چندي پيش يك صاحبنظر غربي گفته بود اگر در غرب اسطورهاي مانند حسين بن علي وجود ميداشت، با دستگاه عظيم فرهنگي و سينمايي غرب، افكار جهان و نظام اجتماعي و سياسي آن را تسخير ميكرديم. پس از ترور كاركنان نشريه فرانسوي، نمايش چند دقيقهاي سران قاتل چند كشور اروپايي در جلوي راهپيمايان در پاريس، نشان داد آنان تا چه حد بدون اسطوره و خالي از انگيزههاي حقيقي براي ابراز وجود هستند اما در عين حال تا به چه حد از حوادث پيرامونيشان كه گاه كاملاً مصنوعي به دست خودشان ساخته ميشود، در ابعاد جهاني بهره ميبرند.
فرانسه، مهد تمدن مغربزمين است. زبان، فرهنگ، تاريخ، قهرمان، رمان، مدل، عطر، لباس، مشروب و غذاي فرانسوي در ديگر سرزمينهاي غربي الگوبرداري شده است و ميشود. حالا اين سرزمين 12 ميليون مسلمان دارد؛ مسلماناني كه اجدادشان از سرزمينهاي تحت استعمار فرانسه به اين كشور آمدهاند يا در چند دهه اخير به آنجا مهاجرت كردهاند.
سال 88 در حج تمتع در بعثه رهبري، دو روحاني از فرانسه ميهمان بودند. يكي از آنها در گعدهاي كه گرفته بود، صحبت از «جمهوري اسلامي فرانسه» در آينده نزديك ميكرد! اما آيا قانون اساسي فرانسه و قوانين ديگر حكومت مسلط، اجازه فكر كردن به اين خيال را ميدهد؟ حتي اگر روزي جمعيت مسلمانان فرانسه مثلاً 80 درصد كل جمعيت باشد؟! توليد داعش و ريخته شدن خون چند فرانسوي به غرب اجازه ميدهد نقشه اسلامهراسي خود را با لعاب بيشتر و سرعت افزونتر و خيال راحتتري به پيش ببرد. آنها نگران فرانسه، بلژيك، اسپانيا، انگليس و آلمان 2025 هستند. آنها اربعين را ديدند. ميليونها پابرهنه كه 10 روز- نه چند دقيقه- را با غذاي عشاير عراق و تمهيداتي در حد امكانات چند صد سال پيش به سر بردند. كاري كه اگر بخواهد با برنامهريزي و نظام مديريت و رفاهي قرن 21 انجام شود، بايد براي آن هزينهها كرد.
غرب از خيمهگاه اربعين وحشت كرده است. آن خيمهگاه مقصدي دارد. هيچ حركتي بدون مقصد نيست. به آن قاتل كودكان، نتانياهوي دلقك در صف اول راهپيمايي فرانسه توجه كنيد. او ميخواست در مقابل راهپيمايي عظيم اربعين در يك مدل غربي جايي براي خود باز كند تا مقابل آن حركت عظيم مسلمانان، صفآرايي كرده باشد. در كنار او جاي البغدادي خالي بود.
رسانههاي غرب اربعين را ديدند و نگذاشتند مردم جهان ببينند، اما چند روز است كه نمايش پاريس را از روي صحنه پايين نميآورند. اين ايمان ما را به حقانيت آن راهپيمايي بزرگي كه برپا كرديم، مستحكمتر ميكند و افول غرب را نزديكتر ميبينيم و غير از ديدن، صدايي هم ميشنويم كه صداي خرد شدن استخوانهاي نظامهاي ضددين است.