جوان آنلاين: سياست آمريکا همواره بر اصل سلطه نظامي بر کشورها استوار بوده چرا که وجود جمعي نظامي وابسته در درون يک کشور مي تواند در حوزه اقتصادي و سياسي نيز براي آمريکا دستاوردهاي بسياري داشته باشد. نمود عيني اين امر را در کشورهاي عربي حوزه خليج فارس ميتوان مشاهده کرد که عملا فاقد ارتش مستقل بوده و تحت امر آمريکا، نيروهاي امنيتي آنها شکل گرفته است.
آمريکا اين سياست را پس از ورود به عراق نيز در دستور کار قرار داد. اولين مرحله سياست آمريکا را حاکمسازي «پل برمر» در قالب حکومت نظامي در عراق تشکيل ميداد آمريکا با اين طرح به دنبال حاکمسازي نظاميان در کشور بود تا ساختار سياسي نيز براساس آن چينش شود تا هر زمان نياز بود از آن براي سرکوب مردم بهره گيرد. سناريويي که در مصر نيز اجرا گرديده و السيسي اکنون در قالب رئيسجمهور و در اصل به عنوان حاکميت نظاميان به حفظ منافع آمريکا ميپردازد.
با بيداري مردم عراق و مرجعيت ديني طرح حاکم نظامي در عراق به نتيجه نرسيد و آمريکا اجبارا پذيرند ايجاد ساختار سياسي غيرنظامي در اين کشور گرديد. تئوري آمريکا در اين مرحله آن بود که سکولارها ليبرالها قدرت را در دست گيرند حال آنکه نه در پارلمان و نه در ساختار دولت عراق اين امر محقق نگرديد و براساس ترکيب جمعيتي که شيعيان در اکثريت ميباشند، دولت با محوريت نخستوزير شيعه و البته با همراهي کردها و ا هل سنت تشکيل گرديد.
آمريکاييها اميدوار بودند که در انتخابات سال 2014 بتوانند ساختار سياسي را تغيير دهند چنانکه از يک ماه پيش از انتخابات فضاسازي با محور تشکيل دولت ملي را سر دادند. دولتي که محور آن را عدم توجه به آراي مردم و تشکيل دولت براساس حضور تمام جريانهاي سياسي در قدرت قرار داده بود به عبارتي يک دموکراسي تحميلي آمريکايي که ابطالکننده راي مردم بود.
نتيجه انتخاباتي نشان داد که راي مردم بيش از گذشته به جريانهاي شيعه بوده که نتيجه آن برابر با شکست طرح آمريکا براي سلطه بر عراق است. آمريکاييها که در رسيدن به اهداف خود ناکام مانده بود پروژه اعزام داعش به عراق و پيوند آن با بعثيها براي تغييرهاي ساختار عراق را در پيش گرفت. اما آنچه آمريکا پيشبيني نکرد بسيج مردمي در حمايت از ارتش بود. بسيجي که با لبيک به نداي مرجعيت براي ايستادگي کل کشور در مبارزه با تروريسم تشکيل گرديد. گذشت زمان اين درس را به آمريکا داد که برخلاف طرح آنها عمر داعش سالها دوام نياورده و عراق در کنار سوريه توانستهاند تا حدود زيادي تروريستها را تار و مار کرده و به اذعان جهانيان حيات اين گروهها به روزهاي پاياني خود نزديک شده است. اين ناکامي براي آمريکاييها در حالي رقم خورده که کردها نيز چندان توجهي به سياستهاي آمريکا نکرده و عملا واشنگتن در ايجاد پايگاه نظامي در اين کشورها ناکام بوده است.
در اين شرايط آمريکا تئوري جديدي را در پيش گرفت و آن ادعاي تشکيل ارتش جديد عراق است. براساس اين طرح نيرويي به استعداد 100 هزار نيرو برگرفته از نيروهاي اهل سنت و بعثيهاي بر جاي مانده از رژيم گذشته عراق تشکيل داده ميشود آمريکا ادعا دارد که ميخواهد اين گروهها را براي مبارزه با داعش تعليم دهد در حالي که عشاير از محورهاي اين ارتش هستند.
اين ادعا در حالي مطرح ميشود که ارسال تسليحات آمريکايي براي داعش سابقه تاريخي آمريکا مبني بر عدم پايبندي به تعهدات نظامي خود در طول 7 سال گذشته و نيز تجربه تلخ عراق از تشکيل شوراي بيداري توسط پترائوس فرمانده نيروهاي آمريکايي در عراق که ورود آنها به ارتش عراق زمينهساز فاجعه موصل و تصرف آن توسط داعش گرديد ابهامات بسياري را در صداقت ادعاي آمريکا ايجاد کرده است.
با توجه به اين سوابق اين سئوال مطرح است که آمريکا از تشکيل ارتش جديد با محوريت اهل سنت و بعثيها به دنبال چيست؟ پاسخ به اين پرسش در دو حوزه داخلي عراق و منطقه قابل بررسي است آمريکا از ديرباز به دنبال ايجاد نيروي نظامي مطيع خود بوده تا مجري طرح سرکوب اقدامات ضد آمريکايي باشد چنانکه در مصر و ساير کشورهاي عربي اين طرح اجرا شد. آمريکا با تشکيل ارتش و بعثي آنها را جايگزين داعش ميسازد تا ضمن اجراي پروژه تجزيه عراق برسد بخش شيعه، سني، کردها پروژه داشتن گروه نظامي وابسته به خود براي سلطه به عراق را محقق سازد. در حوزه منطقهاي آمريکا بر اين گمان است که با تشکيل ارتش دست نشانده در شمال عراق و شمال سوريه ميتواند از يک سو امنيت نفتي براي خود ايجاد نمايد و از سوي ديگر با به چالش کشاندن مقاومت امنيت رژيم صهيونيستي را محقق سازد. براين اساس است که مردم و گروههاي سياسي عراق مخالفت شديدي با طرح ارتش آمريکا داشته و بازسازي ارتش کنوني عراق با الگوي عراق را اصل محوري برنامههاي خود ميدانند. اجراي طرح آمريکا توطئه جديد براي سلطه بر عراق و جبران شکستهاي گذشته است که پيامدهاي منفي بسياري براي عراق و منطقه به همراه خواهد داشت. اقدامي که ميتوان آن را برگ ديگر جنگافروزي اوباما در منطقه دانست هر چند که در ظاهر ادعاي دموکراسي و کمر به عراق براي مبارزه با تروريسم را سر ميدهد.