کد خبر: 680556
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۳ - ۱۶:۵۷
سبك زندگي و تأثير آن بر ازدواج و طلاق
با توجه به تغييرات بسيار در بنيان خانواده، انتظارات جوانان از زندگي دستخوش تحولات عظيمي شده است
ايوب خرمي *

با توجه به تغييرات بسيار در بنيان خانواده، انتظارات جوانان از زندگي دستخوش تحولات عظيمي شده است و اين افراد در جامعه به تقليد از قواعد ناشناخته، در زندگي آينده خود تصميم‌گيري مي‌كنند و همه عوامل دخيل در آينده جوانان موجب ناهمگوني در ثبت پديده ازدواج شد. اين شرايط همه دست‌اندركاران، پژوهشگران و سازمان‌هاي مربوطه را به چالش كشيده است به طوري كه در سال‌هاي اخير پديده ازدواج و طلاق موجب برهم زدن تعادل جمعيتي و پيامدهاي مختص در حوزه خود شده است. در اين راستا عوامل مختلفي باعث به‌وجود آمدن پديده طلاق مي‌شود. توقع والدين از فرزندان مي‌تواند يكي از علل تأثيرگذار در جدايي زوجين شود، در واقع والدين انتظار دارند فرزندانشان يك پله جلوتر باشند در حالي كه خودشان دست به انجام چنين اعمالي نزده‌اند. همين انتظارات بي‌جا باعث برهم خوردن تعادل زندگي زوجين مي‌گردد و سوء تفاهم در زندگي‌شان به‌وجود مي‌آورد.

شخصيت نهادينه شده جوانان

اگر ميانگين سن ازدواج را 25 سال در نظر بگيريم، خود‌محور بودن فرزندان طي 25 سال باعث شده كه شخصيت آنها نهادينه شده و شكل بگيرد. اين فرزندان هر رفتار و انتقادي كه نقش آنان را از خودمحوري جدا سازد برنمي‌تابند و اين رفتار كه در شخصيت وجودي يك جوان شكل گرفته است رفته‌رفته غير قابل تغيير مي‌شود. جوانان ما در قالب چنين شخصيت‌هايي حرف اول و آخر را خودشان مي‌زنند، آثار سوء اين رفتار باعث سردرگمي در اوان زندگي جوانان مي‌شود و به تدريج ساز جدايي نواخته مي‌شود و بهترين راه حل را در طلاق مي‌بينند.

موارد ديگري كه در سبك زندگي جوانان پديده طلاق را به‌وجود مي‌آورد مربوط به ناشناخته بودن قوانين ازدواج است و بيشتر برمي‌گردد به عرف و قراردادهايي كه والدين زوجين با هم منعقد مي‌كنند. واقعاً عرف جهيزيه دادن در تهران چقدر است؟ در اين مورد هيچ قانون مشخصي براي خريد جهيزيه از طرف والدين مشخص نشده است و كم و زياد بودن مقدار جهيزيه چه از لحاظ كمي و چه از لحاظ كيفي باعث به‌وجود آمدن دخالت و پيامدهاي منفي از دو خانواده به زوجين مي‌شود و براي راه حل اوليه چاره‌اي جز ترويج ازدواج آسان و پرهيز از تجمل‌گرايي نداريم.

براي داشتن ازدواجي درست و جامع بايد رسانه‌ها به نوجوانان آموزش دهند و زيرساختارهاي نرم‌افزاري باورها و شخصيت‌هاي سازگار را براي جوانان فراهم كنند؛ در همين راستا بايد قالب اعتمادسازي در جوانان پايه‌ريزي شود و حس كنار هم بودن را بياموزند. جرقه‌هاي طلاق در سال‌هاي نخست زندگي زناشويي اتفاق مي‌افتد، براي اينكه از يك طرف جوانان از يك دنياي تك بعدي به دنياي دو سويه و متفاوت قدم مي‌گذارند و از طرف ديگر مشكل خودرأيي و خودمحوري باعث طغيان زندگي جوانان مي‌شود. در اين مقوله جوانان بايد از بعد عاطفي و روحي همديگر را بيابند، حس ارزشمندي، همفكري و صميميت را در وجودشان تقويت كنند، در جستجوي حس‌هاي مثبت باشند و به تدريج اين مهارت را در زندگيشان ترويج دهند.

موانع ازدواج آسان

واقعاً برخي از رسم و رسوم دست و پا گير است و جوانان را دچار ترديد و دودلي در امر ازدواج مي‌كند. گاهى رسم‌هاى پرخرج از قبيل خريد طلا، لباس عقد و عروسي، مهريه سنگين، جهيزيه گران و مراسم‌هاى چند‌گانه از يكسو و ابهام در ميزان مخارج ضرورى از سوى ديگر طرفين را وا مى‌دارد تا چند برابر مقدار لازم هزينه كنند. از اين رو اين امور سهم بسزايى در تأخير اقدام براى ازدواج دارند. تصور عمومى بر اين است كه خانواده‌ها فقط به خاطر مشكلات مالى براى ازدواج فرزندان اقدام نمى‌كنند در حالى كه بسيارى از آنها خرج‌هاى فراوانى در موارد غيرضرورى انجام مى‌دهند كه اهميت هيچ يك از آنها به اندازه ازدواج جوان نيست و براى تهيه آن نيز خود را به زحمت مى‌اندازند؛ به طوري كه در بعضى موارد به قرض كردن و وام گرفتن نيز متوسل مى‌شوند. مثلاً تغيير دكوراسيون منزل، تعويض وسايل و خريد برخي اقلام خانه، سفرهاى زيارتى و خارج از كشور، خريد ماشين، تحصيل فرزند در مدارس غيرانتفاعى، گرفتن معلم خصوصى، عمل‌هاي جراحى زيبايى و... كه هيچكدام ضرورى نيستند و مردم براى آنها خرج‌هاى فراوان مى‌كنند. در حالى كه در همين زمان نه تنها براى ازدواج فرزندان اقدام نمى‌كنند بلكه جهت تهيه مقدمات آن نيز تلاشي از خود نشان نمي‌دهند.

دختران نيز مشكلات خودشان را دارند و بعضي از پدر و مادرها هم به ميزان تحصيلات، شغل، وضع مالي، خانواده، قيافه، خويشان و... خواستگار ايراد مي‌گيرند و به دنبال يافتن داماد ايده‌آلي هستند كه كمتر پيدا مي‌شود و تدريجاً بر سن دخترشان افزوده مي‌شود. از سوي ديگر اين خانواده‌ها دائم بيم آن دارند كه فرزندشان از سن معمول ازدواج بالاتر رود و خواستگار كمتري داشته باشد.

بسيارى از خانواده‌ها بر اين باورند كه سن جوانان براى ازدواج كم است از اين رو هر چند از نظر مالى مشكلى در آماده كردن شرايط ازدواج فرزندشان نداشته باشند باز هم براي ازدواج او اقدام نمى‌كنند. متأسفانه يكى از موانع مهم ازدواج، ضعف يا از بين رفتن انگيزه ازدواج در جوانان است كه علل مختلفى دارد. وجود هزينه‌هاى سنگين و تجملاتى و مشكلات مالى در زندگى، انتظارهاى نابجا در زمان ازدواج و بعد از آن، احتمال انتخاب نادرست، عامل عدم تفاهم اخلاقى با همسر و تصور عدم توانايى در پذيرش مسئوليت خانواده است. گروهي از مردان جوان معتقدند كه ازدواج انسان را مقيد و محدود مي‌سازد و تصور نمي‌كنند كه ازدواج نوعي رفاه، آرامش و آسايش به همراه دارد. اين گروه از جوانان بايد بدانند كه ازدواج صحيح باعث رشد و تكامل انسان و بي‌قيدي و بي‌هدفي باعث شكست و تباهي انسان مي‌شود.

راهكارهاي موجود

تغيير نگرش مبنى بر توقعات نابجاى اقتصادى از طريق فرهنگسازي رسانه‌ها مهمترين عاملى است كه در ازدواج جوانان نقشى بسزا دارد. چون در اكثر موارد تا خانواده نخواهد به هيچ وجه ازدواج رخ نخواهد داد حتي اگر دولت و تمام ارگان‌هاى مربوطه بخواهند جوان به سروسامان برسد. اگر خانواده‌ها واقعاً بخواهند و حركت كنند اين خواست و حركت آنها، حتى دولت و كل جامعه را نيز حركت خواهد داد. اين تغيير نگرش بايد از طريق رسانه‌ها خصوصاً صدا و سيما با تهيه و توليد مصاحبه، فيلم‌ها و سريال‌هاى متناسب با اين موضوع و همچنين توسط مبلّغان در محافل و مجالس مذهبى انجام شود.

بسيارى از خانواده‌ها تصور مى‌كنند با قرار دادن مهريه سنگين براى دخترشان، پايدارى زندگى او را تضمين كرده‌اند. چه بسا خانواده‌هايى كه فقط به خاطر همين موضوع با بحران مواجه مى‌شوند يا وصلت‌هايى كه فقط به خاطر آن سر نمى‌گيرد و عواقب بدى به دنبال مى‌آورد.

* كارشناس پژوهشگري اجتماعي

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها