هر چه ميگذرد اوضاع در ليبي بدتر از گذشته ميشود. شبهنظاميان افراطي به پايانه نفتي ليبي در السدره حمله كردهاند و چند مخزن اين پايانه را به آتش كشيدهاند. دو روز قبل هم حمله مشابهي به همين پايانه انجام دادند و شش مخزن از 19 مخزن نفت پايانه را آتش زدند و مأموران آتشنشاني دولت مركزي به سختي توانستند آتش را مهار كنند. از طرف ديگر، جنگندههاي دولتي تحت فرمان نظر عبدالله الثني، نخست وزير ليبي، به مقر افراطگرايان در شهر بندري المصراته حمله كردهاند و اين در حالي است كه همين افراطگريان از چند ماه قبل و با حركت از المصراته به سوي طرابلس، دولت و پارلمان اين كشور را مجبور به فرار از پايتخت كشور كردند. به اين مجموعه بايد مصاحبه حدود يك ماه پيش ژنرال ديويد رودريگز، فرمانده نظامي امريكا در آفريقا، هم در نظر داشت كه او در آن مصاحبه گفت دولت اسلامي، داعش، از هرج و مرج موجود در ليبي استفاده ميكند و پايگاههايي را براي آموزش نيروهاي خود در اين كشور ايجاد كرده است. ليبي با اين اوضاع از 2011 و سقوط سرهنگ معمر قذافي تا كنون روي آرامش و ثبات نديده و نتيجه اين چند سال هرج و مرج و درگيريها بيش از 120 هزار كشته بوده است كه بيش از دو برابر ميزان كشتههاي اصل قيام عليه قذافي است.
شايد وقت آن رسيده باشد تا به اين پرسش اساسي پاسخ داده شود كه مسئول اين همه خشونت و مرگ در ليبي كيست؟ بيشك ورود ائتلاف ناتو به بحران ليبي در مارس 2011 مسئوليت انكارناپذيري در اين مورد دارد. اين ائتلاف بدون توجه به ميانجيگري چند كشور آفريقايي و با سوءاستفاده از قطعنامه 1973 شوراي امنيت در اين كشور مداخله نظامي كرد و نه تنها همه راههاي مسالمتآميز را براي حل و فصل بحران داخلي بست بلكه با ارسال سلاح به گروههاي شورشي و متلاشي كردن ارتش ليبي، دست اين گروهها را براي به آشوب كشيدن ليبي باز كرد. حالا نتيجه آن مداخله از يك طرف آشوب فزاينده داخلي در ليبي و از طرف ديگر، تبديل اين كشور به پايگاه آموزش و ساماندهي گروههاي تروريستي براي كل منطقه شده است. با وجود اين نتيجه باز به نظر ميرسد كه نسخه مداخله نظامي تنها راهحلي است كه غرب براي اين كشور در نظر دارد و مثل قبل، باز اين فرانسه است كه به فكر يك قشونكشي ديگر به ليبي است. ژان ايو لودريان، وزير دفاع فرانسه، روز چهارشنبه گذشته در جمع نيروهاي فرانسوي مستقر در چاد اعلام كرده كه اوضاع ليبي دچار هرج و مرج سياسي و امنيتي است و با تأكيد بر تبديل اين كشور به پايگاه و كانوني براي گروههاي تروريستي تأكيد كرد: «سكوت و عدم واكنش جامعه بينالمللي در برابر گسترش چنين كانون تروريستي در بطن مديترانه اشتباهي بزرگ و عميق است و نبايد آن را پذيرفت». از اين حرف مقام فرانسوي روشن ميشود كه پاريس در فكر به راه انداختن حملهديگري به ليبي است اما در اين مورد تلاش ميكند تا مثل دور قبل، ديگر از متحدين اروپايي خود يا امريكا كمك نگيرد بلكه نگاه پاريس به كشورهاي آفريقايي است. به همين دليل است كه محمد يوسفو، رئيسجمهور نيجر، بعد از ديدار با وزير دفاع فرانسه از لزوم مداخله نظامي بينالمللي در ليبي گفت و مدعي شد كه اين مداخله بينالمللي براي حل بحران فعلي در اين كشور و جلوگيري از سرايت بحران به ديگر كشورهاي همسايه «اجتنابناپذير» است. ادريس دبي، رئيسجمهور چاد، در نشست دو روزه صلح و امنيت آفريقا در اواسط ماه دسامبر هم بر لزوم مداخله ناتو در ليبي تأكيد داشت و گفت كه دوستان غربي ما بايد راهحلي براي اوضاع ليبي و مردم آن بيابند و در اين مسير ما نيز آنها را همراهي خواهيم كرد. تمام گفتههاي اين مقامات آفريقايي با سخنان وزير دفاع فرانسه هماهنگي دارد و سياست مداخلهجويانه فرانسه در ليبي به اين نحو از زبان چند رهبر آفريقايي شنيده ميشود. به عبارت ديگر، فرانسه در تكرار قشونكشي خود به ليبي تغيير محسوسي در نظر گرفته و آن مشاركت قابل توجهي از كشورهاي آفريقايي تا آنكه نيازي به مشاركت اعضاي ناتو و به خصوص كشورهاي قابل توجه اروپايي و امريكا نباشد. فرانسه قصد دارد در اين دور از قشونكشي خود به تنهايي ابتكار عمل را در دست داشته باشد تا آنكه لازم نباشد در نهايت بهره مداخله نظامي را با شركاي غربي خود تقسيم كند. ميتوان گفت كه اين آشكارترين وجه مداخله استعماري قرون گذشته است كه فرانسه قصد انجام آن را در طليعه قرن بيست و يكم دارد.