
عمليات محرم كه در 10 آبان سال 1361 در سه مرحله انجام شد يك هفته به طول انجاميد و در كنار چندين چاه نفت حدود 550 كيلومتر مربع از خاك كشورمان را نيز از اشغال دشمن خارج كرد. جانباز «محمود نجيمي» راوي، پژوهشگر و نويسنده حوزه دفاع مقدس، آن روزها به عنوان يكي از نيروهاي لشكر14 امام حسين(ع) يكي از رزمندگان حاضر در عمليات محرم بود.
نجيمي كه سابقه 78 ماه حضور در جبههها را دارد، در گفتوگو با «جوان» از روند اين عمليات و حادثه غيرمنتظره شكسته شدن سد در رودخانه دويرج و شهادت جمعي از رزمندگان لشكر 14 امام حسين(ع) ميگويد.
ما چند ماه بعد از عمليات رمضان، عمليات محرم را انجام داديم. آيا عدم نتيجهگيري در عمليات رمضان، ارتباطي با انجام عمليات محرم داشت؟عمليات رمضان اولين عملياتي بود كه ما وارد خاك عراق شديم كه در ادامهاش ناموفق بوديم. اين عدمالفتح خيلي در روحيه رزمندگان به خصوص كساني كه در عمليات فتحالمبين و بيتالمقدس حضور داشتند تأثير گذاشت. اما مسئله اصلي كه باعث انجام عمليات محرم شد اين بود كه هنوز قسمتهايي از خاك كشورمان مثل منطقه عملياتي محرم (شرهاني، موسيان، زبيدات) در تصرف عراق بود. بعد از فتح خرمشهر ارتش عراق اعلام كرد كه از خاك ايران عقبنشيني ميكند و اين موضوع بازتاب گستردهاي در رسانههاي جهان داشت ولي عراقيها در اصل از نقاطي كه از لحاظ نظامي برايشان مهم نبود عقبنشيني كردند و مناطقي مثل شرهاني به دليل وجود جاده ارتباطي جبهه جنوب و مياني در اختيارش بود. اين جاده از مسير غرب دزفول ميآمد و به جبهه ايلام، دهلران و موسيان ميرسيد و كاملاً در تيررس دشمن بود. اگر كسي ميخواست از جبهه جنوب به غرب و جبهه مياني برود بايد يك مسافت طولاني 12، 13 ساعته را طي ميكرد. ما اين مسافت را با عمليات محرم به يك ساعت رسانديم و اين مسير طولاني برداشته شد.
عمليات محرم عملياتي موفق بود. پيروزي در اين عمليات روحيه را به جبههها آورد؟عمليات محرم هم روحيه را به جبههها تزريق كرد، هم قسمت زيادي از خاك كشورمان را آزاد كرد. همچنين در اين منطقه چندين چاه نفت داشتيم كه نميتوانستيم از آن استفاده كنيم كه بعد از عمليات حتي تعدادي چاه نفت از عراقيها به تصرفمان درآمد. ما تمام تانكهاي يك تيپ زرهي دشمن در محور عينخوش را به غنيمت گرفتيم كه بيش از 100 تانك ميشد.
گويا در روند اين عمليات تعدادي از نيروهاي لشكر14 امام حسين(ع) در رودخانههاي فصلي غرق ميشوند. ماجرا چه بود؟قبل از انجام عمليات، شناساييها انجام شد، طرحريزي عمليات صورت گرفت و همه چيز به نحو احسن انجام شد. حتي بچههاي اطلاعات ميگفتند تا چندين كيلومتر از پشت جبهه دشمن را شناسايي كردهاند. كسي كه اينگونه عمليات را شناسايي ميكند بايد پيروزي نصيبش شود. اما يك حادثه غيرقابل پيشبيني كار را سخت كرد. ما جلوي راهمان دو رودخانه داشتيم. اگر در ارتفاعات دالپري، تيشهكن، مورموري و ارتفاعات جبال الحرمه بارندگي شود به سمت رودخانه سرازير ميشود. اين رودخانهها فصلي و تابستانكاملاً خشك هستند. فرماندهان براي اين عمليات پيشبيني بارندگيها را كرده بودند و جلوي رودخانهها سد خاكي زده بودند. كارهاي مقدماتي عمليات كه طول كشيد در اين فاصله چند بار بارندگي اتفاق افتاد. متأسفانه زير سد كوبيده نشده بود و از پايه سست بود. بارندگيهاي قبل از عمليات سد را خيس كرده بود.
شب عمليات بچهها از خط خودمان به سمت خط دشمن بايد هفت كيلومتر پيادهروي ميكردند. همه لشكرها مثل لشكر عليبنابيطالب به فرماندهي شهيد مهدي زينالدين، لشكر8 نجف به فرماندهي شهيد احمد كاظمي و ديگر لشكرها هماهنگ كرده بودند كه با هم به خط دشمن برسند. وقتي بچههاي لشكر14 امام حسين به رودخانه ميرسند آبي در رودخانه نبوده است. تعدادي كه از رودخانه رد شده بودند پوتينهايشان خيس هم نشده بود. رزمندگان پشت سر هم وارد رودخانه ميشوند تا در ديد دشمن نباشند. در حالي كه همينطور آرام به سمت دشمن حركت ميكردند ناگهان سدي كه چند شب پيش به خاطر بارندگيها خيس شده بود ميشكند و آبي كه بر اثر بارندگيهاي چند روزه در پشت سد جمع شده بود وارد رودخانه ميشود. جاري شدن آب در رودخانه باعث شهادت حدود 500 نفر از بچههاي خطشكن اصفهان ميشود. در يك روز 370 شهيد را در اصفهان تشييع كردند كه حضرت امام هم آن پيام مهم را داد كه در كجاي دنيا ميتوانيد شهري مثل اصفهان را پيدا كنيد كه در يك روز 370 نفر از بهترين جوانانش را تشييع كنند.
و با وجود تمام اين اتفاقات تلخ باز عمليات انجام شد. بله، اگر سد نشكسته بود و اين بچهها شهيد نميشدند عملياتمان خيلي شيرين بود. با كمترين شهيد بهترين پيروزي را داشتيم. با اينكه دشمن از طريق جاسوسانش متوجه عمليات شده بود ولي باز نتوانست كاري انجام دهد. يك روز به تاسوعا مانده بود نزديكيهاي صبح كاتيوشاهاي دشمن به همراه آتش توپخانهاش مقرمان را زير آتش گرفت. معلوم بود كه ستون پنجم گرا داده است. تعدادي از بچهها در چادرها شهيد شدند. فرماندهان وقتي اين وضعيت را ديدند بچهها را از موقعيت به بيابان كشاندند. رزمندگان با اين روحيه وارد خط اول شدند. عراقيها يك شب مانده به عمليات حدود 40 دقيقه شروع به تيراندازي كردند. تير رسام، منور و خمپاره شليك ميكردند كه به ما بفهمانند ما ميدانيم ميخواهيد عمليات انجام دهيد و اگر بياييد همه را ميكشيم. قصد ترساندنمان را داشتند. با اين حال دستور انجام عمليات صادر شد.
از روند عمليات بگوييد. ميانگين سن بچههاي ما در آن عمليات زير بيست سال بود و با تأسي به علي اكبر امام حسين(ع)، عاشورايي جنگيدند و حماسهها آفريدند. ما از يك محور وارد شديم و جاپاي خوبي در غرب رودخانه «دويرج» گرفتيم. جنگ غرب رودخانه بود و مهمات در شرق رودخانه قرار داشت. بچههاي هوانيروز با هليكوپترهايشان شرق رودخانه مينشستند، مهمات بار ميزدند و زخميها را پياده ميكردند و به سمت ديگر ميرفتند. بچهها يك شبانهروز راهي براي عقب يا جلو رفتن نداشتند و آنقدر آب رودخانه فشار داشت كه نفربارهاي چند تني پيامپي را با خود ميبرد.
ابتكار خوبي در اين منطقه انجام شد. منطقه به صورت تپههاي ماهوري است. وقتي بچهها به تانكهاي عراقي زدند آنها بين تپهها پخش شدند. ما گرداني داشتيم كه شهيد ملاقليپور فرماندهاش بود. اين گردان به عنوان «موتورسواران شكارچيان تانك» عمل ميكردند. به دو رزمنده يك موتور، يك قبضه آرپيجي و چندين گلوله آرپيجي ميدادند. گفتند در تپهها حركت كنيد و تانكها را بزنيد. ناگهان 70 موتور تريل را ميديديم كه در بين تپهها حركت ميكنند و تانكها را ميزنند. خيلي از تانكهاي عراقي را اينگونه زدند. چيزي كه خودم ديدم در محور ما هر جايي كه چشم ديد داشت آتش انفجار و سوختن تانك ديده ميشد. به اين ترتيب دشمني كه از عدمالفتح ما در رمضان به خود مغرور شده بود در عمليات محرم ضربه شست خوبي از رزمندگان دريافت كرد.