بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستي، به بهانه كشته شدن سه نوجوان يهودي به دست نيروهاي حماس، در هشت ژوئيه عمليات نظامي تحت عنوان «صخره سخت» را عليه حماس در باريكه نوار غزه آغاز كرد كه مشهور به جنگ 50 روزه شد. او در طول اين جنگ مدام امنيت اسرائيل را پيش ميكشيد و سعي داشت با اين ادعا خشونتبيرويه نيروهاي خود را توجيه كند، خشونتي كه وجدان جهاني تاب تحمل آن را نداشت و در نهايت، فشار بينالمللي او را مجبور به قبول آتشبس با حماس كرد. چيزي كه بعد از آن جنگ و كشتار انجام شده به صورت جدي معلوم نشد همين ادعاي او بود كه آيا با 50 روز تغييري در آن روي داده است؟ به نظر ميرسد كه نه نتانياهو و نه كس ديگري از متحدان او حاضر نباشند به صورت جدي پاسخ اين مسئله را بدهند چون از آن موقع تا كنون حدود دو ماه و نيم ميگذرد و حالا امنيت اسرائيل نه تنها از سوي نوار غزه بلكه اين سو در كرانه باختري تهديد ميشود. شاهد اين ادعا در درگيريها و حملاتي كه طي اين مدت در كرانه باختري رخ داده و افزايش درگيريها تا آن حد بود كه رژيم صهيونيستي براي نخستين بار از زمان اشغال قدس در 1967 اقدام به بستن مسجدالاقصي كرد و البته همين كار هم بر آتش خشم فلسطينيها افزود. به دليل شدت درگيريها بود كه شوراي امنيت در 29 اكتبر اقدام به برگزاري نشست اضطراري كرد و جنز تويبرگ فراندزن، معاون سياسي دبير كل سازمان ملل، گزارشي از وخامت اوضاع در سرزمينهاي اشغالي را به اطلاع اعضاي شوراي امنيت داد.
در هر صورت، مرور وقايع بعد از پايان جنگ 50 روزه در 9 اوت نشان داد كه صخره سخت نتانياهو امنيتي براي رژيم او ايجاد نكرد بلكه گسترش دامنه مقاومت و شكلگيري نوع جديدي از مبارزه با اين رژيم در ميان جوانان فلسطيني از نتايج اين جنگ بود كه آخرين مورد مربوط ميشود به حمله دو جوان فلسطيني به مركز يهودي در منطقه هارنوف ديرياسين غربي واقع در شمال غرب قدس است كه به كشته شدن حداقل پنج يهودي و زخمي شدن 9 تن منجر شد و البته هر دو جوان هم به دست نيروهاي امنيتي به شهادت رسيدند. در مقياس جزئي، اين حمله پاسخي است به قتل يك راننده اتوبوس فلسطيني به دست يهوديان كه چند روز پيش از اين او را در اتوبوس حلقآويز كرده بودند و نشانههاي مشهود بر بدن او حكايت از اعمال شكنجه بر او بود. نزديكي اين مركز يهودي به محل حلقآويز آن راننده دليلي بر اين است كه اين عمليات پاسخ آن اقدام بوده است. در مقياس كلي، اين عمليات را بايد در ادامه درگيريهاي اين مدت و بعد از جنگ 50 روزه دانست كه به نظر بسياري از تحليلگران روايت جديدي از انتفاضه مردمي فلسطين عليه اسرائيل را شكل داده است. انتفاضه اول در سال 1987 شروع شد و نماد آن جوانان و نوجواناني بودند كه با فلاخن و پرتاب سنگ به جنگ با تانكهاي اسرائيلي رفتند. انتفاضه دوم از سپتامبر 2000 شروع شد و پنج سال هم ادامه يافت كه در جريان آن حدود 3 هزار فلسطيني و 1000 اسرائيلي كشته شدند. به نظر ميرسد كه حالا انتفاضه سوم در حال شكلگيري است كه ميتواند دامنه و شدت آن بسيار شديدتر از دو مورد قبل باشد. علت شدت اين دور را بايد بيش از هر چيز در سياستهاي افراطي نتانياهو و شركاي راستگراي افراطي او دانست كه با جنگ 50 روزه به اوج خود رسيد و به غير از حملات هر از گاه به فلسطينيها، سياست شهركسازي نشانه بارز نقض حقوق فلسطينيها است كه حتي متحدان غربي او هم حاضر به قبول آن نيستند. نتانياهو درست بعد از جنگ 50 روزه دستور ساخت 1000 واحد مسكوني را صادر كرد و در كنار آن سياست تخريب منازل فلسطينيها را ادامه داد. معلوم است كه تداوم سياستهاي او نميتواند بيپاسخ بماند جداي از اينكه نيروهاي نظامي- امنيتي او در حمله و كشتن فلسطينيها دست به كار هستند. مروان برغوثي، نماينده مجلس فلسطين، با اشاره به تحريك فلسطينيها به دليل اقدامات دولت نتانياهو از بيش از 2 هزار فلسطيني گفته كه توسط ارتش اسرائيل و شهركنشينهاي يهودي به شهادت رسيدهاند. با توجه به اين موضوعات است كه با شدت خشونت يهوديها، فلسطينيها نيز روايت جديدي از انتفاضه خود را رقمزدهاند و در اين روايت سوم به جاي فلاخن حمله مستقيم را در دستور كار خود قرار دادهاند.