به گزارش خبرنگار ما، صبح روز 25 مردادماه سال 88 مأموران پليس جسد زن ميانسالي را حوالي پارك چيتگر كشف كردند. بررسيها نشان داد كه مقتول در محل ديگري بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردنش كشته و جسد به اين مكان منتقل شده است. همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني، مأموران هويت او را شناسايي كردند. شوهر لادن كه احمد نام داشت به مأموران گفت: همسرم از مدتها قبل به مصرف مواد اعتياد داشت. هر چه تلاش كردم مواد را ترك نكرد تا اينكه از ماجراي قتل او با خبر شدم.
پس از آن مأموران به دو مرد مظنون شدند و از آنها تحقيق كردند اما از آنجا كه مدركي عليه آنها موجود نبود، آزاد شدند.
در شاخه ديگري از تحقيقات مأموران با بررسي صحنه جرم، متوجه رد لاستيك يك خودروي پرشيا شدند مأموران همچنين متوجه شدند شوهر مقتول صاحب يك خودروي پرشيا است. چند شاهد هم در تحقيقات ميداني به مأموران گفتند كه شب حادثه شوهر لادن را در محل ديدهاند، بنابراين مرد 60 ساله به عنوان متهم بازداشت شد. او در بازجوييها اتهام خودش را انكار كرد و گفت نقشي در ماجراي قتل نداشته است. در حالي كه بررسيهاي بيشتر ادامه داشت، فرزندان مقتول به عنوان اوليايدم از پدرشان اعلام گذشت كردند. بازپرس اما با توجه به شواهد موجود در پرونده، احمد را مجرم شناخت و كيفرخواست عليه وي به اتهام قتل عمد صادر شد و پرونده براي رسيدگي روي ميز هيئت قضايي شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت.
روز گذشته، نماينده دادستان تهران به قضات گفت: از آنجا كه فرزندان احمد از او اعلام گذشت كردهاند، درخواست ميكنم متهم از جنبه عمومي جرم محاكمه شود.
پس از آن متهم به درخواست قاضي باقري در جايگاه قرار گرفت و بار ديگر اتهام خودش را انكار كرد. او توضيح داد: مدتي قبل از حادثه همسرم به مصرف مواد اعتياد پيدا كرد. هرچه تلاش كردم مواد را ترك نكرد تا اينكه زندگي جداگانهاي را انتخاب كرديم. من در خانهاي جداگانه در يكي از شهرهاي شمال كشور زندگي ميكردم و از ماجراي قتل هم خبر ندارم.
متهم ادامه داد: مدتي قبل از حادثه بارديگر راهي تهران شدم و همراه همسرم زندگي ميكردم. متهم گفت: من عاشق همسرم بودم و نقشي در قتل او نداشتم. روز حادثه گفت ميخواهد براي درمان لثههايش به درمانگاه برود. وقتي از خانه خارج شد من خواب بودم. چند ساعت بعد وقتي بيدار شدم بارها تماس گرفتم اما گوشي او خاموش بود. همسرم تا صبح روز بعد به خانه نيامد. آخرين بار وقتي تماس گرفتم مردي گوشي را برداشت و خودش را مأمور پليس معرفي كرد. او گفت همسرم تصادف كرده و خواست به كلانتري بروم. وقتي به كلانتري رفتم، مأموران مرا از كشف جسد با خبر كردند.
قاضي گفت: شاهدان گواهي دادهاند كه شب حادثه شما را ديدهاند. متهم گفت: من حرف شاهدان را قبول ندارم. شايد آنها من را با كس ديگري اشتباه گرفتهاند.
متهم ادامه داد: همسرم از چند نفر مواد ميخريد و من در اداره پليس گفتم به مردي به نام ناصر مظنون هستم اما مأموران از او تحقيق نكردند. هنوز هم به همان مرد مشكوك هستم و احتمال ميدهم او همسرم را به قتل رسانده باشد. هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم وارد شور شدند.