کد خبر: 679226
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۲
‌ دكتر «محمد درخور» جانباز دفاع مقدس از عمليات «ثامن‌الائمه» در مهر سال 1360 مي‌گويد
بعد از خلع بني‌صدر از سمت فرماندهي كل قوا و فرار او از ايران نيروهاي نظامي بايد به دشمن نشان مي‌دادند كه جبهه‌ها متكي به شخص نيست و نيروي ايمان رزمندگان است كه عامل وحدت و قوت جبهه‌هاست.
آرمان شريف

 

 پس از عمليات «فرماندهي كل قوا، خميني روح خدا» كه اولين عملياتمان بعد از فرار بني‌صدر بود، نياز به عملياتي بزرگ‌تر براي كسب اعتماد به نفس رزمندگان ضروري به نظر مي‌رسيد. عمليات ثامن‌الائمه(ع) در مهرماه سال60 كه منجر به شكست حصر آبادان شد اعتماد به نفس لازم را براي پيروزي‌هاي ديگر به فضاي جبهه‌ها دميد. حالا جانباز دكتر «محمد درخور» كه در ثامن‌الائمه(ع) اولين حضورش در مناطق جنگي را تجربه مي‌كرد از شكست حصر آبادان و نحوه انجام اين عمليات مي‌گويد.

‌ ‌

نحوه ورود شما به جبهه چگونه و از چه سالي بود؟

اولين عملياتي كه من در آن شركت كردم، سال 60 در سن 15 سالگي در عمليات ثامن‌الائمه(ع) بود كه براي حضور در آن از خوزستان اعزام شدم. آن زمان هنوز تيپ و لشكر وجود نداشت و نيروها به شكل گروه و دسته‌هاي كوچك يا گروهان از شهرستان‌ مي‌آمدند و حداكثر در سطح گردان شكل مي‌گرفتند و عازم مناطق جنگي مي‌شدند. گروهان ما به دارخوين رفت و در خط شير كه سردار صفوي تشكيل داده بود مستقر شديم و در گرداني سازماندهي شديم كه فرمانده‌اش شهيد خرازي بود و بيشتر اعضايش بچه‌هاي اصفهان بودند. در انرژي اتمي مستقر شديم و تمرين و آمادگي جسماني را براي عمليات مي‌ديديم.

سال‌هاي اول جنگ كه نيروهاي نظامي ما سازماندهي نداشتند وضعيت جبهه‌ها در آبادان و خرمشهر چگونه بود؟

سال اول ما انسجام خوبي نداشتيم و عراقي‌ها توانستند پيشروي كنند. بعد كه به خودمان آمديم آنها را در هر جايي كه بودند نگه داشتيم و تثبيت كرديم. مثلاً در قسمت جنوب نتوانستند آبادان را بگيرند و در ساحل غربي شهر ايستادند. از دارخوين عبور كردند و در ساحل شرقي ايستادند. در اهواز تا نزديكي «دب حردان» آمدند. كار ما تثبيت آنها بود و نمي‌گذاشتيم جلوتر بيايند. سال 60 با توجه به مسائل سياسي كشور بيشتر رويكردمان كلاسيك نظامي و توجه به نظرات خاص ارتش در تصميمات مهم بود.

سازماندهي نيروهاي مردمي به چه شكل بود؟

سازماندهي ما كلاسيك نبود و عموما نيروهاي ‌مردمي و ستاد جنگ‌هاي نامنظم با كارهاي چريكي، ‌پارتيزاني و شبيخون جلوي دشمن را مي‌گرفتند. سعي بر ناامن كردن خطوط دشمن بود. سعي كرديم در حد مقدوراتمان با دشمن روبه‌رو شويم. تاكتيك‌هايمان بيشتر برگرفته از تفكر مردمي بود. بارقه‌هاي كار نظامي منسجم و سازمان يافته‌مان از سال 60 زده مي‌شود؛ آن هم زماني كه رويكردهاي فرماندهي كل قواي وقت و بعضي از تاكتيك‌هاي كلاسيك ارتش جواب نمي‌دهد. تغييراتي در سطح فرماندهي عالي جنگ رخ مي‌دهد كه همان تغييرات منجر به طراحي عمليات «فرماندهي كل قوا، خميني روح خدا» در دارخوين مي‌شود. گرچه در اين عمليات چندان موفق نمي‌شويم اما تاكتيك‌هاي روبه‌رو شدن با دشمن را شناسايي مي‌كنيم و اين تاكتيك در عمليات ثامن‌الائمه خودش را نشان مي‌دهد. اعتماد به نفس لازم را پيدا مي‌كنيم و مي‌فهميم چطور مقابل دشمن بجنگيم. اولين عمليات سازماندهي شده مشترك با ارتش مهر60 بر اساس فرمان امام براي شكستن حصر آبادان انجام شد.

محورها و طراحي عمليات ثامن‌الائمه چگونه بود؟

عمليات از سه جبهه طراحي ‌شد. يكي از فياضيه آبادان، ديگري نهر شادگان و يكي هم از شمال كه تاكتيكمان آتش زدن كارون بود. ما در گرداني كه شهيد خرازي حضور داشت، بوديم و روز آخر در سوله بزرگ انرژي اتمي شهيد باقري برايمان توضيح مي‌داد كه مي‌خواهيم چه كار كنيم. شهيد باقري تحت فشار بچه‌ها كه براي انجام عمليات عجله داشتند مجبور شد بگويد شب پنجم مهر عمليات مي‌كنيم و قول گرفت كه خبر از آنجا بيرون نرود. عراقي‌ها در سنگرهايشان مغرور مستقر بودند و باور نمي‌كردند عملياتي استحكامات آنها را دور بزند. محور عملياتي‌ ما نهر شادگان بود. نزديكي‌هاي غروب با لندكروز در محورها مستقر شدند. باز هم دشمن نتوانست تشخيص دهد اين ستون‌كشي براي امشب است. در نهر فصلي شادگان كه آن زمان خشك بود مستقر شديم و بر اساس دستوري كه آمد حدود ساعت 10 شب به سمت خاكريز اول عراقي‌ها حركت كرديم. گردان ما به فرماندهي شهيد خرازي خط‌شكن بود. چون اولين بار به جبهه آمده بوديم خيلي چيزها را نمي‌دانستيم و در حال كسب تجربه بوديم. يكي از بچه‌هاي اصفهان قبل از عمليات برايمان صحبت كرد و گفت شايد خيلي‌هايتان اولين بار باشد به جنگ مي‌آييد، مي‌خواهم خيالتان را راحت كنم و در چهار واژه مي‌گويم جنگ چيست: جنگ يعني خون، گلوله، كشتن و كشته شدن. در ذهن ما جنگ با همين چهار واژه نقش بست. عمليات شروع شد، به خاكريز اول عراقي‌ها رسيديم. آنجا بچه‌هاي تخريب‌چي معبر باز كردند و فهميديم معبر چيست. ارتش آتش تهيه ريخت و فهميديم آتش تهيه چيست. بعد هم الله‌اكبر را گفتند و به سمت خاكريز دشمن حركت كرديم. عراقي‌ها خيلي مقاومت كردند و تعدادي شهيد شدند. به هر صورت آنجا را گرفتيم و پشت خاكريزشان رفتيم. آنقدر آنها آنجا راحت بودند و خيالشان جمع بود كه بيرون خوابيده بودند و در سنگر نبودند.

فكر نمي‌كردند چنين اتفاقي بيفتد؟

از وضعيتشان مشخص بود باور نمي‌كردند خاكريزشان شكسته شود. بعد هم شكسته شد و ما هم به سمت جاده
اهواز ـ آبادان رفتيم و همان شب به جاده رسيديم. تا صبح در جاده بوديم. بچه‌هاي فياضيه هم تا مارد آمدند و روز بعد خودمان را تا ساحل شرقي كارون رسانديم و مستقر شديم. عراقي‌ها پل‌ها را منهدم كردند تا جلوتر نرويم. رفتند آن سمت و كار تمام شد. هفتم مهر ما پشت ساحل شرقي كارون مستقر بوديم و براي هميشه عراقي‌ها از شرق كارون به غرب كارون رفتند.

به نظرتان پيام امام چه تأثيري در روند عمليات و شكستن حصر آبادان داشت؟

پيام امام باعث انسجام و انگيزه شد و خيلي از اختلافات را حل كرد. همان روزها نيروهاي جوان ارتش و سپاه سر كار آمدند. هر چند در اين عمليات آقاي رضايي هنوز فرمانده كل سپاه نشده بود ولي اثرات حضور نفرات جديد مثل آقاي نامجو، فلاحي و صياد مشخص شد و بعد از آن اينها فرماندهان جنگ شدند. اين اولين عمليات بزرگمان بود كه با موفقيت اجرا شد و تلفاتمان خيلي كم بود. هنوز در ساختار نظامي تيپ و لشكر نبوديم و حداكثر گردان بود. مثلاً يك گروهان ما با بچه‌هاي اصفهان يك گردان شديم و يك محور به ما سپرده شد. گردان‌هايي از ارتش و نيروهاي مردمي هم بودند. منظور امام چيزي دورتر از جريان آبادان بود. ايشان مي‌خواستند رزمندگان اعتماد به نفس را در جبهه به دست بياورد و در اين كار موفق هم شدند. حصر آبادان شروع آزادسازي مناطق تصرف شده بود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار