به لطف خدا و مدد ارباب از امشب شروع ميكنيم. راستي حاجي تا يادم نرفته اين رو هم بگم يادتون باشه حتماً چراغ جلوي در حسينيه رو تعويض كنيد، مثل اينكه سوخته.
اين را ميگويد و از صندلي كه براي زدن پونز از آن بالا رفته است آرام پايين ميآيد و دوباره نگاهي به دور و بر حسينيه ميكند. مثل اينكه خدا را شكر همه چيز آماده است. دور تا دور حسينيه پرچمهاي عزا و پردهنوشتههاي محرم نصب شده است. جاي مداح و منبر سخنران هم آماده شده. وسايل مداحي و سخنراني هم مهيا است. بچهها همه سرحال و قبراق آماده خدمت به مجلس امام حسين (ع) هستند.
اينجا يكي از محلات جنوب شهر است، محلهاي كه شايد با تمام محلات شهر فرق داشته باشد. اهالي اين نقطه از شهر خيلي زودتر يعني از يك هفته پيش به استقبال محرم رفتند. يعني از همان روزي كه توي خيابان اصلي محله پردهاي را كه روي آن نوشته شده بود «ارباب صداي قدمت ميآيد...» را نصب كردند. اينجا اما حسينيهاي است كه به همت تعدادي از جوانان همين منطقه و به لطف خدا احداث شده و مركز اصلي هيئتهاي منطقه است كه به سبك رهبر معظم انقلاب از هفتم الي يازدهم محرم هر سال مراسم عزاداري حضرت سيدالشهدا (ع)، برگزار ميشود.
بچههاي اين هيئت همه جوانند. پرشور و سرحال. اعلاميههاي برگزاري هيئت در دهه اول محرم روي شيشه بيشتر مغازههاي اين محله نصب شده و بسياري از خيابانها و كوچههاي محله نيز پر شده است از بيرقهاي عزا و پرچمهاي سياه. لباس مشكي اين بچهها چند روز زودتر از محرم از كمد لباسشان خارج شده است.
حجتالاسلام مرادي طلبه جواني است كه بيشتر كارهاي هيئت روي دوش او و چند نفر از دوستانش است. آن طور كه خودش تعريف ميكند ميگويد: اين هيئت 15 سال پيش به همت همين بچهها تأسيس شد و هر سال ماه محرم برنامه مفصلي دارند. البته برنامه هفتگي اين بچهها در طول سال ادامه دارد اما به مناسبتهاي مختلف برنامه هيئت به صورت مفصلتر و ويژهاي دنبال ميشود.
او ميگويد: محرم هر سال براي بچهها رنگ و بوي خاصي دارد و امسال محرم بچهها بعد از اينكه مراسم روز عرفه و بعد هم مراسم بزرگ جشن عيد غدير را برگزار كردند مشغول آمادهسازي حسينيه و برگزاري مراسم ماه محرم شدند و مراسم اصلي از هفتم الي يازدهم محرم است.
به گفته حاجآقا مرادي هيئتهاي اين منطقه همه ساله در ايام محرم براي خودشان مراسم دارند اما اين حسينيه نقطه تلاقي چند هيئت در اين منطقه است كه از هفتم الي يازدهم محرم به صورت متمركز و با شكوه برگزار ميشود. اين هم رسمي است كه به سبك و سياق عزاداري رهبر معظم انقلاب برگزار ميكنند.
همه چيز هم شكر خدا به خوبي انجام ميشود. از نصب پرچم گرفته تا تهيه و نصب اعلاميههاي هيئت و هماهنگي براي حضور مداح و سخنران و غيره و غيره. بچهها اينجا همه دست به دست هم ميدهند و اين طور نيست كه كسي بخواهد از زير بار مسئوليت شانه خالي كند. بچهها به كارهاي هيئت به چشم ثواب نگاه ميكنند براي همين نه تنها از زير كار فرار نميكنند بلكه با جان و دل براي اربابشان سنگ تمام ميگذارند. اصلاً هيئت براي اين بچههاي يعني همه زندگيشان. ساعت و حساب و كتاب ندارد. اولويت تمام كارهايشان هيئت است.
اين طلبه جوان به بچهها اشارهاي ميكند و ميگويد: اگر خوب دقت كني خستگي را در چهره تكتكشان ميبيني اما به روي خودشان نميآورند. الان چند روز است كه شب و روز ندارند. شبها تا ديروقت مشغول آماده كردن حسينيه براي محرم هستند و در حالي كه تنها چند ساعت ميخوابند صبح زود ميروند سركار يا دانشگاه. اما خداييش بچههاي قرص و محكمي هستند و خم به ابرو نميآورند.
بصيرت حرف اول را در هيئت ميزند
هيئتي كه در اين نقطه از شهر برپا شده خصوصيات خاص خودش را دارد. خصوصيت متفاوت اين هيئت تنها اين نيست كه برنامه عزاداريشان را با برنامه عزاداري رهبر معظم انقلاب تنظيم ميكنند و به سبك ايشان به عرض ارادت به حضرت سيدالشهدا ميپردازند بلكه بصيرت داشتن و پرهيز از عزاداريهاي غيرمتعارف يكي ديگر از مهمترين خصوصيات اين هيئت و حسينيه است.
حجتالاسلام مرادي به خصوصيات اخلاقي بچهها بيشتر اشاره ميكند و ميگويد: بصيرت حرف اول را در اين هيئت ميزند. بچههاي اين هيئت خدا را شكر اهل بصيرت هستند براي همين هم هست كه در اين هيئت از مداحيهاي نامتعارف و سبكهاي سينهزني مورد انتقاد خبري نيست. اينجا اسم حسين(ع) را بچهها درست تلفظ ميكنند و هيچ وقت حتي وقتي در سينهزني شور ميگيرند به خودشان اجازه نميدهند كه به اسم ارباب توهين كنند. اين بچهها اعتقاد دارند اولين قدم براي حفظ حرمت ارباب تلفظ صحيح اسم اوست.
مرادي ميافزايد: قمهزني هم توي اين هيئت اصلاً راه ندارد. چيزي به نام قليان و رفع خستگي بعد از هيئت كه متأسفانه توي برخي از جلسات ميبينيم اينجا اصلاً معنا ندارد. سبك عزاداري بچهها اينجا ساده است و به شدت جلوي هر نوع بدعت در مراسم عزاداري را گرفتهايم نه تنها در هيئت خودمان بلكه در تمام هيئتهاي سطح منطقه و محله در مقابل بدعتهاي مراسم عزاداري ايستادهايم.
حجتالاسلام مرادي اين را ميگويد، بعد در حالي كه دمپايي به پا ميكند براي كمك كردن به بچههايي كه در حال شستن و تميز كردن آبدارخانه حسينيه هستند حركت ميكند.
استكانهاي زيادي بايد براي امشب شسته شود. قندانها را بايد پر كرد و كف آبدارخانه را بايد شست و در و ديوار آن را بايد تميز كرد. تمام اين كارها را حاج آقا مرادي و بچهها خيلي سريع انجام ميدهند. مثل اينكه چاه آب وسط آبدارخانه گرفته است. آب زيادي آنجا جمع شده و بچهها كمك ميكنند تا راه آب باز شود. حاجآقا مرادي هم آستينهايش را ميزند بالا و دست به كار ميشود تا بالاخره مشكل حل ميشود.
بعد از يكي دو ساعت آبدارخانه مثل دسته گل ميشود و از تميزي برق ميزند. حالا نوبت جارو كردن حياط حسينيه است كه اينجا هم بچهها سنگ تمام ميگذارند. در كمتر از نيم ساعت حياط را آب و جارو ميكنند. بوي خوش خاك آب خورده و نم كشيده همه جا را برداشته و حالا نزديكهاي عصر وقتي بوي خاك نم كشيده با بوي مشك عنبر و دود اسپند مخلوط ميشود حس خوبي به آدم منتقل ميكند. چراغ جلوي حسينيه هم توسط يكي از بچهها تعويض ميشود و حالا جلوي حسينيه هم روشن ميشود. حاجآقا مرادي ميگويد مراسم حسينيه از هفتم الي يازدهم محرم از ساعت 7 الي 9 شب برگزار ميشود و شامل زيارت عاشورا، سخنراني، سينهزني و ذكر مصيبت است.
بيشتر كارهاي هيئت هم توسط خود بچهها انجام ميشود و از ريخت و پاش و خرجهاي غير اصولي اينجا خبري نيست. افرادي هم هستند كه باني خير ميشوند و شام بچههاي هيئت را كه از قبل نذر كردهاند به عهده ميگيرند.
جوانيام نذر ارباب
يك سر هم ميرويم ايستگاه صلواتي كه در خيابان اصلي است. اينجا هم بچهها دو سه روزي ميشود كه مشغول فعاليت و آمادهسازي ايستگاه صلواتي هستند. حاج آقا مرادي ميگويد: راستش خيلي موافق برپايي ايستگاه صلواتي نبودم به دليل اينكه ديده بودم گاهي اوقات مشكلاتي را براي مردم و عبور و مرور اتومبيلها فراهم كرده است اما با شرايطي پذيرفتم. ضمن اينكه ايستگاه صلواتي كه بچههاي هيئت ايجاد كردهاند تنها چاي و شربت نميدهد بلكه توزيع بستههاي فرهنگي يكي از متفاوتترين كارهاي ما در اين ايستگاه صلواتي است.
سراغ يكي ديگر از بچهها هم ميروم كه خستگي از سر و رويش ميبارد. وقتي با او صحبت ميكنم بيمقدمه ميگويد: جوانيام نذر ارباب. اين را ميگويد و ادامه ميدهد: بالاخره كار است ديگر و هر كاري سختيهاي خودش را دارد، اما كار كردن براي هيئت فرق ميكند. الان دو سه روزي ميشود كه با بچهها اينجا مشغول كار كردن هستيم و ايستگاه صلواتي را راهاندازي كردهايم. كار هم بالاخره سخت است اما كار براي ارباب خستگي ندارد. در حال صحبت با او هستم كه صداي اذان به گوش ميرسد. چند دقيقه بعد بچهها در حسينيه صفهاي نماز جماعت را تشكيل ميدهند. حجتالاسلام مرادي پيشنماز ميايستد و بچهها به او اقتدا ميكنند. بعد از نماز دوباره بچهها مشغول كارها ميشوند. كمتر از يك ساعت ديگر بايد عزاداري شب هفتم محرم را آغاز كنند.
خداشناسي به سبك امامحسين(ع)
سراغ يكي ديگر از بچهها ميروم و چند دقيقه هم با او همكلام ميشوم. او ميگويد: محرم را از تمام ماههاي ديگر سال بيشتر دوست دارم. شايد باورتان نشود حتي محرم را از ماه رمضان هم بيشتر دوست دارم.
براي اين حرفش هم دليل دارد و ادامه ميدهد: ماه رمضان ماه عبادت، روزه داري و بندگي است، اما در ماه رمضان من به عبادت خدايي ميپردازم كه خودم به شناخت از او رسيدم. در ماه محرم به سمت خدايي ميروم كه حسين(ع)، به من نشان داده است. در حقيقت معرفتي كه در ماه محرم نسبت به معبود خودم كسب ميكنم معرفتي است كه امام حسين (ع) به من آموخته است. او ادامه ميدهد: در ماه محرم راهي را ميخواهم دنبال كنم كه سالها پيش سيد و سرور آزادگان عالم حضرت امام حسين (ع) اين راه را براي ما ترسيم كرده است و در حقيقت بهترين راهي است كه به معبود و خالق نزديك ميشويم. حرفهاي اين جوان به دلم مينشيند خوب كه دقت ميكنم ميبينم كاملاً درست ميگويد. حسين معرفتي را به همه آموخته است كه چراغ راه است. حالا همه چيز براي برگزاري مراسم آماده است. كمكم دستههاي عزاداري از راه ميرسند. بچهها همه با لباسهاي مشكي و سينهزنان وارد حسينيه ميشوند. هر كدام يك دمي گرفتهاند و يك نوحه ميخوانند. اينجا سينهزني همچنان به همان شكل سنتي است.
دستههاي عزاداري يكي يكي وارد حسينيه ميشوند. امشب شب علي اصغر(ع) است. براي همين دمي كه بيشتر اين دستهها ميگيرند دم مربوط به شيرخوار امام حسين(ع) است. اي اهل كوفه رحمي اين طفل جان ندارد/ خواهد كه آب گويد اما زبان ندارد
يا دستهاي ديگر ميخواند:
امشب حرم آل عبا آب ندارد، رسان آب به طفلان، رسان آب به طفلان/ اصغر شده مدهوش و دگر تاب ندارد، رسان آب به طفلان، رسان آب به طفلان
و همينطور دستهها پشت سر هم وارد حسينيه ميشوند. مراسم شب هفتم محرم حالا ديگر شروع ميشود و اين شور نه تنها در اين چند شب بلكه در تمام طول سال در وجود عزاداران ادامه خواهد داشت.
مراسم به شكل باشكوهي برگزار ميشود متفاوتتر از بسياري از جلسات ديگر، به شكلي سنتي و دلنشين و درآخر هم ذكر مصيبت و سينه زني حسابي حال آدم را خوب ميكند. هيئت كه تمام ميشود بچهها كمكم از حسينيه خارج ميشوند. موقع خروج از حسينيه دوباره نگاهي به پرچم بزرگ وسط حياط ميكنم. باد، پرچم را به شكل زيبايي تكان ميدهد.