
«شيرين عبادي 7 ميليون به من قرض نداد». اين گفتهاي از آمنه بهرامي يكي از قربانيان اسيد پاشي در ايران است كه ميتواند پشت پرده بسياري از ادعاهاي مدعيان حقوق بشر را افشا كند. پروژهاي براي فشار به جمهوري اسلامي ايران كه گويا اين روزها خيلي خوب جواب داده است. اين روند در حالي است كه همزمان با اوج گرفتن حواشي واقعه تلخ اسيدپاشي در اصفهان و پيوند دادن اين وقايع به موضوعات سياسي، بسياري ربط دادن يك جنايت اجتماعي به يك موضوع سياسي را طرحي تازه عليه نظام قلمداد كردند. حدسي كه خيلي زود، درست از آب در آمد و با به ميدان آمدن برخي چهرههاي مسئلهدار اين واقعيت هويدا شد كه مدعيان دروغين حقوق بشر با گريبان دريدنهاي خود به دنبال موضوعي تازه براي ساخت چالشي جديد عليه جمهوري اسلامي ايران هستند.
اين ادعاهاي حقوق بشري پيرامون وقايع تلخ اصفهان در حالي است كه مرور آنچه پيرامون معروفترين پرونده اسيد پاشي در ايران يعني آمنه بهرامي گذشته، نشان ميدهد كه مدعيان دروغين حقوق بشر به اين افراد تنها به عنوان يك «كيس فشار» مينگرند و با پايان يافتن كارشان، حتي حاضر نيستند نام اين قربانيان را به زبان بياورند. مويد اين ادعا گفتههاي آمنه بهرامي است كه بنا به دلايلي براي درمانش مجبور به ارائه درخواست كمك از شيرين عبادي ميشود.
آمنه بهرامي در اين خصوص ميگويد: «من از فاطمه مقدم كه جزو سازمان حقوق بشر فرانسه است كمك خواستم، به من گفت از دولت خودت كمك بخواه. از شيرين عبادي نيز كمك خواستم 7 ميليون تومان به صورت قرض تا خواهرم براي درمان در بارسلون كنارم باشد. همان موقع شيرين عبادي جايزه صلح نوبل را برده بود به ميزان يك ميليارد و 200 ميليون تومان و 7 ميليون برايش رقمي نبود؛ تازه قرض هم بود اما گفت خانم ما پول اضافي نداريم خرج كنيم. بعد هم در صداي امريكا گفته بود كه آمنه از من 200ميليون تومان خواسته بود.
نكته جالبتر آنجاست كه خانم بهرامي از تلاش شيرين عبادي براي سودجويي از خودش خبر ميدهد و ميگويد: «وقتي شيرين عبادي به بارسلونا آمد و ديد كه قضيه من چقدر در آن كشور جنجالي است و رسانههاي آنجا در اين مورد فعال هستند در يك كانال اسپانيايي گفت خانم بهرامي را بياوريد تا من قانعاش كنم تا نبخشد. من هم در پخش مستقيم گفتم: خانم تو چكارهاي كه من به خاطر تو نبخشم؛ تو هماني هستي كه 7 ميليون تومان به من قرض ندادي بعد ادعا كردي كه 200 ميليون از تو خواستهام حالا كه ديدي چه سوژه جالبي هستم دست گذاشتي روي من؛ من هماني هستم كه در ايران گمنام بودم و تو كمكم نكردي.»
فشارهاي حقوق بشري به كيس سوخته
مدعيان دروغين حقوق بشر پس از آنكه نتوانستند به اهداف خود از طريق آمنه بهرامي برسند، وي را به دليل پافشاري بر اجراي حكم الهي قصاص تحت فشار قرار دادند و حملات زيادي را متوجه وي كردند. ماجرايي كه نه فقط دامن خانم بهرامي را گرفت، بلكه باعث شد كه پروژه فشار به جمهوري اسلامي به ثمر بنشيند و برخي افراد در داخل دستگاه قضايي را براي ارائه حكم قصاص مجرم به نفع خانم بهرامي مورد تخطئه قرار دهند. اگرچه در نهايت، در آخرين لحظات اجراي حكم، آمنه بهرامي از قصاص گذشت كرد اما اين گذشت نيز نتوانست عاملي براي پرداخت كمك مالي از سوي نهادهاي مدعي حقوق بشري براي ادامه درمان اين فرد شود.
كيس سازيهاي ديگر
اما واقعيت آن است كه قربانيان اسيد پاشي تنها سوژههاي پروژههاي حقوق بشري نيستند، بلكه اين جريان ميكوشد كيسها يا پروندههاي مختلفي را براي ادامه فعاليت خود انتخاب كنند. همين چند روز گذشته بود كه با قصاص ريحانه جباري، موجي تازه پيرامون مسائل حقوق بشري عليه كشورمان در گرفت. اين در حالي بود كه جلسات مصالحه زيادي با حضور چهرههاي مختلف براي گرفتن رضايت از خانواده مقتول برگزار شد، اما دخالت برخي چهرههاي ضدانقلاب خارج نشين در اين پرونده اجازه نداد، اين مصالحه كه بسياري آن را ملموس و نزديك ميپنداشتند، شكل بگيرد. در همين ارتباط گفته ميشود خانواده مقتول در آخرين جلسه مصالحه نيز همواره تأكيد زيادي بر گفتوگوهاي مادر ريحانه جباري با رسانههاي بيگانه عليه خانواده مقتول و فضاسازي اپوزيسيون عليه اين خانواده داشته و همين عوامل را به عنوان مهمترين دليل براي عدم گذشت از قصاص به رغم تلاشچهرههاي مختلف عنوان كرده بودند. بنابراين ميتوان به صراحت اينگونه نتيجه گرفت كه مهمترين دليل عدم رضايت خانواده مقتول كه منجر به اعدام و مرگ ريحانه جباري شد، در مرحله نخست دخالتهاي هدفدار اپوزيسيون به منظور سود جويي و در مرحله بعدي بازي ناخواسته مادر ريحانه جباري در پازل اپوزيسيون و رسانههاي بيگانه بود. درست پس از اجراي حكم ريحانه جباري به درخواست خانواده مقتول بود كه سازمانهاي حقوق بشري با درك به ثمر نشستن تلاشهاي عواملشان در ساختن كيسي تازه، اقدام به صدور بيانيه عليه جمهوري اسلامي كردند و اجراي اين حكم را «لكه خونين ديگري در سابقه حقوقبشر ايران» توصيف كردند.
تغيير موضع از هستهاي به حقوق بشر
اما تمامي اين وقايع در شرايطي روي ميدهد كه جمهوري اسلامي مشغول رايزني ديپلماتيك با غرب براي حل مناقشه موجود در برنامه هستهاي خود و پايان دادن به چالشها در اين مسير است و در سوي ديگر غربيها در كنار پيشرفت مذاكرات در موضوع هستهاي و افزايش احتمال بسته شدن اين پرونده، همواره به دنبال گشايش جبههاي تازه براي تقابل با جمهوري اسلامي بودهاند. حقوق بشر يكي از همان جبهههاي تقابلي است كه پس از حصول توافق اوليه ميان ايران و غرب در موضوع هستهاي، برجستهتر از هر زمان ديگري شد و حالا چند ماهي است كه در صدر اخبار بنگاههاي خبرپراكني بينالمللي عليه جمهوري اسلامي است. بر اين اساس طرح موضوعات حقوق بشري حربهاي به نسبت قديمي است كه از سوي كشورهاي غربي به طور معمول عليه كشورهاي مستقل استفاده ميشود تا از اين طريق به خواستهاي خود دست پيدا كنند؛ خواستهايي كه از طريق تخريب چهره يك كشور، عاملي براي ايجاد اجماع جهاني عليه آن ميشود.
سكوت در قبال قتل عام بيگناهان
توجه بيش از حد به موضوعات حقوق بشري در جمهوري اسلامي ايران توسط سازمانهاي بينالمللي در حالي است كه اين سازمانها سكوتي وحشتناك در خصوص موارد نقض حقوق بشر در كشورهاي مختلف داشتهاند. قتل مردم بيگناه فلسطيني توسط رژيم صهيونيستي، كشتار مردم سوريه توسط تروريستهاي مورد حمايت غرب، كشتار مردم عراق توسط تروريستهاي وارداتي جبهه غربي- عربي و هزاران مورد نقض حقوق بشر در ديگر نقاط دنيا، همه جز و مواردي است كه اين افراد و سازمانهاي مدعي حقوق بشر چشم به روي آن بستهاند و حقوق بشر را به ابزاري سياسي براي فشار به كشورها بدل كردهاند.