با وجود اينكه در چند ماه گذشته اوضاع سوريه تحتالشعاع ديگر تحولات خاورميانه قرار گرفته بود (كه از جمله اين تحولات ميتوان به ظهور داعش و شكلگيري ائتلاف ضد داعش اشاره كرد) اما در روزهاي اخير در پي سفر استفان ديميستورا، نماينده سازمان ملل به سوريه طرحي براي حل اوضاع انساني شهر حلب و متعاقب آن از سرگيري مذاكرات سياسي بين طرفهاي درگير مطرح شده است كه در صورت موفقيتآميز بودن به ساير مناطق اين كشور نيز قابل تعميم باشد. ارائه اين طرح كه با استقبال برخي طرفهاي درگير در بحران سوريه روبهرو شده و در عين حال باب گمانه زنيهاي جديد در خصوص برگزاري كنفرانس ژنو3 را باز كرده، در مجموع فضايي ايجاد كرده كه تحولات سوريه را بار ديگر از حاشيه به متن تحولات خاورميانه و تا حدودي در سيبل توجهات رسانههاي خبري قرار داده است.
حال چند سؤال در اينجا مطرح است. نخست اينكه چرا حلب در كانون طرح جديد نماينده سازمان ملل قرار گرفته است؟ دوم اينكه چه عواملي موجب شده است ديميستورا طرح خود را در اين مقطع ارائه دهد؟ و سوم اينكه با توجه به پيشينه تلاشهاي نمايندگان قبلي سازمان ملل و ارائه طرحهاي برونرفت از بحران از سوي آنها چه چشماندازي را ميتوان براي طرح جديد تصور كرد؟
در پاسخ به سؤال نخست در خصوص چرايي قرار گرفتن شهر حلب در كانون تلاشهاي جديد نماينده سازمان ملل بايد گفت كه اين شهر چند ويژگي دارد كه آن را با اهميت ميكند. نخست اينكه حلب دومين شهر بزرگ سوريه و پايتخت اقتصادي اين كشور محسوب ميشود و در جريان بحران جاري از اهميت و جايگاهي ويژه براي هر دو طرف درگير برخوردار بوده است و بر همين اساس اگر دو طرف در اين شهر به تفاهم و توافق برسند امكان حل طرفهاي درگير در ديگر مناطق امكانپذير خواهد شد. دوم اينكه عقبه حلب به تركيه وصل است و به همين علت روند پيشرويهاي ارتش سوريه كه در ساير مناطق به خوبي و با سرعت پيش رفت اما در حلب به علت حمايتهايي كه از سوي تركيه ميشود يا به علت اينكه رويكرد دولت و ارتش سوريه براي آزادسازي حلب با حداقل خسارات و تلفات انساني بر ساكنان اين شهر همراه بوده است، از اين رو وضعيت تحولات در اين شهر در يك وضعيت آچمز قرار گرفته است كه اين امكان يافتن راهحل سياسي را به تنها گزينه ممكن تبديل كرده است و از اين جهت ميتوان گفت شهر حلب با دقت در طرح اقدام نماينده سازمان ملل انتخاب شده است.
اما در پاسخ به سؤال دوم ميتوان دو احتمال را مطرح كرد. نخست اينكه ارائه طرح اقدام را ميتوان نتيجه تلاشهاي طبيعي ديميستورا در چند ماه گذشته دانست و از اين ديد آن را كاملاً تصادفي دانست و دوم اينكه درست برعكس ارائه طرح جديد سازمان ملل را تابعي از شرايط جديد در منطقه و همچنين متأثر از تحولات تازه در شرايط برخي از بازيگران منطقهاي و بينالمللي دخيل در بحران سوريه دانست. از اين ديد دستكم چند نكته جلب توجه ميكند؛ نخست اينكه با شكست سنگين اخير دموكراتها در انتخابات ميان دورهاي كنگره و ايالات فرمانداريها تمايل دموكراتها براي جبران شكستها و ناكاميهاي انتخاباتي خود در عرصه سياست خارجي افزايش يافته است و از اين جهت سوريه ميتواند به عنوان يكي از موضوعاتي باشد كه مورد توجه قرار گيرد. آنچه اين موضوع را با اهميت ميسازد، اين است كه غلبه بر ناكاميهاي ائتلاف به اصطلاح ضد داعش نيز تا حدود زيادي به خروج امريكا از تعارض رفتاري با سوريه در عرصه مبارزه با تروريسم از جمله داعش بستگي دارد و با وجود اينكه سوريه متحد طبيعي امريكا در اين عرصه محسوب ميشود اما تحت فشار متحدان منطقهاي امريكا از جمله تركيه و قيد شروطي از سوي آنها مبني بر پيوند زدن عضويت در ائتلاف ضد داعش به احياي طرح براندازي دولت سوريه، اين كشور از حلقه اين ائتلاف كنار گذاشته شده و همين مسئله ائتلاف ضد داعش را در وضعيت بن بست و آچمز قرار داده است. از طرف ديگر خطر داعش بيش از پيش براي ديگر متحدان امريكا از جمله عربستان (كه تاكنون پروژه براندازي در سوريه را حمايت و پشتيباني ميكردند) آشكار شده است و در چنين وضعيتي احتمال اينكه عربستان ديگر مثل سابق در پي براندازي نباشد، وجود دارد.
علاوه بر اينها در هفتههاي اخير گشايشهاي جديدي در روابط امريكا و روسيه در خصوص مبارزه با تروريسم صورت گرفته است كه در ماههاي گذشته تحتالشعاع بحران اوكراين قرار گرفته و همين تنشها روي بحران سوريه نيز سايه افكنده بود. با در نظر گرفتن اين عوامل و متغيرها به نظر ميرسد ارائه طرح ديميستورا در وضعيت كنوني تصادفي نبوده و تابعي از شرايط و تحولات جديد در هر دو عرصه منطقهاي و بينالمللي بوده است.
اما در پاسخ به سؤال سوم نيز ميتوان گفت با توجه به تحولات جديد چه در عرصه شكست انتخاباتي دموكراتها كه انگيزه آنها را براي جبران شكستهاي خود در عرصه سياست خارجي افزايش داده و چه در عرصه اولويتهاي امنيتي جديدي كه بعد از ظهور داعش و به خصوص اعلام خلافت اسلامي از سوي داعش براي اين كشور ايجاد كرده است و همچنين وضعيت آچمزي كه در حلب در سايه برقراري توازن نسبي قوا برقرار شده است، در مجموع چشمانداز اجراي طرح جديد نماينده سازمان ملل مثبتتر از طرحها و تلاشهاي پيشين اين سازمان به نظر ميرسد، البته به شرطي كه اين طرح قبل از پايان سال جاري ميلادي به اجرا درآيد در غير اين صورت با تقويت موقعيت جمهوريخواهان در كنگره از سال جديد ميلادي كار براي دموكراتها در همه عرصهها از جمله سوريه سختتر خواهد شد.