کد خبر: 684384
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۰
نگاهي به تأثيرات و نتايج واقعه 13 آبان بر حزب‌الله لبنان
تجاوز نظامي اسرائيل به لبنان در سال 1361، فرصت مناسب براي نخستين مشاركت مستقيم ايران در عمليات نظامي عليه اسرائيل را فراهم نمود و اولين گروه از نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، متشكل از تيپ محمد رسول‌الله (ص) به فرماندهي حاج احمد متوسليان براي اعزام به لبنان وارد دمشق شدند، اما در آنجا با تعلل سوريه براي اعزام آنها به لبنان مواجه شدند.
فاطمه تفتيان
تجاوز نظامي اسرائيل به لبنان در سال 1361، فرصت مناسب براي نخستين مشاركت مستقيم ايران در عمليات نظامي عليه اسرائيل را فراهم نمود و اولين گروه از نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، متشكل از تيپ محمد رسول‌الله (ص) به فرماندهي حاج احمد متوسليان براي اعزام به لبنان وارد دمشق شدند، اما در آنجا با تعلل سوريه براي اعزام آنها به لبنان مواجه شدند. اين‌گونه بود كه 10 روز پس از اعزام نيروهاي رزمي سپاه به سوريه، امام خميني (ره) در يك سخنراني اعلام كردند كه قضيه تهاجم اسرائيل به لبنان يك توطئه امريكايي براي منحرف كردن اذهان مردم ايران از جنگ عراق است تا به اين وسيله، رژيم عراق از سقوط رهايي يابد.  بدين‌ترتيب مأموريت نيروهاي اعزامي سپاه تغيير كرد و موضوع مشاركت مستقيم سپاه در عمليات نظامي عليه ارتش اسرائيل لغو شد و سپاه مأموريت يافت تا به‌عنوان مستشاران نظامي و مربيان آموزش نظامي و عقيدتي وارد صحنه لبنان گرديده و مردم لبنان را براي دفاع از كشور خودشان آموزش دهد. بدين‌ترتيب پاسداران انقلاب اسلامي در لبنان اردوگاه‌هاي آموزشي ايجاد كردند و نيروهايي از جوانان را كه بعدها هسته اصلي حزب‌الله را تشكيل دادند، براي برنامه‌هاي آموزش نظامي جذب كردند.
ناگفته نماند كه ورود سپاه به لبنان در واقع يك انقلاب فرهنگي را به دنبال داشت، زيرا اعضاي سپاه تفكرات امام خميني (ره) و فرهنگ انقلاب اسلامي را با خود به لبنان منتقل كردند. نقش آنها در آموزش مذهبي و ارائه يك الگوي عملي از رزمنده مسلمان براي گسترش دامنه اسلام‌گرايي و ارتقاي سطح شور و حماسه ديني در ميان مسلمانان لبنان بسيار حياتي بود. افزون بر اين، در كنار اين فعاليت‌هاي عقيدتي و فرهنگي، سپاه به رزمندگان لبناني تاكتيك جنگ چريكي را به‌منظور تحليل بردن قدرت نيروهاي اشغالگر پيشنهاد داد.
گفتني است كه بيشترين تأثير انقلاب اسلامي در لبنان روي شيعيان اين كشور بوده است. در زمان وقوع پيروزي انقلاب، سازمان امل، مهم‌ترين حزب شيعيان در عرصه سياسي لبنان بود. اما در نهايت حزب‌الله بود كه تبلور عيني انقلاب اسلامي در لبنان شد و در حالي كه رهبران جنبش امل علاقه چنداني به گفتمان و ايدئولوژي اسلام‌گرايي با قرائت انقلاب اسلامي لبنان نشان نمي‌دادند، جنبش حزب‌الله به پرشورترين و مطمئن‌ترين حامل اين گفتمان تبديل شد.  اين جنبش هنگام تأسيس، در بيانيه‌اي با عنوان «ما كه هستيم و هويت ما چيست؟» مي‌نويسد: «ما فرزندان حزب‌الله هستيم كه خداوند طليعه آن را در ايران به پيروزي رساند تا دوباره هسته اوليه دولت اسلامي را در جهان برپا كند...» بدين‌ترتيب حزب‌الله متأثر از فضاي داخلي لبنان و با تأسي از انقلاب اسلامي ايران، مبارزه با غرب به‌ويژه امريكا و حاميان اسرائيل را سرلوحه اقدامات خود قرار داد. در 18 آوريل 1983 يك انفجار مهيب سفارت امريكا در بيروت را به لرزه درآورد. در اين انفجار 9 نفر از مأموران مخفي سيا از جمله رابرت آميس كشته شدند و سرفرماندهي جاسوسي سيا در لبنان از بين رفت. اين اقدام كه متأثر از رويكرد مبارزه با غرب انقلاب اسلامي و گروگانگيري سفارت امريكا در ايران بود، آغاز جنگ طولاني حزب‌الله عليه حضور سياسي، نظامي و فرهنگي غرب در لبنان به‌شمار مي‌رفت و با گروگانگيري‌هاي بعدي طي چند حادثه از سال 1983 تا 1985 ادامه يافت.  گفتني است كه بسياري از منابع غربي هم به ارتباط گروگانگيري‌هاي لبنان با تأثيرپذيري حزب‌الله از انقلاب ايران اذعان دارند. به‌عنوان مثال، «واشنگتن‌پست» در مقاله‌اي به قلم تيم‌اي تو در سال 1999 به اين مسئله مي‌پردازد و به ارتباط گروگانگيري و تلفات امريكايي‌ها در لبنان با حزب‌الله و الهام‌گيري آن از ايدئولوژي انقلابي ايران براي ضربه زدن به امريكا اشاره مي‌كند.

  ناتواني امريكا در حل بحران؛ نياز به وساطت ايران
از اوايل تا اواسط دهه 1980م، حوادثي از جمله انفجار بمب در پادگان تفنگداران دريايي امريكا در بيروت (23 اكتبر 1983)، بمبگذاري در سفارت امريكا در كويت (12 دسامبر 1983)، ربايش چند امريكايي از جمله مأمور امنيتي و سياسي امريكا در لبنان (16 مارس 1984)، انفجار سفارت امريكا در شمال شرقي بيروت (20 سپتامبر 1984)، ربودن پرواز 221 شركت «اير وي» كويت (3 دسامبر 1984) و ربودن پرواز 847 هواپيماي «تي. دبليو. اي» (14 ژوئن 1985) رخ داد كه علاوه بر كشته شدن امريكايي‌ها، موجب گروگانگيري چند تن از آنها نيز گرديد.  يكي از اين گروگان‌ها ويليام باكلي، رئيس سيا در بيروت بود كه به‌عنوان كارمند ديپلماتيك انجام وظيفه مي‌كرد و توسط سه جوان شيعه ربوده شد. نهادهاي امنيتي امريكايي بر اين باور بودند كه اگر نه همه گروگان‌ها، دست‌كم بيشتر آنان در اختيار اعضاي حزب‌الله لبنان هستند كه متأثر از آرمان‌هاي انقلاب اسلامي ايران بودند.  تلاش‌هاي نيروهاي سياسي و امنيتي امريكا براي يافتن و آزاد كردن باكلي (كه اطلاعات بسيار ارزشمند و محرمانه‌اي از فعاليت‌هاي سازمان سيا داشت) و ديگر گروگان‌هاي امريكايي (پيتر كيلبرن، بنجامين وير، تري اندرسون، مارتين جنكو و ديويد جاكوبسن) ناكام ماند و با ناتواني امريكا در حل اين مشكل و شكست سوريه در حل بحران، توجه مقامات امريكايي به ايران جلب شد. به‌ويژه اينكه اقدامات ايران در كمك به حل مشكل گروگان‌هاي هواپيماي «اير وي» و «‌تي. دبليو. اي» امري بود كه نمي‌شد از آن چشم پوشيد.

  دولتمردان امريكا در ماجراي ايران گيت
اشاره شد كه در پي ناتواني امريكا در حل بحران گروگانگيري در لبنان، توجه اين كشور به ايران كه نفوذ زيادي در لبنان و حزب‌الله داشت، جلب شد. دولت ريگان و جمهوري‌خواهان درصدد بودند كه مسئله گروگانگيري در لبنان و بحران ناشي از آن را هرچه سريع‌تر حل كنند تا افكار عمومي ايالات متحده را كه در آستانه انتخابات كنگره قرار گرفته بود، آرام گردانند. ريگان اميدوار بود كه با ارسال تسليحات به ايراني كه درگير جنگ با عراق بود، روابط امريكا و ايران را التيام بخشد و از اين طريق، ضمن بهبود روابط با لبنان و آزادي گروگان‌هاي امريكايي، باعث تقويت جايگاه امريكا در خاورميانه شود.
علاوه بر آزادي گروگان‌ها، دلايل ديگري نيز براي اين اقدام امريكا متصور است. جيمز بيل در كتاب «عقاب و شير» در تفسير اين اقدام امريكا براي نزديك شدن به ايران، به دلايل ديگري چون ارائه گزارش‌هاي غلط اطلاعاتي مبني بر تزلزل موقعيت امام خميني (ره) و آمادگي شوروي براي بهره‌گيري از اين فرصت، نگراني از افزايش قدرت شوروي در منطقه خليج فارس، ترس از صدور انقلاب اسلامي به كشورهاي محافظه‌كار خليج فارس به‌ويژه عربستان و تلاقي درخواست افزايش قيمت نفت از سوي ايران و امريكا، اشاره مي‌كند.  بدين‌ترتيب اولين جرقه‌هاي شكل‌گيري درخواست امريكايي‌ها از ايران براي كمك به آزادي گروگان‌ها در لبنان مطرح شد و امريكايي‌هايي كه تا پيش از اين از رژيم بعث عراق حمايت كرده و با خروج نام اين كشور از ليست كشورهاي حامي تروريسم به آن اسلحه فروخته و از همه كشورهاي جهان خواسته بودند كه تحريم تسليحاتي همه‌جانبه‌اي را عليه ايران به اجرا بگذارند، به ناگاه تغيير رويه داده و با توجه به وضعيت نامناسب ايران از نظر تأمين تسليحات مورد نظر براي جنگ، به فكر معامله با ايران افتادند.
در واقع امريكايي‌ها با اطلاع از اينكه ايران در شرايط حساس جنگي و تحريم تسليحاتي ناجوانمردانه امريكا و غرب در بازارهاي بين‌المللي به دنبال تسليحات و به‌ويژه اقلامي مانند موشك‌هاي تاو، قطعات پرتاب‌كننده موشك هاك، موشك هارپون، موشك فونيكس، سايدويندر و لامپ‌ها و قطعات حساس رادارها است (كه همگي آنها ساخت كارخانجات امريكايي بودند)، به‌طور پنهاني در تلاش براي فروش سلاح به ايران بودند. اين در حالي بود كه رئيس‌جمهور امريكا به‌گونه‌اي علني از عدم سازش با گروگانگيرها دم مي‌زد.  در نوامبر 1986 يك هفته‌نامه لبناني به نام «الشراع» گزارش داد امريكا در قبال آزادي گروگان‌هاي امريكايي كه در لبنان توسط گروه‌هاي طرفدار ايران اسير شده‌اند، به تهران اسلحه فروخته است. اين خبر ابتدا توسط مقامات امريكايي تكذيب شد، اما به‌تدريج مشخص شد كه امريكا به ايران سلاح فروخته و درآمد ناشي از آن را برخلاف قانون، صرف كمك به شورشيان كنترا در نيكاراگوئه كرده است. جداي از بررسي جزئيات اين ماجرا كه از حوصله اين نوشتار خارج است، بايد اشاره كرد كه افشاي اين مسئله لطمه زيادي به اعتبار رئيس‌جمهور امريكا وارد كرد و بدين‌ترتيب دولت ريگان نه تنها به هيچ‌كدام از اهداف خود از نزديكي با ايران، به جز آزادي گروگان‌هايش دست نيافت، بلكه باعث كاهش شديد محبوبيت جمهوري‌خواهان در امريكا شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار