
تقابل روسيه و غرب با پيدايي و گسترش بحران اوكراين ابعاد بيسابقهاي يافته است. براي اولين بار در دوره پساجنگ سرد شاهد رويارويي روسيه و غرب در ابعاد مختلف نظامي، سياسي و اقتصادي هستيم. با اينكه ظاهراً روسيه و غرب تلاشهايي را براي محدود كردن دامنه اين تقابل به صورت مذاكرات براي حل و فصل سياسي اين بحران انجام دادهاند، اما در عمل تعارض دو طرف نه تنها كاهش نيافته، بلكه روز به روز تبعات و پيامدهاي آن گستردهتر و پيچيدهتر ميشود. در واقع اكنون روسيه و غرب تلاش ميكنند تا با بهرهگيري از همه ابزارهاي قدرت خود، طرف مقابل را وادار به عقبنشيني نمايند تا بتوانند در صحنه اوكراين و نهايتاً در قاره اروپا پيروز شوند.
در واقع تحولات در روابط روسيه و غرب به ويژه با اتحاديه اروپا اكنون وارد برهه جديدي شده است. اين روابط روز به روز بيشتر به سوي بنبست حركت ميكند. روند فزاينده و تدريجي گسترش تحريمها عليه روسيه از يك سو و واكنش شديد روسيه از سوي ديگر كه با تحريمهاي متقابل عليه كشورهاي تحريمكننده همراه بوده است، نشاندهنده رويارويي و تقابل بين دو طرف است كه هيچگاه در دوره پس از جنگ سرد سابقه نداشته است. غرب براي بازداشتن روسيه از مداخله در اوكراين و تعقيب اهدافش در اين كشور به اهرمهاي مختلفي متوسل شده است كه شايد اصليترين آن اعمال تحريمهاي گسترده اقتصادي است.
جنگ رواني جديد
با ادامه تنشها بين روسيه و غرب، موج جديدي از جنگ رواني عليه مسكو از جانب مقامات غربي به راه افتاده است. در اين زمينه رادوسلاو سيكورسكي رئيس پارلمان لهستان مدعي شد كه ولاديمير پوتين رئيسجمهور روسيه در سال ۲۰۰۸ ميلادي به نخستوزير سابق لهستان پيشنهاد داده تا اوكراين را بين خود تقسيم كنند. سيكورسكي كه تا سپتامبر امسال وزير خارجه اين كشور بوده به وبسايت پليتيكو گفته كه ولاديمير پوتين در جريان سفر دونالد تاسك نخستوزير سابق لهستان به مسكو پيشنهاد تقسيم اوكراين بين دو كشور را مطرح كرده بود. سيكورسكي در اين باره ادعا كرده كه پوتين گفته است كه اوكراين يك كشور مصنوعي و ساختگي است و شهر «لوف» (Liev) يك شهر لهستاني است و چرا با همكاري يكديگر به وضعيت آن سر و سامان ندهيم. گفتني است پيش از جنگ جهاني دوم سرزمين لهستان شامل بخشهايي از غرب اوكراين فعلي بود و شامل شهرهاي مهم و بزرگي از جمله لوف بود. سيكورسكي كه دونالد تاسك را در سفر به مسكو همراهي ميكرده افزود: تاسك به پيشنهاد پوتين پاسخ نداده است چون وي ميدانسته اظهاراتش ضبط ميشود ولي لهستان هرگز تمايل خود را براي پيوستن به عمليات روسيه اعلام نكرده است. پس از انتشار اين مصاحبه سيكورسكي اعلام كرد كه بخشي از اين مصاحبه بيش از حد تفسير شده است و بخشهايي از آن كاملاً دقيق نيست. اين مصاحبه جنجالي به تنشها در روابط روسيه و لهستان دامن زده است. بحران اوكراين و بازداشت دو نفر كه مظنون به جاسوسي براي روسيه هستند موجب تشديد تنشها در روابط دو كشور شده است. نه وزارت خارجه لهستان و نه مقامهاي روسي تاكنون در خصوص اين مسئله اظهار نظر نكردهاند. از سوي ديگر باراك اوباما رئيسجمهور امريكا نيز در جديدترين اظهارات خود روسيه و سياستهاي آن را تهديدي همتراز بيماري مهلك ابولا و گروه تروريستي داعش قرار داد. اوباما مدعي شد، سياست روسيه يكي از سه عامل مهمي است كه امريكاييها بايد در كنار ابولا و داعش درباره آن نگران باشند. پيش از اين، اوباما در بيانيهاي شديداً از مسكو انتقاد كرده بود. باراك اوباما قبلاً نيز در سخنراني ماه سپتامبرخود در مجمع عمومي سازمان ملل، روسيه را با داعش و ابولا مقايسه كرده بود. وزارت خارجه روسيه سخنراني اوباما را «مجموعهاي از شعارهاي كليشهاي و تبليغاتي سياسي» خوانده است. وزير امور خارجه روسيه نيز در واكنش به سخنان اوباما گفت، چنين اظهاراتي وراي خير و شر است.
دو روي يك سكه
به نظر ميرسد اظهارات اوباما و اتهامات لهستانيها عليه روسيه هر دو روي يك سكه هستند و اساساً در چارچوب جنگ تبليغاتي و رواني گسترده غرب عليه روسيه جاي ميگيرند. هدف از اين اقدامات نمايش روسيه به عنوان يك كشور تجاوزگر و خطرناك است كه ادعاهاي ارضي عليه اروپاي شرقي دارد و به هيچ وجه قابل اعتماد نيست. هدف آن است تا اقدامات خصمانه غرب عليه روسيه توجيه شود. اما واقعيت چيز ديگري است. در واقع اين دولت دموكرات امريكا است كه با پشتيباني و حمايت از داعش، آن را تبديل به خطرناكترين گروه تروريستي در جهان كرده است و از سوي ديگر سياستهاي مداخلهگرايانه امريكا و متحدان اروپايياش در اوكراين منجر به سرنگوني رئيسجمهوري اين كشور و افتادن اوكراين در مسير همگرايي با غرب شده است. با توجه به روابط و پيوندهاي گسترده اقتصادي، تجاري و انرژي اوكراين با روسيه و اقامت شمار قابل توجهي از روستباران در اوكراين، روند كنوني براي روسيه قابل پذيرش نيست و اقدامات مسكو بيشتر با هدف حفظ منافع حياتي آن در اوكراين انجام ميگيرد. با اين حال غربيها با فرار به جلو روسيه را مقصر بحران اوكراين معرفي ميكنند تا بدين طريق، سياستها و اقدامات توسعهطلبانه خود را توجيه كنند. اين در حالي است كه از ديد سران كرملين غربيها عامدانه در راستاي گسترش ناتو به سوي شرق تلاش ميكنند.
معضل گسترش ناتو
سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه اواسط سپتامبر 2014 تأكيد كرد كه گسترش ناتو با به عضويت درآوردن كشورهاي بيشتر در همسايگي روسيه، غير قابل قبول است. به گفته لاوروف اين انتظار ناتو، كه شمار زيادي از كشورها را به عضويت درآورده و قلمرو خود را به مرزهاي روسيه گسترش دهد، نميتواند مورد قبول روسيه قرار گيرد. در مقابل، لاوروف بر لزوم تبعيت همه كشورها از توافقهاي صورت گرفته براي تضمين امنيت كلي منطقه يورو - آتلانتيك تأكيد كرده است. يكي از اين تضمينها، گسترش نيافتن ناتو به سوي شرق است كه در اين زمينه نقش مهمي دارد. به نظر ميرسد اشاره لاوروف به تحركات اخير غربيها به ويژه امريكا در اروپاي شرقي است كه با هدف جدا كردن اوكراين از شرق و هموار ساختن راه آن براي همگرايي و ادغام در نهادهاي اقتصادي و امنيتي غربي صورت ميگيرد. شواهد حاكي از آن است كه گام اساسي در اين باره پيوستن اوكراين به ناتو است كه مقامات اوكرايني در اين اواخر نه تنها صراحتاً از آن دم زدهاند، بلكه اقداماتي را نيز در اين راستا صورت دادهاند. در سالهاي اخير پيشروي ناتو به سوي شرق و تلاش براي به عضويت درآوردن كشورهاي اروپاي شرقي و به ويژه جمهوريهاي شوروي با واكنش شديد مسكو مواجه شده است. روسيه بارها اعلام كرده كه هدف اصلي ناتو در گسترش به سوي شرق، دربرگيري و محاصره مسكو است. به ويژه روسيه نسبت به پيوستن دو كشور يعني گرجستان و اوكراين به ناتو حساسيت زيادي دارد و با سياستها و اقدامات خود تاكنون مانع از عضويت اين دو كشور در ناتو شده است. با اين همه در اوضاع و شرايط جديد ناتو بهانه مناسبي براي گسترش حضور نظامي در مرزهاي شرقي اروپا به بهانه بحران اوكراين به دست آورده است. در عين حال ناتو به بهانه افزايش تهديدات روسيه عليه اعضاي شرقي خود، در صدد افزايش حضور نظامي در شرق اروپا است. مجموع اين تحولات زنگ خطر را براي روسيه به صدا درآورده است. به ويژه اينكه رويدادهاي جديدي به وقوع پيوسته كه صرفاً باعث افزايش سوءظن روسها به غربيها شده است. مجموع اين تحولات، واكنش شديد رئيسجمهور روسيه را باعث شده است. با توجه به اينكه روسيه در بعد جنگ متعارف قادر به هماوردي با ناتو نيست، لذا پوتين به غربيها توانمندي هستهاي روسيه را يادآور شده است كه از حيث شمار كلاهكهاي هستهاي و وسايل پرتاب آنها اعم از سيلوهاي زيرزميني، زيردرياييها و بمبافكنهاي استراتژيك نيروي قابل توجهي به شمار ميرود.