اين روزها سهمگيري از بودجه 94 يكي از امتيازات عملكردي مديران به شمار ميرود؛ آنهايي كه توانستهاند در لايحه بودجه افزايش اعتبار كسب كنند كه با افتخار گزارشي از آن بيان ميكنند و آنهايي هم كه دستشان از افزايش بودجه دولتي كوتاه مانده با رسانهاي كردن اين امر تمام تلاش خود را ميكنند كه لااقل نظر مجلس را در فصل بودجهخواني به خود و لزوم تخصيص اعتبار بيشتر به دستگاهشان جلب كنند. البته اين رسم مرسوم تا زمان تصويب نهايي و ابلاغ بودجه ادامه دارد.
در ميان تمام دستگاههايي كه از بودجه دولتي ارتزاق ميكنند، آموزش و پرورش معمولاً بيشترين توفيق را براي جلب اعتبارات بيشتر دارد. اين موفقيت را كه اتفاقاً در تمام دولتها تكرار ميشود، علياصغر فاني، وزير آموزش و پرورش نيز قبل از تصويب نهايي بودجه 94 بارها در رسانهها اعلام كرده است. البته آموزش و پرورش بخش قابلتوجهي از اين اطمينان قبل از تصويب را مرهون حساسيتي است كه جامعه در سطوح مختلف براي اين وزارتخانه و فرآيند تعليم و تربيت قائل است.
اما از ميان تمام اظهاراتي كه از سوي مديران ارشد آموزش و پرورش در رابطه با بودجه اين دستگاه بيان ميشود، اظهارات ديروز فاني در نشست صميمي با فرهنگيان و مديران مدارس شهرستان قرچك كه در كانون فرهنگي ملائك برگزار شد، جلب توجه ميكند. وزير آموزش و پرورش با بيان اينكه سه زيرنظام سند تحول بنيادين تا پايان سال آماده ميشود، گفت: 300 ميليارد تومان براي كيفيت بخشي و اجراي سند تحول بنيادين در بودجه سال 94 در نظرگرفته شده است.
اين جمله متضمن ظرايفي است كه از چشم صاحبنظران دور نميماند. يكي از اين ظرايف، اختصاص رديف جداگانه در بودجه سال آينده براي اجراي سند تحول بنيادين است. اولين تناقض مشهود در اين باره اين است كه چرا دستگاه اجرا و آموزش و پرورش به طور خاص، اجرايي كردن مفاد سند تحول را از مجموع فرآيند تعليم و تربيت جدا دانستهاند؟
اين نوشته قصد قضاوت ندارد اما به نظر ميرسد برداشتي متفاوت با آنچه بايد باشد از سند تحول بنيادين در سطح مديران اين وزارتخانه وجود دارد زيرا سند تحول بنيادين يك سرفصل جدا از وظايف اين دستگاه نيست بلكه سندي راهبردي براي اجراي وظايف هميشگي است، يعني سند تحول روح تازهاي در كالبد آموزش و پرورش است كه تعليم و تربيت و خروجي آن را در تراز ايران اسلامي قرار ميدهد.
در حالي موضع روزگذشته آموزش و پرورش به قرار اجرايي شدن به اين نگراني در ميان صاحبنظران دامن ميزند كه آموزش و پرورش سند تحول بنيادين را در سطح يك وظيفه و يك برنامه نگاه ميكند كه ممكن است در دورهاي اجراي آن به هر دليلي متوقف شود، كما اينكه در طول چند سالي كه از ابلاغ آن ميگذرد نيز نمود چنداني نداشته است. از طرفي از باب تعارف و براي نشان دادن توجه به سند رديف جداگانهاي براي آن در نظر گرفته شده است.
به عبارت ديگر، سند تحول بنيادين براي آموزش و پرورش يك برنامه در كنار ساير برنامهها است، در صورتي كه بايد بر فعاليتهاي جاري تعليم و تربيت حاكم شود و يك رابطه عرضي داشته باشد نه طولي.
اين طرز بودجهبندي در ساير دستگاهها اگر اتفاق ميافتاد به حساب تعيين حياط خلوتي براي آنها به شمار ميرفت، يعني بودجهاي براي روز مبادايي كه دستگاه اجرايي به هر دليلي نخواسته آن روز مبادا را براي قانونگذار مشخص كند اما ساحت آموزش و پرورش از اين گمانهزنيها مبرا است و بسياري دوست دارند اين حد فاصل و حرمت و قداست آموزش و پرورش همچنان محفوظ بماند.