ابهام برانگيزترين خبر روزهاي اخير را هفته گذشته رئيسجمهوري ايالات متحده امريكا اعلام كرد. وي طي سخناني خطاب به مردم امريكا از تصميم قطعي اين كشور براي حمله نظامي هوايي به سوريه و عراق به بهانه مبارزه با داعش خبر داد.
در حالي اوباما راهبرد كشورش را در قبال گروه تروريستي داعش تشريح كرده كه سؤالات فراواني افكار عمومي دنيا را به خود مشغول ساخته از جمله اينكه:
چگونه ممكن است امريكا به عنوان حامي اصلي تروريسيم در منطقه دفعتاً تصميم ميگيرد گروه خودساخته داعش را مورد هدف قرار دهد؟
آيا حمله به مواضع داعش حقيقي است يا بهانهاي است براي تجاوز به خاك سوريه و عراق و به تبع آن دخالت در حاكميت سياسي اين كشورها؟
براي پاسخ به اين پرسشها و سؤالات مشابه بايد به نكاتي در اين باره اشاره كرد:
1- اوباما در سخنان اخير خود تأكيد ميكند كه ايالات متحده امريكا از نيروهاي زميني براي مقابله با داعش بهرهگيري نميكند و اين بدين معنا است كه مقامات سياسي غرب به دنبال نابودي كامل اين گروه تروريستي نبوده و خواهان آن است كه همچنان از اين جماعت به عنوان ابزار فشاري در جهت احقاق اهداف خود در منطقه استفاده نمايد، چراكه لازمه نابودي گروهي كه در بسياري از مناطق متراكم شهري و روستايي كه جمعيت انساني فراواني متمركز شدهاند، حمله همزمان از زمين و هوا است و تنها نميتوان از مسير هوايي به نابودي كامل فكر كرد.
به عبارت ديگر از بين بردن سازماندهي داعش به اين معناست كه دهها هزار عضو آن كشته يا مجبور به بيطرفي شوند، داعش از سرزمينهايي كه در عراق در اختيار دارد، بيرون انداخته شود و پايگاههاي عملياتي آن در سوريه بايد از بين برده شود، اين در حالي است كه عضويت هزاران تبعه غربي در داعش، منابع فراوان مالي در اختيار آن و همچنين حمايتهاي تسليحاتي متحدان غرب در منطقه اين كار را غيرممكن ساخته است.
بنابراين اقدام محدود و حساب شده - صرفاً هوايي- عليه داعش يعني رفتار مديريت شده نظام سلطه عليه گروهي كه همچنان ميتواند – در برخي از تحولات خاورميانه- برگ برنده غرب و اهرم فشاري باشد براي محور مقاومت و جريانهاي سياسي مخالف با استكبار.
2- دخالت در حاكميتهاي سياسي منطقه و لشكركشي به سرزمينهاي ديگر يكي از اصول بيبديل ايالات متحده امريكا طي يك قرن اخير بوده كه نمونههاي بارز آن را ميتوان در اردوكشي نظامي به افغانستان و عراق در يك دهه اخير مشاهده كرد. برهمين اساس به نظر ميرسد حمله هوايي به داعش مقدمهاي است براي دخالت در ساختارهاي سياسي دولت عراق و نفوذ به خاك سوريهاي كه امريكا به كمك گروههاي تروريستي خودساخته ماهها نتوانست دولت مردمي آن را ساقط و نوار مقاومت را منقطع كند.
3- يكي از عمدهترين دلايل تشكيل گروه افراطي داعش در منطقه نخست جلوگيري از رشد روزافزون موج اسلامخواهي بود كه در قلب اروپا و امريكا هر روز شكل ويژهاي به خود ميگرفت و دوم تخريب وجهه اسلام و مسلماناني بود كه توانستهاند بسياري از منافع نظام سلطه را به خطر بيندازند.
هرچند كه هدف مورد اشاره تا ماههاي نخست توانست رنگ تحقق به خود بگيرد اما پس از اعلام برائت بسياري از مراجع و علماي شيعه و سني در سراسر دنيا از اقدامات اين گروه تروريستي و اعلام تنفر از جهتگيريهاي آن، تئوريسينهاي غربي تصميم گرفتهاند براي «ترميم وجهه خود و همپيمانان منطقهاي» و « تطهير چهره بينالمللي خود نزد مسلمانان» عليه داعش وارد عمل شوند.
«خود تطهيري» در اين بخش از سخنان رئيسجمهور امريكا خود را نشان ميدهد كه وي بدون اشاره به جنايات فجيع امريكا در عراق، افغانستان و. . . طي سالهاي گذشته با اشاره به وحشيگريهاي داعش بيان ميكند: « در منطقهاي كه به خونريزي معروف شده، قساوت اين تروريستها منحصر به فرد است. آنها اسرا را اعدام ميكنند، كودكان را ميكشند. اين گروه زنان را به بردگي گرفته، به آنها تجاوز كرده و آنها را وادار به ازدواج ميكند. آنها يك اقليت مذهبي را به قتلعام تهديد كردهاند. آنها در اقدامي وحشيانه جان دو خبرنگار امريكايي را گرفتهاند؛ «جيم فولي» و «استيون ساتلاف.»
4- آرام آرام تاريخ انقضاي داعش براي نظام سلطه به سر ميآيد چراكه از يك سو افكار عمومي دنيا به ماهيت اين گروه و حامي اصلي آن پي برده و از سوي ديگر فرماندهان نظامي اين جريان خطوط قرمز ترسيم شده با غرب – نظير حمله به منطقه كردستان عراق- را زيرپاگذاشته بنابراين تضعيف كنترل شده اين طيف افراطي نيازي ضروري به شمار آمده و بهانه خوبي است براي آنكه ايالات متحده به اين بهانه، ساير گروههاي وابسته به خود را در عراق و سوريه تجهيز و تقويت نمايد تا همچنان بتوانند عليه حاكميت سياسي اين دوكشور اقدامات اثرگذار صورت دهند.
5- در حالي امريكا به بهانه مختلف از جمله مبارزه با تروريسم، تأمين امنيت منطقه، مبارزه با سلاحهاي كشتار جمعي و نجات مردم عراق و افغانستان، با لشكركشي و نسلكشي گسترده در اين كشورها، كارنامه سياه خود را در مبارزه با تروريسم برجاي گذاشته كه جمهوري اسلامي ايران در مقابل تلاش داشته از رشد تروريسم و برادر كشي در منطقه جلوگيري كند. سخنان اوباما مبني بر «. . . براي اولين بار كاملاً مشخص است كه مشكل پيش روي دولتهاي سني مذهب كه بسياري از آنها از متحدان امريكا هستند، ايران يا موضوع شيعه و سني نيست، بلكه افراطگرايي سني است كه خود را به شكل داعش نشان داده و بزرگترين خطر پيش رو است.» دليل روشني بر «حقانيت مواضع» چند دهه اخير كشورمان در تحولات بينالمللي و « افزايش قدرت» ايران در معادلات فرا منطقهاي و فرامنطقهاي است؛ موضوعي كه غرب به شدت از آن هراس دارد و اميدوار است حداقل بتواند از توسعه و رشد آن جلوگيري كند.