بعد از مطرح شدن گزارش پزشكي قانوني، پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد و تحقيقات بازپرس نشان داد كه ميلاد قبل از حادثه همراه همسر و يكي از دوستانش كه يوسف نام داشت از خانه خارج شده بود. يوسف و رعنا وقتي مورد تحقيق قرار گرفتند اصرار داشتند كه ميلاد بر اثر سانحه كشته شده است اما وقتي با دلايل بازپرس مواجه شدند، يوسف به قتل اقرار كرد. او توضيح داد: دو سال قبل بود كه با ميلاد آشنا شدم و با هم رابطه خانوادگي پيدا كرديم. سفري به شمال رفتيم و در ويلاي من تفريح كرديم. متوجه شده بودم كه رعنا با ميلاد اختلاف دارد. وقتي به رعنا نزديك شدم، پينشهاد داد كه يوسف را به قتل برسانيم كه قبول كردم اما فرصت مناسب فراهم نشد. شب حادثه، ميلاد و رعنا در خانهام ميهمان بودند. وقتي خواستند بروند آنها را سوار ماشينم كردم. در راه توقف كردم و ميلاد براي لحظاتي پياده شد. همان لحظه رعنا ماشين را روي دنده گذاشت و خودرو حركت كرد و با ميلاد برخورد كرد كه روي زمين افتاد. بعد خودم پشت فرمان نشستم و چند بار از روي جسدش عبور كردم. وقتي مطمئن شدم كه او فوت شده از محل دور شديم. پس از آن بود كه به همه گفتيم ميلاد در سانحه فوت شده است. متهم گفت من قصد كشتن ميلاد را نداشتم، رعنا من را وسوسه كرد و مجبور شدم مرتكب قتل شوم.
رعنا وقتي مورد تحقيق قرار گرفت، گفت: من در ماجراي قتل شوهرم نقش نداشتم. البته قبول دارم كه با ميلاد اختلاف داشتم. وقتي يوسف گفت كه از من حمايت ميكند، حرفش را باور كردم. هنگام حادثه هم در محل بودم اما نقشه را خودش طراحي و اجرا كرد. حتي به يوسف اعتراض كردم اما گفت اگر درباره ماجرا با كسي حرف بزنم آبرويم را ميبرد، من هم سكوت كردم.
بعد از كامل شدن تحقيقات، متهمان صحنه قتل را بازسازي كردند. برابر كيفرخواست صادر شده يوسف به اتهام مباشرت در قتل و رعنا به اتهام معاونت در قتل در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه ميشوند.