كاهش تعداد فرزندان در خانواده علاوه بر اينكه از بعد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به طور جداگانه بررسي ميشود، بايد از بعُد روانشناسي نيز به بررسي آن پرداخت. اينكه تك فرزندي چه مشكلاتي را براي خانواده به وجود ميآورد؟ بايد گفت تك فرزندي مشكلات خاص خودش را دارد. تك فرزندان از ديدگاه نظريههاي روانشناسي در تعاملات با همسالان خود دچار مشكل ميشوند، زيرا از يكسو هم از لحاظ عاطفي در خانواده مشكل دارند و هم اينكه مهارتهاي زندگي را ياد نميگيرند، بنابراين كاهش تعداد فرزندان خانواده هم به فرزندان و هم به والدين آسيب ميزند و در نتيجه پدر و مادر همه آرزوها، رؤيا و انتظارات شان را از همان تك فرزند خود توقع خواهند داشت و بدين ترتيب چنين فرزنداني تحت فشار قرار ميگيرند.
از طرفي به خاطر اينكه در حقيقت پدر و مادر سعي ميكنند مقدار زياد و قابل توجهي از توجه خود را تقديم فرزندشان كنند و به دليل اينكه اين توجه از حد ظرفيت فرزند خارج ميشود، در واقع فرزند نوعي توجه مثبت نامشروع به دست ميآورد كه در پي آن باعث به وجود آمدن نظام فرزندسالاري نيز ميشود.
والدين اقتدار و فرزندان اعتدالشان را از دست ميدهند
وقتي درباره آثار و تبعات تك فرزندي، اينكه عدهاي از خانوادههاي تك فرزند با كاهش زادوولد و به دنبال آن حاكم شدن فرزند سالاري، اقتدارشان را از دست ميدهند و به منظور دانستن هرچه بيشتر در رابطه با اين پديده با دكتر فاطمه منفرد پويا، روانشناس شخصيت صحبت ميكنم او نيز حرفهاي مرا تأييد ميكند و ميگويد: طبق معيار روانشناسي سه نوع سبك فرزندپروري سهلگيرانه، مقتدرانه و سختگيرانه وجود دارد. در چنين شرايطي يكي از عمده مشكلاتي كه خانوادهها با آن روبهرو ميشوند، همان از دست دادن اقتدار والدين است و علاوه بر اين مطلب، فرزندان نيز اعتدالشان را از دست ميدهند.
چنين خانوادههايي به خاطر تك فرزندي و تمايل نداشتن به تولد فرزند ديگر درگير احساسات شده و بدين ترتيب همه انتظارات نابهجاي فرزندشان را فراهم ميكنند. در چنين شرايطي كودك تكليف خود را نميداند و دچار سردرگمي ميشود. تك فرزندان به خاطر نداشتن خواهر و برادر و همبازي در خانواده، توانايي حل مسئله را نداشته و نميتوانند مهارتهاي زندگي را كنار ساير فرزندان خانواده ياد بگيرند.
وقتي نگراني والدين افزايش مييابد
اين روانشناس شخصيت ميافزايد: برخي خانوادهها كه تمايلي به داشتن فرزند دومي نشان نميدهند، تصور ميكنند كودكان همه مهارتهاي زندگي را در مهد كودك ياد ميگيرند، در حالي كه ارتباط عاطفي كه بين خواهر و برادر شكل ميگيرد، در ميان دوستان تشكيل نميشود و اين مسئله نيز به تك فرزند آسيب ميزند. كودكان در هر خانواده تا سن 12 سالگي كنترل شان در دست والدين است و تا آن زمان ميتوان كنترلهاي لازم را روي آنها اعمال كرد، اما بعد از اين دوره به ويژه اگر سبك فرزندپروري از نوع فرزندسالاري باشد ديگر نميتوانند تربيت صحيحي را اعمال كنند.
چنين كودكي بعد از اينكه از سيستم خانواده خارج شد، نگرانيهاي خاص پدر و مادر افزايش پيدا ميكند. به عنوان مثال آنها ميگويند «ما همين يك بچه را داريم، نكند اتفاقي برايش بيفتد». بنابراين تمامي آمال، آرزوها، نگرانيها و روياهاي چنين پدران و مادراني از دو بعُد عاطفي و مادي در رابطه با اين بحث تك فرزندي مدام تحت تأثير قرار ميگيرد.
پديده آشيانه خالي
به گفته اين دكتراي روانشناسي، در خانوادههاي تك فرزند، گاهي مواقع با پديده آشيانه خالي مواجه ميشويم. پديدهاي كه در جامعه غرب شايع و متداول است و بايد از بعُد روانشناختي مورد بررسي دقيقي قرار گيرد. اين پديده به نوعي يكي از آثار و عوامل كاهش تعداد زاد و ولد در خانوادههاست. بدين شكل كه وقتي مثلاً والدين به سن 40 سالگي ميرسند، فرزند، خانواده را ترك ميكند، البته با افزايش سن ازدواج فرزندان در سنين بالاي 50 سال، يعني درست زماني كه والدين به حمايتهاي آنها احتياج دارند، خانواده اوليه را ترك ميكنند. اين پديده در جوامع غرب به وفور ديده ميشود و بعد از اينكه تعداد فرزندان كاهش و تك فرزندي به وجود آمد در كشور ما ظهور و بروز كرد.
و اما نتيجه گيري
دكتر فاطمه منفرد پويا، روانشناس شخصيت در پايان به نتيجهگيري حاصل از اين واكاوي اشاره كرده و ميگويد: در خانوادههاي چند فرزند معمولا تا مدتهاي طولاني فرزندان خانه را خالي نميكردند و اگر فرزندي از كنار خانواده ميرفت، فرزند ديگري وجود داشت و اين رفتوآمد در درون خانه حاكم بود و وقتي يك يا دو فرزند در خانواده حضور نداشتند اين مسئله چندان مشخص نميشد اما امروزه عكس اين مطلب نمايان شده و خانوادهها با گرايش خود به كاستن از تعداد فرزند در خانه و رواج تك فرزندي در جامعه به بروز پديده تك فرزندي كمك ميكنند. در واقع در سني كه پدر و مادر به فرزندشان نياز دارند و ميخواهند كسي همراهشان در خانه حضور داشته باشد، متأسفانه با پديده آشيانه خالي كه آسيبهاي رواني زيادي همچون احساس افسردگي و ناراحتي را هم به دنبال دارد حتي خيلي زودتر از خواسته خود روبهرو ميشوند. در آيات و روايات متعددي از قرآن كريم آمده است: « وَ أَنْكحُوا الْأَيامى مِنْكمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكمْ وَ إِمائِكمْ إِنْ يكونُوا فُقَراءَ يغْنِهِمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللهُ واسِعٌ عَليمٌ» مردان و زنان بيهمسر خود را همسر دهيد. همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بينياز ميسازد. خداوند گشايش دهنده و آگاه است. در اين مورد پيامبر اكرم (ص) هم فرمودهاند: «زياد فرزند آوريد تا فردا روز در قيامت به زيادتي جمعيت شما بر ديگر امتها چيرگي يابم و افتخار كنم».
مقام معظم رهبري نيز در بيانات خود تاكنون بارها بر اهميت مسئله فرزندآوري تأكيد داشته و فرمودهاند: «بررسيهاي علمي و كارشناسي نشان ميدهد اگر سياست كنترل جمعيت ادامه پيدا كند، به تدريج دچار پيري و در نهايت كاهش جمعيت خواهيم شد، بنابراين مسئولان بايد با جديت در سياست كنترل جمعيت تجديدنظر كرده و صاحبان رسانه و تريبون از جمله روحانيون در جهت فرهنگسازي اين موضوع اقدام كنند».
بنابراين به اين نتيجه ميرسيم كه پيروي خانوادهها از پديده تك فرزندي و مهم شمردن آن كاملاً اشتباه بوده و بايد با در نظر گرفتن آموزههاي ديني و ديدگاه خداوند، ائمه و معصومين در مورد موضوع فرزندآوري از بيانات ارزشمند رهبر عظيم الشأن انقلاب حضرت آيتاللهخامنهاي (مدظله العالي) پيروي كرده و اين مهم را به دست فراموشي نسپاريم.