن و گريم جالبتوجه او در اين سريال است كه ظاهراً اين ترفند نيز نتوانسته خوب جواب دهد؛ همانطور كه پيش از اين در سريال «شاهگوش» ميرباقري نيز حضور محسن تنابنده با گريم جالب توجهي كه او را شبيه يكي از خوانندههاي ايراني مقيم لسآنجلس ميكرد نتوانست آن چنان كه بايد آمار مخاطبان اين سريال را تا به انتها بالا نگه دارد. «شاهگوش» سريالي بود كه شروع خوبي را تجربه كرد و اگرچه مانند سرنوشت تلخ «قهوه تلخ» مهران مديري بيپايان نماند اما پاياني كه برايش طراحي شده بود نيز نتوانست نظر مساعد مخاطبانش را جلب كند؛ حالا به نظر ميرسد كه مردم بعد از همه اين اتفاقات اعتماد خود را نسبت به اين شبكه از دست داده باشند! براي پيدا كردن منشأ دلايلي كه منجر به اين بياعتمادي شده ميتوان گزينههاي زيادي را كنار هم گذاشت. مردمي كه براي خريد آثار مورد علاقهشان در شبكه نمايش خانگي دست به جيب شده و هزينه ميكنند خواهان مشاهده آثار فرهنگي با بهترين كيفيت هستند؛ مانند اشتياق براي تمام كردن يك كتاب جذاب و رسيدن به خط پايان آن، مردم دوست دارند آثاري را تماشا كنند كه با كيفيت آغاز شود و با كيفيت به پايان برسد. مردم دل به آثاري ميسپارند كه پديدآورنده آن اثر نيز براي كاري كه در هر بستري ارائه ميدهد ولو بستري به نام شبكه نمايش خانگي ارزش قائل باشد درست به همان اندازهاي كه براي ارائه اثر در سطح سينماي ملي ايران ارزش قائل است. مردم فقط كيفيت ميخواهند و سريالهايي كه در شبكه نمايش خانگي توليد ميشوند تا به حال در جلب اين اعتماد و استقبال مردمي ناكام بودهاند.