
بودجه سالانه سازمان صدا و سيما رقمي حدود 1500 ميليارد تومان است كه نيمي از آن بايد از طريق آگهيها و ساير فعاليتهاي اقتصادي اين سازمان تأمين شود و نيمي ديگر را نيز دولت از محل بودجه عمومي كشور تامين كند. با وجود اين بودجه نجومي صداوسيما آنقدر به زيرمجموعههاي كوچك تقسيم شده و نيروي مازاد بر احتياج حقوق بگير استخدام كرده كه كفگير اين سازمان معمولاً در اواخر سال به ته ديگ ميخورد؛ حالا خبرهايي مبني بر كوچكسازي صدا و سيما به گوش ميرسد؛ هزار پست مديريتي و 150 تا 200 اداره كل در صدا و سيما بايد حذف شوند و شماري نيروي انساني تعديل و جابهجا شوند تا عملاً اين فرآيند اتفاق بيفتد!
وسوسه اشتغال در سازمان صدا و سيما كه براي شهرتطلبان و آنتن دوستان حوزه فرهنگ و هنر و سياست و خبر، وسوسهاي عميق و رها نشدني است، باعث شده كه دايره نيروهاي انساني اين نهاد رسانهاي به مرور طي 30 سال گذشته به شكلي كنترل نشده و افراطي مدام بزرگ و بزرگتر شود. رسم ايجاد يك سازمان و به تبع آن تقسيمبندياش به زير مجموعه و ادارات كل متعدد و تقسيم و توزيع وظايف و بودجه ميان آنها نيز كه رسمي معمول در سازمانهاي ايراني است در مورد صدا و سيما هم اتفاق افتاد.
صدا و سيما طي دهههاي گذشته در ايجاد زيرمجموعههاي تحت تكفل خود و نيز جذب نيروهاي مازاد بر نياز عملاً روشي بيمحابا را در پيش گرفت و تبديل به درختي كوچك با شاخهها و زيرشاخههاي بيش از حد شد تا آنجا كه امروز ديگر مواد مغذي و آب مصرفي اين درخت، كفاف شاخههاي اضافي آن را نميدهد. درختي كه نياز به هرس شدن دارد.
محمد سرافراز، رئيس جديد سازمان صدا و سيما هم دقيقاً به همين موضوع ميانديشد. سرافراز در قدم اول شبكههاي نمايش و تماشا را با هم ادغام كرد و حالا در تدارك اين است كه بهزودي شبكه سلامت، مستند و آموزش را با هم ادغام كرده و شبكه بازار را در كنار چهار شبكه ديگر كه هزينهزا و اما كم مخاطب و مبتلا به بيبرنامگي و پخش برنامههاي تكراري هستند از چرخه شبكههاي تلويزيوني حذف كند. همه اين كارها براي ذخيره بودجه صدا و سيما است، حالا اين سياست به زيرمجموعهها و ادارات كل و احيانا نيروي انساني مازاد بر نياز اين سازمان نيز تسري پيدا ميكند. يك عضو ناظر مجلس در شوراي نظارت بر صدا و سيما با بيان اينكه رئيس جديد صدا و سيما به دنبال كوچكسازي اين سازمان است گفته كه حدود 150تا 200 اداره كل در صدا و سيما بايد حذف شوند.
حذف 150 تا 200 اداره كل در صدا و سيما!حذف 150 تا 200 اداره كل زيرمجموعه از مجموعه ادارات كل سازمان صدا و سيما خود به خوبي گوياي حد و وسعت تقسيمبندي صدا و سيما به شاخههاي كوچكتر است كه بعضاً حتي نامشان هم به گوش ناآشنا است.
به گفته سيدرمضان شجاعي كياسري، سرافراز مدير جديد سازمان صدا و سيما سياستهاي جديد و خلاقيتهاي جديدي دارد و ميخواهد با تيمي كار كند كه بتواند سياستهايش را اجرايي كند. به هر حال مديران قبلي هر چه خلاقيت و ابتكار داشتند به انجام رساندند و طبيعتاً بايد با تيم جديد بتوانند برنامههايشان را محقق كنند.
اين اتفاقات براي سازمان صدا و سيما يك تغيير بزرگ محسوب ميشود. ظاهراً مجلس نيز با اين تغيير مخالفتي نخواهد داشت. شجاعي كياسري به عنوان عضو ناظر مجلس در شوراي نظارت بر صدا و سيما گفته است: «ما در جريان تغييرات سازمان صدا و سيما هستيم و آن را لازم و ضروري ميدانيم. آقاي سرافراز به دنبال كوچكسازي سازمان صدا و سيماست كه حتماً هم ضرورت دارد اما اين كار بايد با تدبير و آرامش همراه باشد. حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ اداره كل در سازمان صدا و سيما بايد حذف شوند. طبيعتاً نيروهاي اين سازمان تعديل ميشوند و بايد كاهش پيدا كنند. ممكن است عدهاي جابهجا شوند و در جاهاي ديگري از آنها استفاده شود اما به هر حال ما با اصل كوچكسازي موافق هستيم و اميدواريم اين كار با تدبير و تأمل بيشتري صورت گيرد.»
صحبتهاي اين عضو ناظر مجلس در شوراي نظارت بر صدا و سيما علاوه بر آنكه بازگو كننده شمار زياد زيرمجموعههاي بيفايده در اين سازمان است بلكه بر حجم بالاي نيروي انساني ناكارآمد در صدا و سيما نيز دلالت دارد، به خصوص كه وي گفته است: «به نظر من بايد تدبير بيشتري صورت گيرد تا آدمهاي جديتر، كاركشتهتر و آشناتر به مقوله رسانه در سازمان صدا و سيما حضور يابند تا اين سازمان بتواند موفقتر از گذشته به كار خود ادامه دهد.»
انفجار نيروي انساني در جامجم !واقعيت اين است كه صدا و سيما به مرور طي چندين و چند سال و همراه با تغييرات مديريتي كه در هر دوره منجر به جذب شماري نيرو به اين سازمان شده است آنقدر براي خود نيرو جذب كرده كه اكنون در شرايط كاهش قيمت نفت، تحريم و اقتصاد مقاومتي به زحمت بتواند بعد از پرداخت حقوق و مزاياي اين حجم عظيم نيروي انساني، از پس تأمين اعتبارات توليد و ساخت برنامههاي پرمخاطب براي خود بربيايد. كارشناسان حوزه تلويزيون بارها عملكرد صداوسيما در جذب نيروهاي ناكارآمد را نقد كرده و ماندن نيروهاي انساني خلاق پشت در آهني آن را يك سوءمديريت در بخش منابع انساني آن قلمداد كردهاند. در بسياري از شبهشبكههاي سرآمد دنيا معمولاً دايره وسعت نيروي انساني به شكلي جدي كنترل شده و كاركنان به جاي يك مسئوليت در مسئوليتهاي مختلف حرفهاي به كار گرفته ميشوند. آيا اين اتفاق در صدا و سيما نيز رخ ميدهد؟
حدود 2 هزار مدير و 50 هزار كارمند از محل صدا و سيما ارتزاق ميكنند. اين تنها بخشي از جامعه تحت تكفل صدا و سيماست؛ اين سازمان در عين حال شمار قابل توجهي قراردادهاي پيمانكاري و خارج از سازمان دارد كه بايد حقوق آنها را هم بپردازد. حقوق و مزاياي همه اينها در كنار هزينههاي نگهداري و زيرساختي شبكههايي كه در سالهاي اخير بر شمارشان افزوده شده رقمي نجومي را پديد ميآورد و جاي تعجب نيست كه صدا و سيما براي تأمين هزينه توليد برنامههايش دست به تبليغات نامتعارف بازرگاني بزند. اين سازمان بايد حدود 85 درصد بودجه 1500 ميليارد توماني خود را صرف نيروي انساني خود كند، با 15 درصد بودجه براي توليد برنامه نيز رسماً نميتوان انتظار شقالقمر كردن را از صدا و سيما داشت.
حالا كاري كه مديران بايد از سالها قبل جسارت انجامش را به خرج ميدادند در دوره سرافراز در حال وقوع است؛ مدير بيمحابايي كه ظاهراً از اعمال تغييرات ناگهاني هراسي ندارد. صدا و سيما بودجه خوبي در اختيار ميگيرد اما آنقدر براي خود نانخور ايجاد كرده است كه نرسيده به پايان سال وقتي دست به درون جيبش ميبرد پولي براي بيرون آوردن و خرج كردن ندارد و حالا هدف سبكسازي و چابكسازي اين سازمان است كه از سنگيني بيش از حد توان راه رفتن ندارد. خيليها دوست دارند كه نتيجه اين تغييرات بزرگ را در يك تغيير بزرگتر در سطح كيفي برنامههاي صدا و سيما مشاهده كنند اما مسلماً اين اتفاقي نيست كه يك شبه رخ دهد.