سينماي نفتي و بوگرفته از دلارهاي نفتي شاهبيت تغزل برخي از تهيهكنندگان سينماي كشورمان است كه گاه با گرفتن دماغشان از بوي مشمئزكننده سينماي نفتآلود و ويژهخواري برخي عزيزكردههاي دولت، نقدها نوشتهاند.
علي معلم تهيهكننده سينما در سايت تحت مديريتش همواره از سينماي دولتي يا همان سينماي نفتي انتقادات بسياري كرده است. اما اتفاق جالب در مورد منتقد چنين سينما و فضايي، اين است كه ظاهراً پروژه سينمايي «كوروش كبير» كه متعلق به ايشان است به خاطر آنچه او عدم مساعدت بخشهاي مختلف دولتي عنوان كرده است، دچار مشكل شده و او را مجبور به واكنش كرده است. معلم در بخشي از گلايههايش گفته است: «هنوز اتفاق خاصي نيفتاده و براي توليد به نتيجه نهايي نرسيدهايم. ارگانهاي دولتي كه بنا بود حمايت كنند هم متأسفانه كار تازهاي انجام ندادهاند. متأسفانه ارگانهاي دولتي در حرف از حمايت ميگويند اما در عمل اتفاقي نميافتد. به هر حال ارزشمندي به عملي است كه صورت ميگيرد و نه حرفهايي كه فقط ميتواند دلخوشي باشد.» گلايههاي اين منتقد سرسخت سينماي دولتي يا سينماي نفتي در حالي به اوج رسيده است كه ظاهراً دوستان توقع دارند هر پروژه يا موقعيت سينمايي كه از نظر آنها مهم و فاخر جلوه كرده است بايد براي سرمايهگذاران يا بخشهاي دولتي كه دستي در سرمايهگذاري و تهيه و توليد فيلم دارند نيز مهم، فاخر و استراتژيك بنماياند. طرفه اينكه آقاي منتقد به دليل آنچه عمل نكردن به حرفهاي مسئولان بخشهاي مختلف دولت خوانده است و همچنين به جهت اينكه مسئولان اهميت فوقالعاده و استراتژيك اثر مهم وي را درك نكردهاند، گفته است: «به لحاظ سياستگذاري واقعاً اتفاق تازهاي در مديريت سينمايي نيفتاده و درباره پروژه «كوروش كبير» هم همان سياست گذشته است كه دنبال ميشود و شخصاً تغيير موضع نديدهام!»
هر چند نداشتن استراتژي از سوي مسئولان وزارت ارشاد و بالاخص سازمان سينمايي براي سينماي كشور كه همراه با عملكرد ابنالوقتي و غنيمت دانستن دم، به پيش رفته است مورد انتقاد و تذكار مكرر و متعدد رسانههاي ارزشي و دلسوز از جمله روزنامه «جوان» بوده و هست، اما اينكه افرادي چون اين تهيهكننده تا مادامي كه منافعشان تأمين نگردد كليت دولت و دستگاههاي دولتي را پر اشكال و بدون نگاه راهبردي ميخوانند بحث جالب و ريشهداري است! نيكو و صواب اين است كه افراد صاحب تريبون و نفوذ به جاي فرياد كشيدن براي تأمين منافع شخصيشان به فكر كليت سينما باشند چه اينكه اگر سينما نباشد قطعاً اين آقايان نيز بايد براي تأمين مخارج و هزينههاي روزمره به فكر چند شغله شدن و... بيفتند. در حقيقت بايد رويكرد چنين تهيهكنندگاني را اينگونه بيان كرد كه معتقدند بايد سينماي نفتي و دولتي براي من و تنها بوي نفتش براي ديگران باشد!