کد خبر: 694818
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۴
 دلم که می گیرد، چشمانم را می بندم، سرم را به سوی آسمانت بلند می کنم، نفسی به وسعت تمام دلتنگی هایم می کشم و به یاد می آورم هرچه که دارم از توست، از تویی که اجازه می‌دهی ریه هایم پر و خالی شود، تویی که هرگز تنهایم نمی گذاری. اما من، گاهی فراموش می‌کنم كه زندگی‌ام را  از تو دارم  و آن‌وقت‌هاست كه  دلم می گیرد.
 
برداشت امروز ما از دين بسيار سطحي است مثلاً ما از كل توصيه‌هاي ديني به نماز فقط به بعد جماعت و اول وقت بودن نماز اكتفا كرده‌ايم. حقيقت اين است كه هرچيزي ناقص مطرح شود جواب نمي‌دهد و مردم را سردرگم و گيج مي‌كند چه برسد به ارائه ناقص از آموزه‌هاي ديني.
ما هنوز باور نكرده‌ايم دين ما دين خاتم است يعني باور نداريم الگويي مافوق دين نداريم، قوانين اسلام تضمين كننده است و چون ما هنوز اين مسئله را قبول نداريم در نتيجه خودمان را دائماً با غربي‌ها مقايسه مي‌كنيم. نمونه مشخص رعايت نشدن بسياري از حدود و دستورات ديني در معابر عمومي و اداره‌هاي كشور ما است. از طرفي حدود شرعي محرم و نامحرم در بسياري از ادارات ما اجرا نمي‌شود. از طرف ديگر كارمندان به بهانه اينكه حقوق كافي ندارند زمان كاري‌شان در يك اداره را به رفع و رجوع كار اداره ديگر اختصاص مي‌دهند. بماند از اينكه اين روزها اگر كسي كارش به ادارات برسد به دنبال واسطه و رابطه است چون مطمئن است نبايد انتظار اجراي قانون را داشته باشد بلكه بايد دنبال واسطه يا پارتي براي رفع كارش باشد.

وقتي برداشت كلي از دينمان سطحي است پس بايد هم برداشت از دينمان فقط به نماز، روزه و حج معطوف شده باشد. اگر ما بپذيريم اسلام دين خاتمه است يعني الگويي بعد از اسلام براي زندگي و كار كردن نيامده است و اين دين مافوق همه اديان است بخش مهمي از مشكلاتمان حل مي‌شود.

مسئله اينجاست كه ما باور نكرده‌ايم قوانين اسلام امروز و فرداي ما را تضمين مي‌كند و در نتيجه‌ همين سطحي‌بيني است كه ما خودمان را با كشورهاي غربي مقايسه مي‌كنيم البته طبيعي است كه مردم از كشورهاي خارجي فقط شهروندان تميز و مرتب و خيابان‌هاي شيك را ببينند، ولي آنها هم كمبودهاي بسياري دارند.

دل نبستن به مظاهر دنيا بايد به يك باور قلبي تبديل شود. دنيا ارزش دوراهي بين خدا و ماديات را ندارد. ارزش اينكه پول را به ارزش‌هاي الهي ترجيح بدهي ندارد، ارزش حق را ناحق كردن ندارد.

ما از اجراي دستورات الهي و نهي از بدي‌هاي دينمان فقط امر به معروف و نهي از منكر در حوزه حجاب را ياد گرفته‌ايم كه آن را هم خوب اجرا نمي‌كنيم. ذره‌بين دست گرفته‌ايم و دنبال منكرها مي‌گرديم همه‌اش نهي از منكر و در مقابل، هيچ توجهي به معروفات نداريم. چون انتظار داريم با ورود از جايگاه هشدار و ترس مردم را با خودمان در اجراي دستورات ديني همراه كنيم!

مطمئن باشيد مردم اگر دلخوشي‌هاي ديني را ببينند ناخودآگاه جذب زندگي اسلامي مي‌شوند. خدا با همه عظمتش در آيات و سوره‌هاي قرآن اول آيات مربوط به بشارت بهشت و خوبي‌ها را آورده و بعد به سراغ بدي‌ها و توصيف جهنم رفته است.

ما (منظورم عموم مردم است) حتي در حدود محرم و نامحرم هم هنوز به خط الهي و دستورات ديني نزديك نشده‌ايم. سطحي‌نگري روابط خانوادگي و جوانان ما را هم دربرگرفته است. ما هنوز به اين باور نرسيده‌ايم كه جواني كه 15 سالگي بالغ مي‌شود بايد براي رفع نيازهايش مسير درست و شرعي را انتخاب كند.

مگر مي‌شود شما نيازهاي يك جنس جوان را انكار كني، تا 30 سال تلقين ‌كني كه اين كار غلط است و راه درستي براي او نشان ندهي و از طرف ديگر بخواهي در دانشگاه تحصيل كند و در محيط مختلط هم كار كند؟

نه، نمي‌شود و اينجاست كه خانواده‌هاي ما به بيراهه رفته‌اند. مادرها و پدرها به جاي اينكه شرايط و اسباب ازدواج و زندگي مشترك را فراهم كنند در موضع انكار قرار گرفته‌اند. مدام با گفتن اينكه «مگه ما خودمون جوان نبوديم؟! كي از اين كارها مي‌كرديم؟ » فقط در موضع تهديد و هشدار قرار مي‌گيرند. يكي نيست بگويد آخر تا چه زماني فقط هشدار دادن جواب مي‌دهد؟‌الان وقت آن رسيده كه به جاي بيان نبايدهاي شرعي دنبال اجرا كردن بايدهاي شرعي باشيم.

من فكر مي‌كنم همه مشكلات زندگي و اجتماعي‌مان تنها با تغيير زاويه ديدمان به اعتقادات و برداشت‌هايمان از قوانين ديني حذف مي‌شود. مشكلات بالا رفتن سن ازدواج، اختلاط محرم و نامحرم، اجرا نشدن نهي از منكر، حرمت‌شكني والدين، كم شدن جايگاه بزرگ‌ترها، مشكلات جسمي و تغذيه‌اي همه به روند غلط زندگي كردنمان بازمي‌گردد. زندگي كه فكر مي‌كنيم بر اساس دستورات ديني است اما در حقيقت تنها چيزي كه در آن وجود ندارد برداشت صحيح از آموزه‌هاي ديني است.

ما اگر بدانيم چرا پيامبر اكرم (ص) فرموده‌اند ازدواج نيمي از دين است و به اين باور برسيم كه مرد و زن متأهل دينش كامل‌تر از ماست مي‌توانيم خود به خود بخش مهمي از افراد جامعه را به تشكيل زندگي و در نتيجه پايين آمدن سن ازدواج و افزايش رشد جمعيت هدايت كنيم. ما حتي با اصلاح ديدمان نسبت به مقوله ازدواج مي‌توانيم سد ديني كاملي در برابر جرائم اجتماعي و بزهكاري‌ها بسازيم.

اسلام آخرين و خاتمه دين‌هاي الهي است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها