کد خبر: 694641
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۵
دانشجويان علوم پزشكي از مشكلات‌شان مي‌گويند
جايگاهي كه امر طبابت در كمال اجتماعي يك تمدن دارد بر كسي پوشيده نيست.
مرتضي جمشيدي
جامعه‌اي كه در آن مسئله پزشكي و طبيبان بر مدار سالم و صحيحي در جريان باشد، عقلانيت و سلامت نفس هم به مراتب بالاي خود خواهد رسيد. علامه حسن‌زاده آملي در اين رابطه مي‌نويسد:«استكمال نفس ناطقه كه ترقي وي از عقل هيولاني تا به مرتبه عقلِ مستفاد و مافوق آن است بدون كمال بدن، كه صحت آن است، صورت نپذيرد؛ چه اينكه بدنِ مبتلاي به آلام و اسقام از استقامت افكار باز مي‌ماند و سير تكاملي انساني برايش ميسور نيست. يا به تعبير ديگر انسان با كمك كشتي بدن تواند كه در درياي بيكران هستي سير كند و كافِل حفظ و سلامت اين كشتي علم شريف طب و طبيب عزيز است. چه فخر و مباهاتي و كدام پايه و سرفرازي بر‌تر از اينكه چنين موهبت خداي سبحان نصيب نصاب انسان گردد؟» اين مقام رفيع كه نگاهبان بدن‌ها به عنوان كشتي عقل آدمي است، در جامعه كنوني ما و در سيستم نظام پزشكي فعلي دچار ناملايمات و تلاطم‌هاي متعددي شده است. توفان‌هايي كه آرامش رواني دانشجويان پزشكي را به هم ريخته است و تأثير مستقيمي بر كاهش سطح كيفيت خدماتي كه بايد از طرف آنها ارائه شود گذاشته است. در گفت‌وگويي كه با چند تن از دانشجويان و فارغ التحصيلان علوم پزشكي از چند شهر مهم و اصلي كشور انجام داده‌ايم، مشخص شده كه برخي از دغدغه‌هاي اساسي نزد دانشجويان علوم پزشكي در سطح كشور فراگير است و ذهن دانشجويان را به شدت به خود معطوف ساخته است.
 
 

احمد عزيزالهي كه سال گذشته از دانشگاه علوم پزشكي يزد فارغ‌التحصيل شده است، در مورد كيفيت آموزشي و علمي دانشگاه خود به خبرنگار ما مي‌گويد:«چيزي كه ما در يزد ديديم اين بود كه چندان سطح علمي مطلوبي براي دانشجويان فراهم نمي‌شود. پايين بودن كلي سطح آموزش در دوره تحصيلي ما، هم به دانشجويان مرتبط مي‌شد و هم به استادان. دانشجويان اغلب به دنبال درس و كار علمي نبودند و هر چه به سال‌هاي پاياني تحصيل نزديك مي‌شديم از ميزان انگيزه دانشجويان نيز كاسته مي‌شد. استادان نيز در اغلب موارد بيش از آنكه به فكر ارتقاي سطح علمي دانشجويان باشند به دنبال درآمدزايي بيشتر براي خود بودند.»

عزيزالهي يكي از عواملي كه منجر به از بين رفتن انگيزه‌هاي دانشجويان علوم پزشكي مي‌شود را در مسئله ناهنجاري‌هاي موجود در حوزه سيستم بهداشت و درمان كشور مي‌داند و مي‌گويد:«برخي از برخورد‌ها با دانشجويان به ويژه در سال‌هاي پاياني دوره عمومي موجب دلسردي‌ها مي‌شود. در دوره حضور آنها در بيمارستان‌ها به عنوان انترني برخوردهاي استادان و ساير مسئولاني كه با نگاه‌هاي خاص به دانشجويان نگاه مي‌كنند موجب ناخرسندي دانشجو مي‌شود. دانشجويان وقتي افرادي را كه قبلا آرزوي رسيدن به جايگاه آنها را داشته‌اند با چنين شرايطي مي‌بينند، انگيزه خود را از دست مي‌دهند. اسارت در ماديات و كارهاي غير انساني مانند زير ميزي كه خدا را شكر دارد با آن مقابله مي‌شود، وقتي اين موارد را مي‌بينند انگيزه خود را از دست مي‌دهند.

دوره يك سال و نيم آخر دوره عمومي، سختي زيادي دارد و اين دوره واقعاً روي روحيه دانشجويان تأثير دارد. در جامعه اين سختي‌ها ديده نمي‌شود و تنها به درآمد بالاي پزشكان توجه مي‌شود در حالي كه سختي دوره هفت ساله و سال پاياني آن در كشيك‌هاي شبانه‌روزي واقعا طاقت‌فرساست. دانشجويان بعد از يك كشيك شبانه‌روزي، بلافاصله مورد برخوردهاي نامناسب استادان و پزشكان قرار مي‌گيرند كه در مجموع اين موارد در انگيزه اثر مي‌كند. از طرف ديگر دغدغه آينده شغلي هم ذهن بسياري از دانشجويان را مشغول كرده كه يكي از دلايل آن افزايش ورودي‌هاي پزشكي در رشته‌هاي مختلف آن است كه منجر به كاهش سطح كيفي آموزش نيز مي‌شود.»

امير ورد، فارغ التحصيل علوم‌پزشكي اصفهان دغدغه آينده شغلي و ادامه تحصيل دانشجويان در مقطع تخصص را مهم‌ترين نگراني‌هاي دانشجويان علوم پزشكي معرفي مي‌كند و مي‌گويد:«مهم‌ترين دغدغه دانشجويان علوم پزشكي وضعيت آينده شغلي آنهاست كه چطور خواهد بود. به ويژه اينكه مسئله سربازي نيز براي آقايان مطرح است. دغدغه‌هاي ذهني را افزايش مي‌دهد زيرا دسترسي آنها به درآمد اقتصادي دير صورت مي‌گيرد. مسئله دومي نيز كه مي‌توان به عنوان دغدغه اصلي بدان اشاره كرد موضوع ادامه تحصيل آنها در مقطع بالا‌تر و رزيدنتي است كه معلوم نيست چگونه خواهد بود.»

ورد يكي از راهكارهاي كاهش دغدغه اشتغال دانشجويان در سامان دهي به مسئله سربازي براي آقايان مي‌داند:«اگر بتوان دوره سربازي فارغ‌التحصيلان را با درآمد مناسب پوشش داد و بچه‌هاي سرباز بتوانند حرفه و تخصصشان را مورد استفاده قرار دهند تا حدود زيادي اين دغدغه كمتر مي‌شود چون هم از تخصص آنها استفاده مي‌شود، هم درآمد خواهند داشت و هم در سيستم بهداشتي كشور از آنها استفاده مي‌شود. اگر در قالب سربازي بتوان طرحي تعريف كرد كه درآمد پزشكان سرباز تأمين شود اين دغدغه تقريباً مرتفع خواهد شد.»

موضوع ميزان ورودي‌هاي جديد به دانشگاه‌هاي علوم پزشكي يكي ديگر از نكاتي است كه ورد به آن مي‌پردازد و اعلام مي‌كند به دليل آنكه همچنان مناطق محروم كشور به ميزان مطلوب از پزشك بهره‌مند نمي‌شوند بنابراين نمي‌توان مدعي شد كه ميزان جذب پزشك در كشور به صورت غير طبيعي بالا رفته است. ورد براي اثبات اين مدعاي خود به فقر امكانات و جذابيت‌هاي مالي براي پزشكان در مناطق محروم اشاره مي‌كند:«افرادي كه بايد دوره طرح خود را در مناطق محروم‌تر بگذرانند نشان مي‌دهند كه در اين مناطق احساس نياز شديدي به پزشك دارند. مناطقي هستند كه با يك پزشك عمومي مشكلشان بر طرف مي‌شود اما به دليل كمبود نيرو و عدم رغبت پزشكان به دليل عدم جذابيت اقتصادي، در اين مناطق با كمبود پزشك مواجه هستيم. از نظر من هنوز به افزايش پزشك نياز است و در عين حال جذابيت مالي براي مناطق محروم نيز بايد افزايش يابد تا اين مسئله حل شود.»

عبدالحسين حسن‌زاده نيز كه دانشجوي سال آخر پزشكي در دانشگاه علوم پزشكي يزد و در حال حاضر مشغول تنظيم پايان نامه خود است، همين نكته را براي مناطق محروم مطرح مي‌كند و آن را به عنوان يكي از مشكلات دانشجويان علوم پزشكي در دوران طرح خود مطرح مي‌نمايد. حسن‌زاده مي‌گويد:«از پزشك مي‌خواهند كه برود در يك روستا يا شهري كه ممكن است با مركز اصلي ۳۰۰ كيلومتر فاصله داشته باشد و واقعا امكانات زندگي را هم ندارد. در مناطقي حتي ماشين هم عبور نمي‌كند و مسير‌ها مال رو هستند. نمي‌توان از پزشكي توقع داشت كه برود آنجا. حتي امكانات اوليه پزشكي را هم ندارد. مركز يا بيمارستاني وجود ندارد. تنها راه براي تأمين پزشك اين مناطق اين است كه با چند پزشك هماهنگ شود و به صورت نوبتي مناطق محروم را پوشش بدهند.»

حسن‌زاده همين طور در مورد معضل اقتصادي پزشكان معتقد است درآمد پزشكان عمومي بسيار بالا‌تر از حدي كه الان هست بايد تعريف شود. وي دوره طولاني تحصيل را يكي از دلايل اين افزايش مي‌داند. حسن‌زاده در مورد طرح تحول نظام سلامت كه در حال حاضر از طرف دولت يازدهم در جريان است و واقعي كردن درآمد پزشكان را در دستور كار خود قرار داده است، مي‌گويد:«الان بيشتر در سطح حرف است. از طريق چند نفر از همكاران كه مي‌پرسم چندان حقوق‌ها بالا نرفته است. مشكل اصلي بيمه‌ها هستند. فرض كنيد يك عمل جراحي صورت مي‌گيرد اما بيمه سه سال بعد تسويه مي‌كند. نكته ديگر اينكه جامعه بيشتر، چند پزشك شاخصي كه وضع مالي خوب دارد را مي‌بيند. بسياري از پرشكان اصلاً ديده نمي‌شوند و وضع مالي نامناسبي ندارند. چندي پيش هم اعلام شد چند هزار پزشك عمومي وجود خارجي ندارند يعني وارد نظام پزشكي نشده‌اند و حتماً دنبال كار ديگري رفته‌اند كه بتوانند زندگي خود را بگذرانند.» اشاره حسن‌زاده به آماري است كه چندي پيش در رسانه‌ها منتشر شد. شهريور ماه سال جاري دكتر عليرضا زالي، رئيس كل سازمان نظام پزشكي كشور اعلام كرد بين ۸ تا ۱۲ هزار نفر از پزشكان كشور بيكار هستند.

يكي ديگر از نتايج اين معضلات و افزايش دغدغه‌هاي دانشجويي دانشجويان علوم پزشكي تأثير گذاشتن ناملايمات بر كيفيت علمي و تخصصي پزشكان است. حسن‌زاده در اين رابطه مي‌گويد:«كاملاً طبيعي است. وقتي فردي وارد رشته‌هاي پزشكي مي‌شود اگر دغدغه فقط تحصيل باشد دنبال تحصيل مي‌رود اما اگر دغدغه‌هاي ديگري باشد، مسير تحصيل هم انحراف پيدا مي‌كند. دانشجوي پزشكي اگر دغدغه ديگري نداشته باشد پيشرفت علمي مي‌كند. اما نگراني اقتصادي و تأمين خانواده موجب كاهش سطح علمي دانشجويان نيز مي‌شود.»

عدم توجه به موضوع فرهنگ در سطح دانشگاه‌هاي علوم پزشكي و قديمي بودن سرفصل‌هاي دروس ارائه شده در دانشگاه محورهاي اصلي رويكرد منتقدانه يكي ديگر از دانشجويان علوم پزشكي دانشگاه اصفهان است كه خواست نام وي فاش نشود. اين دانشجو گفت:«براي من به عنوان يك دانشجو مهم است بعد از فارغ‌التحصيلي در كتابخانه اتاقم ۲۰ تا ۳۰ كتاب تخصصي به عنوان يك كار‌شناس داشته باشم اما متأسفانه در دانشگاه ما علم به صورت كاربردي تدريس نمي‌شود و جزوه نويسي صورت مي‌گيرد. استادان آنچه مي‌خواهند امتحان بگيرند را تدريس مي‌كنند و كاري ندارند ما در حوزه كاري بعد‌ها اگر در معرض سؤال قرار بگيريم چطور بايد روش حل مسئله و رسيدن به پاسخ را ياد بگيريم.»

اين دانشجو علت اين پديده را وجود بيماري در سيستم آموزشي معرفي مي‌كند و مي‌گويد:«سيستم آموزشي به شدت مشكل دارد. طرح درسي كه براي ما دارند درس مي‌دهند براي سال ۶۷ است. مثلاً ما در سال ۶۷ بيماري‌هاي خاصي داشته‌ايم كه يك كار‌شناس بهداشت بايد درباره آنها اطلاع مي‌داشت اما الان در سال ۹۳ بسياري از بيماري‌ها تغيير كرده است. درس‌هاي تكراري و قديمي مانند آبله تدريس مي‌شود. هنوز آبله‌اي كه ريشه كن شده است را ما داريم مي‌خوانيم كه عواملش چه چيزهايي است و چگونه بايد با آن مقابله كرد در حالي كه امروز بيماري‌هاي جديد به وجود آمده و ما بايد براي مقابله با آنها آماده شويم.»

دانشجوي ديگري نيز كه در مقطع كار‌شناسي بيهوشي دانشگاه علوم پزشكي تهران تحصيل مي‌كند و مايل به انتشار نام خود نيست، از برخي بداخلاقي‌هاي حرفه‌اي و رفتارهاي خلاف هنجارهاي اخلاقي در اين دانشگاه مي‌گويد كه بسيار تامل برانگيز و تأسف آور است. اين دانشجو ضمن آنكه در حوزه مسائل آموزشي به ارائه برخي سر فصل‌هاي قديمي و غير ضرور در دانشگاه گله مي‌كند، نسبت به شرايط نامناسبي كه از نظر اخلاق حرفه‌اي در مراكز بيمارستاني كه دانشجويان علوم پزشكي در آن حضور دارند، صورت مي‌گيرد نكات مهمي را به خبرنگار ما گفته است:«براي اقشار مذهبي و به ويژه براي خانم‌ها فضاي حاكم بر مراكز درماني و بيمارستاني تأثير نامناسبي بر اخلاق حرفه‌اي دانشجويان علوم پزشكي كه مشغول گذراندن دوره‌هاي انترني خود هستند مي‌گذارد و در ادامه سبك زندگي آنها به عنوان پزشكان آينده را نيز تغيير مي‌دهد. دانشجويان مذهبي در بيمارستان‌ها با برخوردهاي نامناسبي از طرف پرسنل بيمارستان و برخي اساتيد مواجه هستند. يا رفتار ناپسندي با آنها صورت مي‌گيرد يا به طور كامل اين دانشجويان را بايكوت مي‌كنند و هيچ آموزشي به آنها ارائه نمي‌دهند. ممكن است براي برخي اين ملاحظات اخلاقي مطرح نباشد و همه بخواهند با هم راحت باشند اما بخشي از دانشجويان حقيقتا دچار مشكل مي‌شوند تا جايي كه ممكن است قيد اشتغال در حوزه خود را بزنند. البته در بيمارستان‌هاي دولتي اين مسئله كمتر است اما در بيمارستان‌هاي خصوصي اين وضع بسيار اسفبار‌تر است. به همين دلايل اغلب گروه‌هاي مذهبي از ابتدا رشته‌هاي پزشكي را انتخاب نمي‌كنند.

يكي ديگر از اقدامات ضد اخلاق حرفه‌اي كه در حوزه پزشكي صورت مي‌گيرد، در اتاق عمل رخ مي‌دهد به طوري كه برخي پزشكان و ساير كادرهاي اتاق عمل الفاظ بسيار نامناسب و توهين‌هاي ناپسندي نسبت به بيماري كه بيهوش است، روا مي‌دارند به طوري كه اگر از اين فضا فيلم گرفته شود بيمار حتماً شكايت خواهد كرد. البته بعضاً به درخواست بيماران از فرآيند عمل در اتاق عمل فيلم گرفته مي‌شود اما اين فيلم‌ها بدون صدا ضبط مي‌شود. به اين ترتيب اين رفتارهاي غير اخلاقي به طور مستقيم روي دانشجوياني كه در معرض اين موارد هستند اثرات منفي شديدي مي‌گذارد.»

عاطفه گله‌داري فرد، دانشجوي پرستاري از دانشگاه علوم پزشكي لرستان نيز نسبت به بها دادن به مقوله فرهنگ و سياست در سطح دانشگاه‌هاي علوم پزشكي تأكيد زيادي دارد.

گله‌داري فرد ضمن انتقاد از شكاف بالايي كه ميان آموزش دانشجوهاي پرستاري با باليني وجود دارد اصلاح اين شكاف را خواستار است و علاوه بر آن توجه به فعاليت‌هاي علمي ـ دانشجويي از جمله نشريات دانشجويي و سمينارهاي علمي را ضروري معرفي مي‌كند. گله‌داري فرد مي‌گويد:‌«دانشكده‌ها بودجه لازم را در بخش اردوهاي آموزشي ندارند و اين امور مورد غفلت قرار مي‌گيرند. عدم برگزاري سمينارهاي آموزشي و همايش‌هاي دانشجويي كشوري در دانشگاه علوم پزشكي لرستان از جمله كمبودهاي ناشي از عدم تخصيص بودجه است.» گله‌داري فرد در كنار توجه ويژه به مقوله فرهنگ، ورود دانشجويان به مباحث سياسي را نيز لازم مي‌داند و معتقد است در دانشگاه محل تحصيل وي در سال جاري علاقه دانشجويان به فعاليت‌هاي فرهنگي و سياسي نسبت به گذشته افزايش يافته است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار