در اين بازه زماني كمتر هموطني يافت ميشود كه بر تأثيرات مخرب و مخاطره انگيز فاضلابهاي خانگي، صنعتي و بيمارستاني بر حوزههاي مختلف محيط زيست كشور بياطلاع باشد. اين بحران تا به جايي دامن گسترده كه به حق ميتوان از آن به عنوان «پاشنه آشيل» محيطزيست كشور نام برد. شاهد مثال اين قصه، اخبار هر روزه و پيوستهاي است كه به گونهاي غير مستقيم بر مرگ زود هنگام طبيعت زيباي كشور و از بين رفتن داشتههاي ارزشمند يك ملت دلالت دارد. در حالي كه اين دريافت غمانگيز با ناكارآمدي مسئولان و بياهميتي مردم، به يك تراژدي تبديل شده است.
اما اولين سؤالي كه در مواجهه با اخباري از اين دست به ذهن قاطبه مخاطبان متبادر ميشود، يافتن سلسله دلايل و روابط علت و معلولي پيچيدهاي است كه در نهايت رسيدن به چنين اوضاع غم انگيزي را رقم زده است. درحالي كه بايد اذعان كرد يافتن دلايلي كه كشور ما را در رسيدن به چنين جايگاه ناشايستهاي رهنمون شده، شكل و ماهيتي پيچيده ندارد و بر يك اصل بديهي و بسيار ساده استوار است. اين اصل كه آبشخور ساير دلايل و براهين است كمكاري و ناكارآمدي مسئولاني است كه وظيفه سازندگي و وسعت بخشي به كشور را در ادوار و دولتهاي گذشته بر عهده داشتهاند.
به بيان ديگر، مسئولاني كه در زمان تصدي خود بدون مطالعه و در نظر گرفتن ملاحظات زيستمحيطي و با پرهيز از شور و مشورت با ساير دستگاهها و رويگرداني از كار تيمي، اقدام به ساخت و سازهايي از جمله راهها و بزرگراهها، ابنيه و اماكن، ادارات و سازمانها و ساير پروژههاي عمراني كردند هيچ گاه فكر نميكردند كه روزي خدمت آنان به عكس تعبير و تفسير شود و ناخواسته موجبات ناامني رواني عذاب هموطنان و تخريبي ناخواسته را از زيستگاههاي حياتوحش تا محيطزيست شهري رقم بزنند و در اين ميان به طور كل « محيط زيست» قرباني شود. قرباني شدن محيطزيست كه در پندار بسياري از مسئولان مقوله قابل بحثي نيست چنين اوضاعي را صورت بخشيده كه علاوه بر تهديدات بسيار جدي و خطرناكي چون آلودگي هوا و ريزگردها، در حوزه كشاورزي و تغذيه هم زندگي هموطنان را با مخاطره مواجه كند. درست مانند فاضلاب خامي كه منابع غذايي حوزه دريايي و بخش كشاورزي را به شدت آلوده كرده است.
حجت اين مدعا درياي خزر است و اظهار نظر صريح دكتر پروين فرشچي، معاون محيط زيست دريايي سازمان محيط زيست كه در اولين كنفرانس مطبوعاتي خود در خصوص آلودگي ميكروبي آبزيان و تأثير سوء اين فرآيند مسموم بر زنجيره غذايي مردم هشدار داده و از ورود 100 درصدي فاضلاب خانههاي ساحلي حاشيه درياي خزر خبر داده بود. وي از دست رفتن اكوسيستمها را از جمله تبعات ورود فاضلابهاي خانگي به درياي خزر عنوان و خاطر نشان كرده بود كه تداوم اين مسئله موجب آلودگيهاي ميكروبي خواهد شد و تأثير قابل ملاحظهاي در كاهش آبزيان خواهد داشت و اين شرايط موجب ميشود زنجيرههاي غذايي تغيير كند. همچنين آلودگيهاي نفتي در محيط زيست دريايي جنوب كشور كه باعث از بين رفتن آبزيان تزييني و تغذيهاي در آبهاي شمال و جنوب كشور شده است. از اين ميان ميتوان به نابودي كامل ماهي خاويار در درياي خزر اشاره كرد كه مجموع اين پيامدهاي منفي ضربات مهلكي بر اقتصاد كشور وارد كرده است.
در بخش كشاورزي نيز به اشارهاي كوتاه به آلوده بودن ميوهجات، صيفيجات و سبزيجات در بخش كشاورزي كه تأثير گرفته از فاضلابهاي خام صنعتي و خانگي هستند، بسنده ميشود.
با اين همه روز گذشته انتشار خبري از خانم شينا انصاري، مدير كل دفتر پايش فراگير سازمان محيط زيست مردم را تا حدي اميدوار كرد. وي با بيان اينكه راهنماي نحوه استفاده از فاضلاب تصفيه شده در كشاورزي تدوين ميشود، گفته است: آنچه امروزه به عنوان بهرهبرداري از فاضلاب مطرح است، فاضلابهاي بازچرخاني شده و تصفيه شده است و نه فاضلابهاي خام و آلاينده محيطزيست كه مولد انواع بيماريهاي مزمن و خطرناك براي انسان هستند. لذا بر اساس تصويب نامه سال 86، مقرر شده تا استانداريهاي سراسر كشور با همكاري وزارتخانههاي نيرو، جهاد كشاورزي و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي از آبياري مزارع با فاضلاب تصفيه نشده جلوگيري به عمل آورند. بنابراين از آنجايي كه «دردها كوهكوه ميآيند و كاه كاه ميروند» بايد اين اتفاق را به فال نيك گرفت و اميدوار بود كه اقدامات بازدارنده وسيع از همين خبر آغاز شود. البته مشروط بر محقق شدن وعدهها! انشاءالله