با وجود تمام تدابير پيشگيرانهاي كه معترضان يمني به رهبري عبدالملك الحوثي اتخاذ كرده بودند، موج جديد جنبش اعتراضي يمن (كه بر اصول مدني و مسالمتآميز بنا شده بود )در اثر اقدامات تحريك آميز نيروهاي وابسته به دولت و نيروهاي مسلح وابسته به حركت اصلاح (شاخه اخوانالمسلمين يمن )رنگ خون به خود گرفت و در جريان درگيريهاي اخير بيش از يكصد نفر از طرفين كشته و تعدادي نيز زخمي شدند.
در كنار درگيريهاي مسلحانه دور جديدي از جنگ تبليغاتي بين طرفهاي درگير به راه افتاده به گونهاي كه منابع دولتي حوثيها را به زياده خواهي و شكست گفتوگوهاي سياسي و همچنين حمله به مراكز دولتي همچون ساختمان راديو و تلويزيون متهم ميكنند در مقابل حوثيها ضمن رد اين اتهامات تأييد كردهاند كه در برابر هجوم نيروهاي وابسته به جنبش اصلاح و نيروهاي دولتي از خود دفاع كردهاند.
گرچه جنگ تبليغاتي جاري كه در برخي مواقع با جعل خبر يا انعكاس جهت دار وقايع همراه بوده درك واقعيتهاي صحنه را تا حدودي مشكل ميسازد اما بررسي روند تحولات نشان ميدهد كه چه در پيش زمينههاي شكلگيري جنبش اعتراضي اخير و چه در تداوم يا تبديل ماهيت مسالمت آميز جنبش به درگيريهاي مسلحانه دولت صنعا و حاميان خارجي آن اعم از عربي و غربي نقش اساسي و حتي شروع كننده داشتهاند.
از بعد پيش زمينههاي جنبش اعتراضي جديد چند عامل و متغير تاثير گذار بوده كه بخشي از آنها جنبه ملي و فراگير داشته و برخي نيز به مطالبات خاص حوثيها مربوط ميشود. در بعد ملي افزايش بهاي صددرصدي سوخت آن هم در كشوري كه اغلب جمعيت آن زير خط فقر زندگي ميكنند فشارهاي زيادي برمردم تحميل كرد و اگر چه دولت در نهايت با كاهش تدريجي آن موافقت كرد اما باز نتوانست رضايت معترضان را جلب كند.
نكته قابل تأمل در اين ميان اين است كه عربستان (كه براي حمايت از دولت منصوب خود در مصر ميلياردها دلار كمك كرد يا براي باز كردن جاي پاي مناسب در ارتش لبنان حاضر شد 3 ميليارد دلار در اختيار آن بگذارد) هيچ كمك مالي براي آرام كردن معترضان به افزايش بهاي سوخت نكرد و اين در حالي است كه عربستان سالهاست سه استان يمن شامل نجران، عسير و جيران را در تسلط خود دارد واز منابع نفتي آن نيز منتفع ميشود.
همچنين در حالي كه عربستان در ديگر مناطق خاورميانه و شمال آفريقا سرنگوني جنبشهاي اخوان را در دستور كار خود قرار داده و حتي در تلاش است از ائتلاف به اصطلاح ضد داعش براي تشديد اين روند استفاده كند اما ظاهراً در يمن در اقدامي تاكتيكي به تسليح حركت اصلاح وابسته به اخوان المسلمين دست زده است تا از آنها در برابر حوثيها استفاده كند. نكته قابل توجه ديگر در اينجا اين است كه هر چند حركتهاي اخوان و وهابي در وضعيت عادي با يكديگر رقيب و در مواردي خصم يكديگر محسوب ميشوند اما هر جا كه در برابر شيعه يا گرايشهاي نزديك به شيعه همچون علويان در سوريه يا زيديها در يمن قرار ميگيرنددر اقدامي تاكتيكي به يكديگر نزديك ميشوند و به ائتلاف دست ميزنند. همين اتفاق در يمن نيز در حال رخ دادن است و اكنون دولت و ارتش صنعا به همراه نيروهاي مسلح وابسته به اخوان با هدايت و مديريت عربستان در برابر حوثيها صف واحدي را تشكيل دادهاند.
با توجه به اينكه عربستان ماهيت مدني و مسالمت آميز جنبش اعتراضي را از همان ابتدا پاشنه آشيل خود براي مقابله با اين جنبش ميدانست لذا همواره در پي فرصتي مناسب براي سركوب مسلحانه اين جنبش بوده است كه چند عامل دل و جرئت لازم را در اختيار اين كشور و دولت دست نشانده آن در صنعا قرار داد.
از جمله اين عوامل ميتوان به بيانيه شوراي امنيت عليه معترضان يمني و تشكيل ائتلاف به اصطلاح ضد داعش اشاره كرد كه هر يك از موتلفين از جمله عربستان در پي استفادههاي خاص خودشان از اين ائتلاف براي سركوب معترضان و مخالفان خود در داخل و منطقه هستند. از اين ديد سركوب مسلحانه جنبش اعتراضي مسالمتآميز يمن را ميتوان يكي از نتايج ائتلاف به اصطلاح ضد داعش دانست كه برخلاف عنوان آن حداقل در يمن به سركوب مخالفان داعش نماها تبديل شده و با ايجاد محدوديت براي زيديها حاشيه امن تكفيريها و اخوانيها را افزايش ميدهد.
در واقع عربستان از همان تاكتيكي در يمن استفاده ميكند كه قبلاً آن را در سوريه به كار گرفت و در نهايت زمينه را براي ظهور داعش فراهم كرد. حال سؤال اينجاست امريكا كه در چارچوب ائتلاف به اصطلاح مبارزه با تروريسم مقابله با تكفيريها را در دستور كار قرار داده باز به عربستان چراغ سبز نشان داده كه از جريانهاي افراطي سني عليه زيديها در يمن استفاده كند و اين در حالي است كه حوثيها خواستهاي جز پايان دادن به برخوردهاي تبعيضآميز چه در زمينه تخصيص فرصتهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي و چه در زمينه تدوين قانون اساسي جديد( كه آنها را در تقسيم بنديهاي جغرافيايي جديد از دسترسي به دريا يا استفاده از منابع نفتي محروم ميكند)ندارند و از اين ديد خواستهها و مطالبات حوثيها و زيديها كاملاً منطبق با اهداف انقلاب نيمه تمام اين كشور و همچنين مطابق با اصول و قوانين بينالمللي است و پاسخ به اين مطالبات كوتاهترين و كم هزينهترين راهي است كه ميتواند آرامش و ثبات را به يمن بازگرداند.