درست يك سال پيش در چنين روزي، رئيسجمهور روحاني كه نخستين سفر خارجي خود را در قامت رياست جمهوري به نيويورك تجربه ميكرد، هنگام ترك امريكا از فرودگاه جان اف كندي براي نخستين بار در تاريخ جمهوري اسلامي با رئيسجمهور ايالات متحده، باراك اوباما، از طريق مكالمه تلفني هنگامي كه در ليموزيني نشسته بود و به سوي فرودگاه ميرفت، مستقيماً گفتوگو كرد.
اين گفتوگوي تلفني 15 دقيقهاي با واكنشهاي گسترده داخلي و خارجي مواجه شد، به گونهاي كه برخي رسانههاي داخلي وابسته به جريان اصلاحات با انتشار خبر، يادداشت و تفسيرهاي گوناگون به استقبال زايدالوصفي از اين ديدار رفتند.
«پايان يك تابوي ۳۵ ساله»، «تماس تاريخي در لحظه ترك نيويورك»، «گفتوگوي تلفني اوباما با روحاني»، «جهان غافلگير شد»، «تماس تاريخي در پرواز بازگشت» و «تلفن دقيقه نود اوباما به روحاني» تنها بخشي از اين ذوقزدگيها بود كه البته چندان دوام نداشت و چنانكه در طول يكسال گذشته مشاهده شد، خصومتهاي دولت امريكا عليه ايران نه تنها فروكش نكرد، بلكه به عكس بر حجم تحريمهاي ظالمانه افزوده شد و علاوه بر آن مسئولان دولت امريكا در موضعگيريهاي خود علاوه بر توهين آشكار به ملت ايران مانند اينكه «فريبكاري بخشي از ژن ايرانيان است/ وندي شرمن مذاكره كننده ارشد وزارت خارجه امريكا» انتخابات 24 خرداد 92 را هم كه نام دكتر روحاني از صندقهاي رأي مردم بيرون آمد، زير سؤال بردند.
جان كري درجريان سفر به تل آويو، بررسي صلاحيتهاي نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري در ايران را ناعادلانه خوانده و ابراز عقيده كرده بود: «گروهي غيرمنتخب (شوراي نگهبان) برخي از كانديداها را صرفاً بر اساس اين انتخاب ميكنند كه چه كساني منافع نظام را نمايندگي كنند.» وزير خارجه امريكا گفته بود اين روندي است كه به سختي ميتوان آن را آزاد، شفاف و عادلانه دانست.
برخلاف ذوقزدگيهاي برخي رسانههاي داخلي اما روزنامههايي بودند كه با بدبيني به اين حادثه نگاه كردند كه البته به «تندروهايي» تشبيه شدند كه با بهبود روابط ميان ايران و امريكا مخالفند. اكنون كه يك سال از آن گفتوگوي تلفني ميگذرد، در دومين سفر هيئت ديپلماتيك به نيويورك، گرچه «برخي از آنچه در سفر سال قبل نيويورك پيش آمد و بجا نبود» تكرار نشد، اما ديدار و گفتوگوي دكتر روحاني با نخستوزير انگليس و حواشي آن كمتر از آن حادثه نبود.
البته اين بار هم روزنامههاي وابسته به جريان تجديدنظرطلب داخلي كه معمولاً «آرزوهاي» خود را براي مردم «خبر» كنند، با نوعي ذوقزدگي مفرط ضمن اختصاص عكس يك خود به ديدار دكتر روحاني و كامرون، با انتخاب تيترهايي چون: «ديدار تاريخي»، «ديدار پس از 36 سال »، «تحول تاريخي» و «نخستين ديدار پس از سه دهه»، به استقبال اين ديدار رفتند. غافل از اينكه اين ذوقزدگي هم چندان دوام نداشت و نخست وزير استعمار پير تنها به فاصله چند ساعت از اين ديدار، كاخ آرزوهاي وادادگان غربي را روي سر آنها آوار كرد.
ديويد كامرون طي سخناني در مجمع عمومي سازمان ملل كه گويا مأموريت يافته بود، اين بار او نقش پليس بد را بازي كند، گستاخانه ايران را متهم به حمايت از تروريسم كرد و فراتر از آن به خود اجازه داد كه در امور داخلي ايران دخالت كند. كامرون گفت: ايران بايد نشان دهد ميتواند بخشي از راهحل منطقه (در مبارزه با داعش) باشد و نه بخشي از مشكل. او مدعي شد: ايران از گروههاي تروريستي حمايت ميكند، برنامه هستهاياش، رفتارش با مردمش، همه اينها بايد تغيير كند.
گرچه معاون وزير خارجه و سخنگوي وزارت خارجه ايران با لحني محكم به سخنان كامرون پاسخ دادند، اما انتظار اين بود كه پاسخ به كامرون در سخنراني روز پنجشنبه دكتر روحاني در مجمع عمومي سازمان ملل نيز داده ميشد و در آن از نقش استعمار پير در دخالتهاي چند دهه گذشته در امور داخلي كشورمان خصوصاً دخالت آشكار در فتنه امريكايي سال 88 و همچنين كمك مالي و تسليحاتي به گروهكهاي تروريستي در منطقه نظير داعش اشاره ميشد.
اما روزنامه شرق كه يك روز زودتر به استقبال ديدار روحاني و كامرون رفته بود در سرمقاله خود به قلم صادق زيباكلام با عنوان «مورد عجيب روحاني- كامرون» تحليل عجيبي ارائه كرد كه اكنون بايد ببينيم پس از توهين آشكار كامرون، او و دوستانش اين اظهارات را محكوم خواهند كرد يا به رسم عادت مألوف و شناخته شده، در منازعه بين ايران و غرب باز هم چشم بسته به روي واقعيات، طرف ايراني را مقصر معرفي خواهند كرد.
زيباكلام در اين يادداشت ضمن اذعان به اين نكته كه «ميان لندن و واشنگتن انسجام عميقي وجود دارد» اين ديدار را نشانه افزايش احتمال ديدار اوباما و روحاني تفسير كرده و نوشته بود: اگر زمينههاي توافق تهران و واشنگتن فراهم نشده بود، در عمل غير ممكن ميشد كه بلندپايهترين مقام انگلستان با رئيسجمهور ايران ديدار و گفتوگو كند. اين ذوقزدگي مفرط و يك طرفه تا بدانجا ادامه يافته كه نويسنده در پايان پيش بيني كرده است ملاقات ديويد كامرون و حسن روحاني به معناي سبز شدن چراغ مناسبات تهران و واشنگتن نيز خواهد بود. زيبا كلام ادامه داده از شكفتن يك گل البته كه بهار نميشود، اما شكفتن يك گل دست كم طليعه پايان زمستان روابط ميتواند باشد!
اكنون اين تجديد نظرطلبان ذوقزده هستند كه ميبايست به افكار عمومي پاسخ دهند تحقير، توهين و تهديد سه دهه گذشته غربيها عليه نظامي كه ميخواهد مستقل از دولتهاي استعماري باشد، كه آخرين آن در اظهارات توهين آميز كامرون رونمايي شد، چگونه به «بهار و پايان زمستان روابط» تعبير ميشود؟