کد خبر: 683116
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۳ - ۰۰:۵۷
تجربه انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري حاكي از آن است كه مكانيسم وحدت در جريان اصولگرايي دچار نقص‌هايي است.
محمد اسكندري
تجربه انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري حاكي از آن است كه مكانيسم وحدت در جريان اصولگرايي دچار نقص‌هايي است.
دو شقه شدن ليست انتخاباتي اصولگرايان براي مجلس نهم و همچنين عدم اجماع روي يك نامزد واحد در انتخابات رياست جمهوري يازدهم نشان داد كه جريان اصولگرايي ديگر مانند گذشته يكپارچه و داراي رأس واحد مديريت نيست بلكه اين جريان نيز همچون اصلاح‌طلبي، امروز داراي طيف‌هاي مختلف با ليدرهاي متفاوت است.
اين روزها و در حالي كه فاصله نسبتاً طولاني تا انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي باقي مانده است، برخي از اشخاص و گروه‌ها به دنبال دستيابي به يك همگرايي در دل جريان اصولگرايي هستند كه نمونه بارز آن برگزاري همايش وحدت در تهران با حضور طيف‌هاي مختلف اصولگرا بود.
در اين همايش علاوه بر آيت‌الله مصباح يزدي، آيت‌الله موحدي كرماني، حداد عادل، جليلي، حبيبي، فدايي، بذرپاش و دهها چهره ديگر اصولگرايي از طيف‌هاي مختلف حضور داشتند و مديريت اين جلسه نيز با حجت‌الاسلام والمسلمين سيدرضا تقوي بود كه اين روزها تلاش‌هاي متعددي براي آغاز مكانيزم وحدت اصولگرايان سامان داده است.
با اين حال به نظر مي‌رسد اگر اصولگرايان بخواهند باري ديگر دچار تجربه انتخابات‌هاي گذشته نشوند بايد دست به يك آسيب‌شناسي جدي از دلايل وحدت و ساختار آن در جريان اصولگرايي بزنند.
به زعم راقم اين سطور، تحولات و تطوراتي در جريان اصولگرايي در سال‌هاي اخير رخ داده است كه بر اساس آن دستيابي به وحدت در اين اردوگاه با چالش‌هاي جدي روبه‌رو شده است.
از يك سو گسترده‌تر شدن دايره اصولگرايي و قرار گرفتن تعداد زيادي از طيف‌ها زير اين چتر امكان وحدت را سخت كرده است و از سوي ديگر نبود يك رقيب جدي- كه تا پيش از فتنه 88 جريان اصلاح‌طلبي بود- ميل و گرايشي براي اصولگرايان به سمت وحدت ايجاد نمي‌نمايد و همين تفرق و تعدد نظرات در پايگاه اصولگرايي- كه برخي هم آن را مثبت مي‌دانند- منجر به آن شده است كه تقريباً وحدت در جريان اصولگرايي به يك آرمان دور دست تبديل شود.
از سوي ديگر برخي معتقدند روند مديريت وحدت در اين جريان نيز دچار مشكل شده و طيف‌هاي زيرمجموعه، تابع اتاق فرمان جريان اصولگرايي نيستند و بعضاً برخي از گروه‌هاي راديكال صراحتاً بر تغيير اتاق راهبري جريان اصولگرايي تأكيد دارند.
طيف‌هاي نوظهور در دل جريان اصولگرايي معتقد هستند كه پايگاه اجتماعي گسترده‌تري نسبت به طيف‌هاي سنتي دارند و معمولاً در فرآيند وحدت و چيدمان ليست‌هاي انتخاباتي به آنها آنگونه كه بايد و شايد توجه و به عبارت دقيق‌تر «حق و سهم» آنها به درستي پرداخت نمي‌شود.
در خصوص مكانيزم وحدتي كه امروز نيز استارت آن در اردوگاه اصولگرايي زده شده است، گرچه قضاوت درباره آن كمي زود است اما بايد منتظر آينده ماند. برخي اصولگرايان هنوز هم معتقدند با حذف طيف تندرو اصلاح‌طلب از صحنه سياسي كشور ديگر دليلي براي تك‌ليستي كردن رقابت‌ها وجود ندارد و مي‌توان هندسه رقابت سياسي را در ميان اقطاب اصولگرايي شكل داد چنانكه انتخابات مجلس نهم اين ظرفيت را نمايان ساخت و اتفاقاً مشاركت پرشوري هم رقم خورد.
اما برخي ديگر از طيف‌هاي اصولگرا نيز با تأكيد بر شكست اصولگرايي در انتخابات رياست جمهوري اين نكته را به ديگر دوستان خود گوشزد مي‌كنند كه عدم اجماع و ائتلاف در جريان اصولگرايي مي‌تواند سكوي پرشي براي جريان اصلاح‌طلبي باشد كه هم‌اكنون در حال بازسازي خويش است.
نگارنده معتقد است اگر جريان اصلاح‌طلبي براي انتخابات مجلس با تمام توان و ظرفيت خود وارد عمل شود، اصولگرايان نيز به دليل فعاليت رقيب به وحدت نزديك خواهند شد اما اگر غالب نامزدهاي انتخاباتي گرايش اعتدالي و اصلاح‌طلبي ميانه‌رو داشته باشند. بايد اصولگرايان از هرگونه پراكندگي درون اردوگاه خود پرهيز و لزوماً بايد ليست مشتركي ارائه كنند. به خصوص كه اكنون فقدان رهبري آيت‌الله مهدوي كني در مديريت وحدت نيز به خوبي احساس مي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار