
مدتهاست كه اتوبوسهايي در مسيرهاي بين شهري خدمات ميدهند كه به ويآيپي (V I P) مشهور شدهاند. VIP مخفف سه واژه Very Important Person به معناي شخص بسيار مهم ميباشد. اين اتوبوسها عليالقاعده بايد خدمات بيشتري نسبت به ساير اتوبوسها ارائه دهند و از نظر مسافر نيز تقريباً 26 نفر گنجايش دارند.
از اينگونه اتوبوسها در پايانههاي مسافربري و پايگاههايي كه بليت اينترنتي اتوبوس ميفروشند نيز به همين نام ياد ميشود. چندي پيش نيز نگارنده با تصور اتوبوس ويآيپي كه در مسير كوآلالامپور تا سنگاپور طي طريق كرده بود و به دنبال معناي ارائه خدمات بهتر براي مسافر، بعد از حدود 10 سال تصميم به مسافرت با اتوبوس بين شهري گرفت. اما در عمل آنچه قابل مشاهده است تنها فاصله بين صندليها و راحتتر بودن صندليها بود، وگرنه همه هيجان سفرهاي برونشهري اهم از اخلاق تند راننده و نبود خدمات كافي باعث شد تا تنها چيزي كه مسافران در سفر احساس نكنند «خيلي مهم بودن شخصيتشان باشد!»
نگارنده از لحظه سوار شدن شاهد دعواي دو راننده اتوبوس بود و بعد از آن غر زدنهايي كه شايد ساعتها طول كشيد و هر آن نگران اين بود كه خداي ناكرده اين رانندگي حين عصبانيت ممكن است حادثهاي بيافريند. به خصوص كه رانندگي در شب بود و به طور طبيعي عدم رعايت رانندگي قانوني رويه!
اما اين تمام ماجرا نبود زيرا براي شام و نماز جلوي ساختماني قديمي ايستاديم كه نماي آن آجري و داخل آن به زحمت گچكاري شده بود. پيش از پياده شدن و بر اساس بليت به هر نفر يك كوپن غذا داده شد. همه منتظر غذاي ويآيپي خود بودند و نگارنده استثنائاً هوس خورش كرده بود كه صاحب ناهار خوري خبر از غذايي خاص به نام «جوجه كاشمري» داد. البته براي ماست يك نفره و نوشابه شيشهاي (به غير آن نوشيدني ديگري نبود) هم بايد پول جدا ميپرداختيد. انتظارها به اتمام رسيد و بعد از راهاندازي ساير مسافران عادي، چند پرس« جوجه كاشمري» رسيد! غذا كمتر از يك كفگير برنج و اندازه يك انگشت اشاره باريك، جوجه داشت كه هنوز نگارنده در عجب است چگونه آشپز توانسته اين اندازه گوشت مرغ را در سيخهاي جگر به سيخ بكشد و بپزد!
از راننده كه جوياي كيفيت شدم و گفتم كه بابت بليت ويآي پي مسير تهران- كاشمر 40 هزار تومان پرداختهام اما ايشان استدلال آورد كه هزينههاي شركت زياد است و قراردادي كه با اين كافه سر راهي بسته شده، ارائه نوعي جوجه خاص و همين است و بعد راننده و همراهانش در گوشهاي از غذاخوري و بالاتر از ما نشستند و غذاي ديگري خوردند و خنديدند. من نفهميدم شركت تعاونيهاي اتوبوسراني بين شهري معنيشان از VIP(شخص خيلي مهم) چيست، اما آنچه من در سفرهاي خارج از كشور تجربه كردهام معناي شخص مهم، تحميل رژيم غذايي و ارائه آبسرد توسط آبسرد كن(!) اتوبوس نبود. هرچند تا زماني كه بيدار بوديم مسافران «جوجه كاشمري» را دستمايه سخنان خود كرده بودند و خنديدند و آن را به حوادث مختلف از گراني مرغ تا تخلف 12هزارميلياردي هم وصل كردند.
*كيفيت غذا را ميتوان در عكس با تناسب دانههاي برنج و اندازه گوشت دريابيد.