
مذاكرات هستهاي ايران و 1+5 در حالي در وين ادامه دارد كه اخبار منتشر شده بيانگر آن است كه مذاكرات پيشرفت چنداني نداشته و پيشبينيها همچنان اين دور از گفتوگوها را به سوي تمديد توافق هستهاي ارزيابي ميكنند. دليل عمده آن هم رويكرد «زيادهخواهانه» امريكا به خصوص از مذاكرات عمان به اين سو است، ايالات متحده پس از انتخابات مياندورهاي اين كشور و به قدرت رسيدن جمهوريخواهان در كنگره تلاش كرد تا شرايط را براي تيم مذاكرهكننده كشورمان در مسقط سخت كرده و آنها را سوي «توافق به هر قيمتي» بكشاند.
در آن مقطع زماني تلاش شد تا روي كار آمدن جمهوريخواهان در ژانويه (دي ماه) - به عنوان جرياني تندرو - مساوي با محدود شدن اختيارات دولت باراك اوباما در مذاكرات هستهاي با ايران عنوان شود. بنابراين تيم مذاكرهكننده كشورمان بايد هفتههاي پيش رو را ارج نهاده و با تعديل خواستههاي خود پاي توافقنامه نهايي را به امضا رسانده و ماراتن هستهاي را به خط پايان برساند.
پس از پايان مذاكرات مسقط منابع مطلع اظهار كردند، موافقت با چرخش تنها 1500 سانتريفيوژ، حفظ رژيم تحريمها در طول عمر توافق نهايي (7 تا 20 سال)، تبديل شدن فردو به مؤسسه صرفاً تحقيقاتي آن هم بدون تزريق مواد به دستگاهها از جمله پيشنهادات كري به ظريف بوده است. اما اين اتفاق در مسقط نيفتاد و تيم ايراني با مقاومت در برابر خواستههاي طرف مقابل مذاكرات را به راند وين كشاند.
امريكاييها چند روز قبل از شروع مذاكرات نهايي در وين تلاش كردند تا – به مانند دور قبلي مذاكرات - عمليات رواني سنگيني را عليه طرف مقابل پيادهسازي كنند.
بر همين اساس، رئيسجمهور امريكا بلافاصله پس از نشست مسقط در نامهاي به كنگره « تمديد وضعيت اضطراري در قبال ايران » براي يك سال ديگر را درخواست ميكند.
«جف راتك»، سخنگوي وزارت خارجه امريكا هم روز قبل از شروع مذاكرات در وين با تأكيد بر اينكه تحريمها تعليق خواهد شد نه لغو، اظهار ميكند: «اگر مذاكرات 1+5 با ايران به توافقي منجر شود، ديدگاه ما اين است كه بهتر است تحريمها در ابتدا به جاي برچيده شدن، تعليق شوند. تنها زماني كه اطمينان يابيم ايران به تعهدات خود پايبند بوده است، براي لغو تحريمها اقدام خواهيم كرد.»
مقامات امريكاييها با توجه به تجربه مذاكرات پيشين - به خصوص آنچه كه سوم آذرماه سال 92 در ژنو اتفاق افتاد- با اين گمان كه تيم ايراني به دنبال امضاي توافق حتي «توافق ضعيف» است تلاش ميكنند از فرصت كم باقي مانده تا ضربالاجل 24 نوامبر استفاده و بار ديگر پيشنهادات خود در مسقط را تكرار كنند، آن هم در شرايطي كه دولت اوباما سخت نيازمند توافق نهايي با ايران است، چراكه خطر پيروزي جمهوريخواهان در انتخابات آينده رياست جمهوري ايالات متحده، بيش از هر زمان ديگري دموكراتها را تهديد ميكند و ناكام ماندن مذاكرات با ايران ميتواند احتمال شكست حزب متبوع اوباما را به واقعيت تبديل كند.
در اين دوراز مذاكرات ايالات متحده تلاش كرده تا با استفاده از ابزارهايي تيم مذاكره كننده كشورمان را تحت فشار قرار دهد و در شرايط خاص ايران را به پذيرش توافقي وادار كند كه در آن بسياري از خطوط قرمز جمهوري اسلامي ايران رعايت نشده باشد.
مجموعه اقدامات كنوني طرف امريكايي براي امتيازگيري بيشتر از ايران و تحميل «توافق به هر قيمتي» را ميتوان در سه وجه عنوان كرد؛ نخست «قطعنامه ضدحقوق بشري ايران در كنگره»، «نامه تند 43 سناتور به اوباما با محوريت برنامه هستهاي ايران» و « گزارش جهتدار و تخريب آمانو».
قطعنامه ضدحقوق بشري ايران در كنگرهدو اقدام ضدايراني كنگره در روز چهارشنبه را بايد در همين جهت ارزيابي كرد؛ اولين اقدام تصويب قطعنامهاي موسوم به «قطعنامه 754» است كه قانونگذاران دموكرات و جمهوريخواه روزچهارشنبه به تصويب رساندند كه در آن ايران به نقض موازين حقوق بشر در آن متهم شده بود.
اين قطعنامه با استناد به «گزارش آزاديهاي مذهبي كميسيون امريكا در سال 2014» و گزارش «احمد شهيد»، گزارشگر ويژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ايران، مصوب شده است.
رئيس كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان در اين قطعنامه ايران را به نقض نظاممند حقوق بشر، «سركوب بيرحمانه صداي فعالان حقوق بشر، روزنامهنگاران و اقليتهاي مذهبي»، «كشتار مخالفان» و برخي موارد ديگر متهم ميكند.
هر چند دولت و كنگره امريكا پيش از اين نيز اقداماتي مشابه- با آنچه كه به آن اشاره شد - انجام دادهاند، با اين حال متهم كردن نظام ايران آن هم در حالي كه نماينده ايران در وين روبهروي نمايندگان امريكا نشسته نه تنها با هدف فشار به تيم ايراني تفسير ميشود بلكه از لحاظ عرف بينالمللي توهين آميز محسوب ميشود.
در ادامه اين تلاشها «اد رويس» رئيس كميته امور خارجي مجلس نمايندگان امريكا و «اليوت انگل» يكي ديگر از نمايندگان كنگره با صدور بيانيهاي تصريح كردند كه تأييد غنيسازي اورانيوم در ايران در واقع انحراف از سياست امريكا است و مذاكرهكنندگان امريكايي ميبايست در راستاي شرايطي كه كنگره و اسرائيل تعيين كردهاند، پيش بروند.
نامه 43 سناتور به اوباماهمسو با اقدام كنگره امريكا، 43 سناتور امريكايي هم در نامهاي كه درباره مذاكرات هستهاي ايران به «باراك اوباما»، ارسال كردهاند، در آن خواستار توقف كامل توانايي ايران براي توليد سوخت هستهاي شدهاند.
در اين نامه كه به رهبري «مارك كرك» و «مارك روبيو»، سناتورهاي جمهوريخواه امريكايي تهيه شده همچنين از اوباما درخواست شده كه در چارچوب مذاكرات امكان طرح مسائل مربوط به برنامه موشكي ايران هم فراهم شود.
در بخشي از اين نامه آمده: «اگر ايران آرمانهاي هستهاي خود را كنار نگذارد و در روابطش با دنيا قدم در راه سازنده نويني برندارد، ما در ماههاي پيش رو تلاش براي تحميل فشارهاي اضافي بر اين كشور را ادامه خواهيم داد.»
همچنين ميخوانيم: «ما به دولت توصيه ميكنيم كه از تلاش براي دور زدن كنگره دست بردارد و با ما با رويكردي هوشمندانهتر برخورد كند و به صورتي قاطعانه به تهديد هستهاي ايران پايان دهد. اگر كاخ سفيد واقعا با كنگره تعامل نكند، به هيچ وجه امكان ندارد توافقي كه شامل بندهاي ارائهشده از سوي شما باشد، در كنگره يكصدوچهاردهم و پس از پايان دوره رياستجمهوري شما باقي بماند.»
گزارش جهتدار و هدفمند آمانو يوكيا آمانو، مديركل آژانس بينالمللي هم ضلع ديگر فشار به تيم ايراني جهت تن دادن به امتيازات بيشتر به طرف غربي را بازي ميكند.
آمانو در گزارشي كه در جمع 35 عضو شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي ارائه ميدهد تلاش ميكند باز اتهامات بدون سندي را به ايران نسبت دهد و ادعا ميكند« هنوز به غيرنظامي بودن برنامه اتمي ايران اطميناني وجود ندارد... كه ايران از صدور مجوز بازرسي از پارچين خودداري كرده ولي آژانس باز هم براي ورود بازرسان به اين سايت نظامي درخواست خواهد كرد.»
تاكتيك مذاكره، نتايج استراتژيكبا اقدام مشترك دولت و كنگره امريكا طي روزهاي اخير براي امتيازگيري از تيم مذاكرهكننده ايراني ميتوان به وضوح مشاهده كرد كه دست به دست شدن قدرت در قواي ايالات متحده امريكا هيچگاه نميتواند مباني و اصول سياست خارجه اين كشور را دچار تغيير كرده بلكه تنها تاكتيكها را با توجه به مقتضيات زماني دچار تحول ميكند و رفتار دولتمردان اين كشور در قبال جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي اخير همين موضوع را نشان ميدهد كه راهبرد مقابله هيچگاه براي آنها تغييري نداشته بلكه تاكتيكهاي مواجهه تنوع يافته است، به شكلي كه مهمترين هدف در قبال پرونده هستهاي كشورمان در دولت بوش و اوباما«متوقفسازي توان روزافزون ايران» بوده اما روش سخت و خشن بوش پسر را اوباما در پوشش «دستكش مخملي» ادامه داد.
تيم ايراني بايد اين نكته را مدنظر قرار دهد در حال حاضر پيش از آنكه جمهوري اسلامي به توافق جامع يا تمديد مذاكرات احتياج داشته باشد اين دولت دموكرات امريكا است كه براي فرار از شكستهاي سياسي در داخل به امضاي توافق جامع يا ادامه يافتن مذاكرات احتياج دارد و نوع مواجهه كنوني تيم غربي بار ديگر اين موضوع را تأييد ميكند كه تيم ديپلماسي ايران بايد با رويكرد «مقاومت هستهاي» با حفظ خطوط قرمز كشورمان به مذاكرات ادامه دهد.
چراكه امريكا در طول يك سال اخير تلاش داشته از تاكتيك مذاكره با ايران، نتايج استراتژيك به دست آورد آنچنان كه امريكا ميداند ايران بنا ندارد بمب اتمي بسازد اما همچنان تلاش دارد با بهانه قرار دادن پرونده هستهاي كشورمان از يك سو «قدرت روز افزون هستهاي» ايران را متوقف كرده و از سوي ديگر القا كند ايران به عنوان قدرتمندترين معارض كاخ سفيد در غرب آسيا، از مواضع خود كوتاه آمده و به اين وسيله الگوي مقاومت در مقابل نظام سلطه را نزد افكار عمومي مخدوش نمايد.