کد خبر: 687912
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۹
رزم رزمندگان عشاير در دفاع مقدس در گفت‌وگوي «جوان» با رئيس سازمان بسيج عشاير كشور
رزم رزمندگان عشاير پيش از آنكه شنيدني باشد ديدني بود. دلاورمرداني كه در طول تاريخ اين مرز و بوم هرگاه كيان كشور اسلامي‌شان را در خطر مي‌ديدند، ‌بدون آنكه مأمور به دفاع شوند، بسيجي‌وار اسلحه بردست مي‌گرفتند و بلاي جان هر مهاجمي مي‌شدند.
عليرضا محمدي
اما با پيروزي نهضت اسلامي خميني كبير كه اشاعه اسلام ناب محمدي را در خود داشت، عشاير مسلمان و مومن كشورمان با درك حمايت از اين نظام نوپا، همه هستي خود را در كف اخلاص گذاشتند و تمام قد وارد معركه شدند. تا به آنجا كه با شروع جنگ تحميلي، اولين شهداي كشورمان از اقوام عشاير بودند كه خار چشم متجاوزان شدند و ايستادگي خاموش و بي‌ادعايي را آغاز كردند. سرهنگ دوست علي آزوغ كه اينك مسئوليت سازمان بسيج عشاير كشور را دارد، خود نيز از عشاير ايل ملك شاهي استان ايلام است كه رزمندگي بي‌تكلف و شجاعانه عشايران در مرز‌هاي مشترك ايلام با عراق را تجربه كرده و در گفت‌وگو با ما از آمادگي رزم هموطنان عشايرمان در دفاع مقدس و شرايط كنوني كشور سخن گفت.
 
اگر بخواهيم رزم رزمندگان عشاير در دفاع مقدس را مروري كنيم، آغاز ماجرا از كجا رقم مي‌خورد؟

ايران ما 78 كيلومتر مرز در شمال، جنوب، شرق و غرب دارد. از اين بين 1230 كيلومتر مرز مشترك با عراق داريم كه از فاو شروع شده و تا مرز تركيه گسترده شده است. در حاشيه تمامي مرز‌هاي شرقي و غربي و قسمتي از مرزهاي شمالي كشورمان نيز عشاير وجود دارند كه هر حادثه‌اي در مرزها و حتي آن سوي مرزها به وجود آيد، ‌اين عشاير هستند كه زودتر از باقي اقشار از آن مطلع مي‌شوند. وقتي كه جنگ شروع شد، ‌به دليل اينكه ارتش دچار ضعف شده بود و سپاه نيز هنوز كاملاً استقرار نيافته بود، اين عشاير بودند كه به صورت خودجوش وارد عمل شدند و قرارگاه‌ها و گردان‌هاي ضربتي تشكيل دادند. خود ما در ايلام با فراخوان آيت‌الله عبدالرحمن حيدري كه يك روحاني عشاير و نماينده حضرت امام در ايلام بودند، وارد عمل شديم و مسئوليت حفاظت قسمتي از مرز را برعهده گرفتيم.

يعني شما بدون آنكه از طريق ارگان يا نهادي چون سپاه يا ارتش اعزام شويد، به مقابله با دشمن پرداختيد؟ آموزش يا ساماندهي خاصي هم داشتيد؟

مرحوم آيت‌الله حيدري با درك شرايط زمان، نامه‌نگاري‌هايي ‌را با سران ايل‌هاي عشايري انجام دادند و با تقسيم بندي مناطق مرزي، ‌هر بخش را به ايلي سپردند. عشاير از زمان كودكي با اسلحه و مسائل رزمي آشنايي دارند. البته ما اموري چون تيراندازي و مقابله با نفرات دشمن را به شكل ابتدايي آموخته بوديم، ‌ولي از ساده‌ترين اطلاعات در خصوص جنگ‌هاي مدرن بي‌بهره بوديم. مثلاً حتي نمي‌دانستيم كه خمپاره باعث زخمي يا كشته شدن آدم مي‌شود! اما چون نيروي ايمان بچه‌ها بالا بود، ‌كمي سلاح و آموزش را هيچ انگاشته و به مقابله با دشمن پرداختيم. ما كه در ايل ملك شاهي بوديم، ‌مأمور شديم تا از منطقه زيل كنجانچم تا چنگوله را كه تقريبا 50 كيلومتر مي‌شد، حراست كنيم. من خودم آن زمان 19 سال داشتم كه به همراه حدود 480 نفر ديگر از هم ايلياتي‌ها عازم شديم. بين خودمان گردان‌هاي ضربتي تشكيل داده بوديم كه البته تعداد نفرات اين گردان‌ها بسيار كمتر از حد معمول بود. 16 پايگاه هم براي خودمان در نظر گرفته بوديم كه برحسب نياز هر پايگاهي تعدادي از نيروها را در خود جاي مي‌داد. چون اسلحه كافي و مناسبي جز همان سلاح‌هاي انفرادي مثل برنو و ام يك و... نداشتيم، روزها به شناسايي و تعقيب دشمن مي‌پرداختيم و شب‌ها به آنها شبيخون مي‌زديم.

شهدايي هم در اين مسير داديد؟ تا چه زماني به شكل خودجوش به مبارزه با متجاوزان مي‌پرداختيد؟

بله، شهيد خيدان ملك شاهي كه فرمانده يكي از گردان‌هاي ضربتي بود، از شهداي اين دوره از مقاومت خودجوش عشاير است كه فردي بسيار شجاع و دلير بود. او به عمق نيروهاي دشمن نفوذ مي‌كرد و علاوه بر شناسايي، به آنها ضربه مي‌زد. مين‌هايي بر سرراه‌شان كار مي‌‌گذاشت و با حركت‌هاي مخفيانه و نفوذي، آنها را درمانده كرده بود. عاقبت نيز در يكي از نفوذهايش به شهادت رسيد و جاودانه شد. اما در خصوص بخش دوم سؤال‌تان بايد بگويم كه تا شهريور سال 60 ما به همين شيوه به مقابله با دشمن پرداختيم. در اين زمان تيپ 114 عشايري اميرالمومنين(ع) از همين گردان‌ها تأسيس شد.

گويا شما كتابي با عنوان چگونگي شكل‌گيري لشكر اميرالمومنين(ع)‌نوشته‌ايد، چه خوب است از منظر معرفي اين كتاب، تاريخچه‌ يك لشكر عشايري دوران دفاع مقدس را بيان كنيد.

همانطور كه گفتم بعد از اينكه در سال 60 پايگاه‌هاي مردمي و عشايري برچيده شدند و قرار شد با تشكيل گردان‌ها، ‌تيپ 114 عشايري اميرالمومنين(ع) ايلام شكل بگيرد، اين تيپ با فرماندهي حاج اكبر دانش يار در شهريور ماه همان سال تشكيل شد و در قرارگاه اميرالمومنين(ع) كه در منطقه صالح آباد ايلام، ‌پشت ارتفاعات ميمك بود، استقرار يافت. البته يك قرارگاه تاكتيكي به عنوان سيدالشهدا(ع) هم براي تيپ در دشت مهران ايجاد شده بود. به هرحال تيپ عشايري اميرالمومنين(ع) چهار گردان پياده، ‌يك واحد ادوات، ‌يك واحد مخابرات و تشكيلات پشتيباني و لجستيك و... داشت كه به مرور زمان در سال 65 تبديل به لشكر 11 اميرالمومنين(ع)‌شد. اولين عملياتي كه اين تيپ انجام داد نيز والفجر3 در مهران به تاريخ 7/5/62 بود. سپس در عمليات‌هاي والفجر5، والفجر9 و 10، كربلاي 4، عاشوراي 1و2، نصر 6و8 و عمليات ايذايي قدس 1 و3، شركت داشت. البته دو گردان 505 و 503 از تيپ اميرالمومنين(ع) در عمليات محرم شركت كرده بودند كه شهداي زيادي هم تقديم كردند.

اگر مي‌شود نمونه‌هايي از حضور عشاير در ساير مناطق عملياتي و جبهه‌هاي جنگ تحميلي را بيان كنيد؟

حضور عشاير در طول مرزهاي وسيع مشتركمان با عراق نمايان بود. در خوزستان و منطقه بستان ما شهيد حسيني را داريم كه شيخ قوم خود بود و به همراه خانواده و اقوامش در برابر هجوم دشمن مقابله كرد و به شهادت رسيد. در كرمانشاه فرنگيس حيدرپور زن مقاوم عشايري را داريم كه با تبر، يك سرباز مسلح عراقي را از پا درآورد. در قصرشيرين يكي از خانواده‌هاي عشايري را داريم كه همگي در برابر دشمن مقاومت كردند و تعدادي از آنها اسير و تعدادي‌ ديگر به شهادت رسيدند. در مناطق سني‌نشين اورامانات باز اولين شهداي جنگ از طايفه عشايري امامي بودند. يا در جوانرود افرادي چون آقاي وكيلي كه از بزرگان قوم خود بود، به همراه اقوامش مقاومتي جانانه كردند.

با وجود حماسه آفريني‌هاي بسياري كه عشاير در طول دفاع مقدس انجام دادند، ‌مي‌بينيم كه حضور اين قشر در جنگ تحميلي چندان براي نسل‌كنوني پرفروغ نشان داده نشده‌است، دليل اين امر چيست؟

شهيد رجايي جمله‌اي دارد كه شايد پاسخ اين سؤال باشد. ايشان گفته‌اند: روستاييان زبان شكايت ندارند اما عشاير هم زبان شكايت ندارند و هم راهش را بلد نيستند. در خصوص بيان واقعيات حضور عشاير در دفاع مقدس هم همين اتفاق افتاده است. ببينيد در همين استان ايلام كه جمعيت زمان جنگش چيزي حدود 360 هزار نفر بود، حدودا 3 هزار نفر به شهادت رسيده‌اند. بخش زيادي از اين شهدا هم عشاير بودند. كساني كه بدون چشمداشتي و با كمترين امكانات اسلحه به دست گرفتند و خالصانه جنگيدند تا اينكه به فيض شهادت رسيدند. اما در كمتر محفلي ديده‌ايم كه نامي از اين شهدا برده شود. رزمندگان عشايري خالص‌ترين مجاهداني بودند كه چريك زاده مي‌شدند و مظلومانه به شهادت مي‌رسيدند.

به عنوان مسئول سازمان بسيج عشاير اقدامي براي خروج شهداي عشايري از اين مهجوريت انجام داده‌ايد؟

ما در خيلي از استان‌ها سايت شهداي عشاير را راه‌اندازي‌كرده‌ايم تا هر استاني با توجه به دسترسي و امكاني كه دارد، بتواند در خصوص شهداي خود اقدام كند تا ان‌شا‌ءالله در آينده هم آمار دقيق شهدا به دست آيد و هم از اين منظر در خصوص شناساندن بهتر آنها به جوان‌ها و نسل آتي اقدام كنيم.

كمي فضاي بحث را تغيير دهيم، حالا كه در هفته بسيج قرار داريم، آمادگي عشاير در حراست از كشورمان را در چه سطحي ارزيابي مي‌كنيد؟ آماري از تعداد بسيجيان عشاير داريد؟

خيلي از عشاير هم اكنون يكجا نشين شده‌اند. اما جمعيتي حدود يك ميليون و 200 هزار نفر هنوز متغير هستند و به شيوه سنتي زندگي مي‌كنند. در ميان اين عزيزان، 453 هزار نفر عضو بسيج هستند و واقعاً فعاليت مي‌كنند. از ميان آنها هم 253 هزار نفر بسيجي فعال هستند و در قالب گردان‌هاي بيت‌المقدس حضور دارند. در روزهاي 26 و 27 شهريورماه امسال رزمايشي ملي از نيروهاي اين گردان‌ها انجام داديم كه طي آن عشاير هشت استان كشور حضور يافتند. اين رزمايش مورد تقدير سرلشكر فيروز‌آبادي و همچنين 183 نفر از نمايندگان مجلس قرار گرفت.

انتخاب شما از ميان اين هشت استان به چه دليل بود؟

غالبا استان‌هايي را انتخاب كرديم كه جمعيت عشايري قابل توجهي دارند و مي‌خواستيم از چند استان متفاوت باشند تا عشاير از قوميت‌ها و گويش‌هاي مختلف حضور به هم رسانند و هماهنگي و اتحاد عشاير ايراني را به نمايش بگذارند. يك گردان از برادران عشاير بلوچي، يك گردان تركمن، يك گردان از عشاير آذري زبان، يك گردان از اهل سنت كردستان، يك گردان از برادران شيعه و سني كرمانشاه، يك گردان از ايلام، يك گردان از خوزستان، يك گردان از لرستان و نهايتا يك گردان از چهارمحال و بختياري همگي با لباس‌هاي محلي و سنتي خودشان حضور يافتند و رزمايش مشتركي را برگزار كردند.

آمادگي كنوني عشاير كشورمان را چطور ارزيابي مي‌كنيد، بسيج براي اين منظور چه اقداماتي انجام مي‌دهد؟

هرچند تقريباً همه عشاير مسلح هستند و هر كدام‌شان از كودكي شيوه‌هاي رزم را مي‌آموزند، ولي ما به جهت بالاتر رفتن سطح و توان‌شان تنها در صورتي يك فرد عشاير را بسيجي فعال مي‌كنيم كه آموزش‌هاي مقدماتي و تكميلي را پشت سرگذاشته باشد. به غير از آن علاوه بر برگزاري رزمايش‌هاي ملي، هر استاني موظف است سالي حداقل يك رزمايش محلي برگزار كند تا به اين ترتيب با افزايش آمادگي اين عزيزان، شيوه رزم و نوع ساماندهي‌شان را طبق قاعده و براساس نيازهاي كنوني كشورمان شكل دهيم. اين را هم عرض كنم كه عشاير كشورمان با پيوند عميق و قلبي كه با رهبري و نظام اسلامي دارند، ‌همواره پيشقدم و در مسير حراست از مرز‌هاي كشور هستند و در برخي از اتفاقات چون شيطنت‌هاي پژاك در سال 91 در منطقه تنگه فني لرستان يا ورود منافقان به كشور براي عمليات‌هاي خرابكارانه در خلال سال 1378 اين عشاير بودند كه ضربه‌هاي مهلكي به آنها وارد كردند و حداقل چند تيم نفاق را متلاشي كرده و پژاك را نيز از تنگه فني بيرون راندند.

و سخن پاياني؟

هم‌اكنون بسيج عشاير 130 حوزه و 1330 پايگاه دارد كه هم در بحث امنيت مرزها و هم امنيت خود عشاير فعال هستند. بسيجيان اين قشر چون دسترسي به منابع خاصي ندارند، قاعدتاً هيچ چشمداشتي از حضور و فعاليت در بسيج ندارند و بنابراين مي‌توان گفت كه از مخلص‌ترين بسيجيان كشور به شمار مي‌روند. اكنون به جرأت مي‌توان گفت كه عشاير چون دفاع مقدس وزنه‌اي در دفاع از كشور به شمار مي‌روند و چون خيلي از اين عزيزان از كودكي رزم را مي‌آموزند، هميشه در مسابقات تيراندازي بسيج جزو نفرات اول هستند و با ساماندهي و برنامه‌هايي كه بسيج مستضعفين براي آنها دارد، اين نويد را مي‌توان داد كه بسيج عشاير بازويي براي نظام اسلامي و رهبري انقلاب است تا هرزمان كه ايشان امر كنند، ‌در ركاب ولي فقيه، با دشمنان به مبارزه برخيزند.

 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار