خانم پيراني معتقد است يكي از دلايل مهمي كه براي خريد كردن به مغازه سيد ميآيد سادات بودن اوست و ميگويد: «نميدانم فلسفهاش چيست اما من در خانوادهاي بزرگ شدم كه هميشه نسبت به سادات احترام خاصي قائل بودند. اولين گزينه انتخاب مغازه آقا سيد در هر شرايطي سيادت اوست كه واقعي است. يك سيد واقعي بايد از رفتار و گفتارش در همه امور و كارهايش سادات بودنش مشخص باشد و آقا سيد از آن مردهاي نيك روزگار ماست كه ناياب شدهاند. انصاف، اخلاق و حياي سيد شهره عام و خاص محله ماست. من اگر خودم، دخترم و نوهام را بفرستم مغازه سيد اطمينان دارم كه حتي اگر پول نداشته باشند يا سيد نباشد بازهم پسرش بهترين ميوه را دست مشتري ميدهد و او راهي خانه ميكند. آقا سيد خودش آنقدر مردمدار بوده و زندگي كرده كه پسر جوانش هم خصلتهاي پدر را مو به مو به ارث برده است. شما اگر بيايي و سيد در مغازه نباشد با وجود جانشين خلفش باز حمايتها برقرار است. خانواده ما آنقدر سيد و پسرش را دوست دارند كه هر روز صبح در كنار صدقهاي كه براي يكديگر ميگذاريم براي سلامتي سيد و پسرش هم صدقه ميدهيم چون ميدانيم سايه حمايت آنها براي محله نعمتي است كه خدا نصيبمان كرده است. نكته ديگر در مورد مغازه آقا سيد اين است كه لطف آقا سيد هميشه شامل حال خانمهاي شاغل است. چون ما زمان زيادي براي خريد كردن و سوا كردن نداريم سيد زحمت جدا كردن ميوهها، حساب و كتاب كردن و فرستادنشان را براي ما ميكشد و اين هم يكي از چندصد مزيت مغازه آقا سيد است».
شهره بودن پدر افتخار تريلياردي برايم دارد!
ابوالفضل فريمان پسر 22 ساله آقا سيد است كه شهره همه مردم محله بهبودي، شادمان و آزادي است. ابوالفضل ميگويد: «سيد هميشه به ما توصيه ميكند كه مواظب مادر و دختر مردم باشيم حتي اگر پاي جانمان وسط باشد. هر روز توصيه ميكند مبادا امروز از انصاف دور شوي بابا. توصيههاي هر روزه سيد يك مورد و دو مورد نيست و فقط محدود به من نميشود. من از بچگي يادگرفتهام كه حتي اگر كسي در مغازه آمد، نميشناختمش اما نياز مالي داشت و وجه دستي خواست بايد به او بدهم چون پدرم اين طور از دستم راضي است. اگرچه بين همنسلهاي من پول، خانه و ماشين داشتن پدرها از همه چيز مهمتر است اما براي من داشتن پدري كه آوازه لطف، مهرباني و انسان دوستياش تا چند منطقه آن طرفتر برود از همه چيز مهمتر است حتي از يك ارثيه تريلياردي. من اگر پولدار باشم اما سلامتي نداشته باشم، پدر خوب نداشته باشم و دعاي خير يك محله پشت سرم نباشد برايم هيچ ارزشي ندارد».