کد خبر: 671003
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۹:۰۰
گفت‌وگوي «جوان» ‌با معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان

گفت‌وگو: زهرا چيذري

 

وقتي اسامي اعضاي كابينه دولت يازدهم رسانه‌اي شد با وزرايي مواجه شديم كه اغلبشان در سنين بازنشستگي به سر مي‌بردند. ميانگين سني 59 سال براي وزيران دولت روحاني حكايت از اين داشت كه وي به بهره‌گيري از ظرفيت جوانان در تركيب وزرا و حتي معاونانش، چندان اعتقادي ندارد. اين مسئله وقتي كه وزير ورزش و جوانان و حتي معاون ساماندهي امور جوانان اين وزارتخانه نيز كه با تأخيري چند‌ماهه سكان كار را به دست گرفتند از ميان افراد سپيد موي و با تجربه انتخاب شدند، خود را جدي‌تر نشان داد. هر چند انتخاب افرادي با‌تجربه و سوابق مديريتي متعدد در تركيب‌بندي دولت محاسني دارد اما به موازات آن يك نگراني جدي نيز مطرح مي‌شود؛ ‌اينكه جوانان جامعه ما چه زماني قرار است تجربه حضور در جايگاه‌هاي مديريتي كشور را به دست بياورند. به عبارت ديگر فراهم نشدن بستر حضور جوانان در رده‌هاي بالاي مديريتي موجب شده است تا افراد انگشت‌شماري براي حضور در جايگاه‌هاي كلان وجود داشته باشند كه اغلب هم در سنين بالاي 50 سال هستند زيرا جوان‌ترها به دليل فراهم نشدن بسترهاي لازم، تجربه مديريت‌هاي جدي و كلان را ندارند، پس ناگزيرند براي تكيه‌زدن بر چنين جايگاه‌هايي تا سنين پيري صبر كنند، اين در حالي است كه به نظر مي‌رسد لازم است تا جوانان مستعد و نخبه براي تكيه زدن به پست‌هاي كليدي كشور تربيت شوند و تجربه كسب كنند تا وقتي زمانش رسيد با «قحط‌الرجالي» مواجه نباشيم. اين اصلي‌ترين محور گفت‌وگوي «جوان»‌ با دكتر محمود گلزاري معاون ساماندهي امور جوانان وزارت ورزش و جوانان است. معاون 65 ساله وزارت ورزش و جوانان با مدرك دكتراي روانشناسي سوابق علمي و پژوهشي متعددي دارد و هر چند سال‌هاست از دوره جواني فاصله گرفته اما به دليل تخصص و تعهدش در سمت استاد دانشگاه با جوانان و جواني ناآشنا نيست. با طرح انتقاد جوانگرا نبودن دولت يازدهم، بيان ضرورت تربيت مديران جوان براي تكيه‌زدن بر جايگاه‌هاي كلان مديريتي كشور در آينده‌اي نزديك و كنكاش در برنامه‌هاي اين معاونت براي تحقق چنين ضرورتي مهمان دكتر گلزاري شده و با وي به گفت‌وگو نشستيم؛ ‌گفت‌وگويي كه خواندنش به خصوص براي جوانان خالي از لطف نيست.

آقاي دكتر گلزاري! اگر اجازه بدهيد گفت‌وگويمان را با طرح يك انتقاد آغاز كنيم. زماني كه كابينه دولت يازدهم براي گرفتن رأي اعتماد به مجلس شوراي اسلامي معرفي شد، ‌ما با يك كابينه نسبتاً مسن مواجه شديم، به گونه‌اي كه ميانگين سني وزراي دكتر روحاني 59 سال است، حتي دكتر گودرزي وزير ورزش و جوانان و خود جنابعالي به عنوان معاون ساماندهي امور جوانان اين وزارتخانه هم سال‌هاست از جواني فاصله گرفته‌ايد و اين انتقاد درباره دولت دكتر روحاني مطرح مي‌شود كه «جوانگرا» نيست. شما چقدر اين انتقاد را مي‌پذيريد و چه پاسخي براي آن داريد؟

اولين نكته در پاسخ به چنين سؤالي اين است كه مراد ما از جوانگرايي در دولت و مديريت چيست و چه انتظاري از اين موضوع داريم؟

چطور؟

من هم بخشي از اين انتقاد را قبول دارم اما بايد ديد چه زمينه‌هايي موجب شده است تا سن مديران كشوري شامل وزرا و معاونان وزرا حدود بالاي 50 سال باشد. در نگاه اول اين انتقاد مطرح مي‌شود كه بايد در دولت جوانگرايي وجود داشته باشد و در يك جايي مانند وزارت ورزش و جوانان بنده كه مسئول اين بخش هستم بالاي 60 سال دارم اما بايد ديد آيا برنامه‌ريزي براي جوانان به معناي اين است كه مديران ارشد هم بايد جوان باشند و اصلاً اين مسئله فايده‌اي هم دارد؟ مثلاً اگر بنا باشد براي دانش‌آموزان و دانشجويان برنامه‌ريزي شود، انتظار نداريم حتماً مدير مدرسه دانش‌آموز يا مديران دانشجويي از نظر سني به آنان نزديك باشند و هيچ اشكالي ندارد كه مدير دانشكده يا مدرسه مثلاً 55‌ساله باشد. به نظر من اين نوعي ساده‌انگاري است كه ما فكر كنيم مدير يك مجموعه بايد فاصله سني‌اش با افراد ذيل آن مجموعه كم باشد و اين توقع درستي نيست، حتي يك مربي ورزشي هم لازم است كارايي لازم را داشته باشد و اين مستلزم كسب تجربه بيشتري است.

از نگاه شما يك مدير بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشد؟

يك مدير براي مديريت يك حوزه بايد علم آن حوزه را داشته و به آخرين تحقيقاتي كه در آن حوزه هست اشراف داشته باشد. علاوه بر اين، ‌يك مدير بايد در اجراي مديريت هم تجربه داشته باشد، يعني بتواند افراد صاحب صلاحيت را در حوزه‌هاي مختلف كاري خودش شناسايي كند و به كار بگمارد و در واقع سازماندهي كند. عنصر ديگر مديريت توانايي برنامه‌ريزي‌هاي راهبردي با عنايت به عنصر زمان است. مدير همچنين بايد ميان افراد و اعضاي سازمانش همگرايي برقرار كند و بايد بتواند مجموعه‌اش را با روحيه بالايي كه به نيروها مي‌دهد و با نظارت مناسبي كه بر عملكردشان دارد، رهبري كند. اينها مواردي است كه ما از يك مدير انتظار داريم. بر اين اساس علاوه بر اشراف به علم مديريت، ‌عنصر تجربه هم يكي از موارد مهمي است كه بايد در مباحث مديريتي در نظر گرفت. با عنايت به مواردي كه بر‌شمرديم يك مدير حتي براي كارهايي در سطح معمولي و در يك اداره كل با حدود 50 نيرو، ‌بايد چيزي حدود 35 يا 40 سال به بالا سن داشته باشد تا تمامي اين موارد در او جمع شود. اگر اين سازمان بزرگ‌تر باشد طبعاً بايد تجربه‌ها، ‌علم و شناخت عناصر مختلف جامعه از سوي اين مدير بهتر باشد و چون نيروهاي بيشتري را بايد سازماندهي و هماهنگ كند بايد در اين زمينه هم توانايي لازم را كسب كرده باشد و عملاً جمع همه اين ويژگي‌ها در يك فرد موجب مي‌شود تا سنش بالاتر برود، پس اگر ما انتظار داشته باشيم مديران ما حتماً مديران جواني باشند و اسم اين را جوانگرايي بگذاريم، درست نيست. به بيان ديگر توجه به جوان به اين معنا نيست كه مديرش الزاماً جوان باشد.

يعني به باور شما جوانان نمي‌توانند مديران خوبي باشند يا اين نقطه ضعف به ساختار تربيتي كشور باز مي‌گردد، به اين معنا كه برنامه‌ريزي مناسبي براي تربيت مديران جوان نداشته‌ايم. به بيان ديگر جوانان ما كي و كجا قرار است مديريت كردن را تجربه كنند تا در زمان مناسب بتوانند در اين نقش خوش بدرخشند؟

من مي‌پذيرم كه ما برنامه منظمي براي تربيت مدير جوان نداشته‌ايم. درست است كه بايد انتظارمان درباره مديريت انتظاري منطقي باشد و الزاماً اين موضوع را با گروه سني نسنجيم اما مسئله بعدي اين است كه بايد براي ساختار مديران‌مان برنامه‌ريزي داشته باشيم و اين نكته بسيار مهمي است.

دقيقاً سؤال من هم همين است، ‌تعدادي از جوانان امروز ما بالاخره روزي بايد بر جايگاه‌هاي مديريتي جامعه تكيه بزنند. صرف‌نظر از علم مديريت كه با آموزش و تلاش به‌دست مي‌آيد براي بخش تجربه‌اندوزي آنان بايد چه كرد؟ شما به برنامه‌ريزي در اين حوزه اشاره داشتيد. اين برنامه‌ريزي چگونه محقق مي‌شود؟

بگذاريد يك مثال ورزشي بزنم؛ مشكلي كه ما درباره ورزش‌هاي مطرح و پر‌هيجاني مانند فوتبال داريم اين است كه زير‌ساخت تربيت منظم فوتباليست‌ها در كشور ما ضعيف است. من در جايي خواندم كه استعداد خوب ليونل مسي بازيكن مطرح آرژانتيني از چهار سالگي‌اش تشخيص داده شد و همين باشگاه بارسلونا از چهار سالگي روي اين بازيكن سرمايه‌گذاري كرد و به خرج باشگاه مشكل جسمي وي را نيز در سنين قبل از دبستان درمان كردند، بعد آرام‌آرام در تيم نوجوانان و جوانان و بزرگسالان رشد كرد تا به اينجا رسيد. گاهي اوقات ورزشكاران ما مصداقي از اين شعر حافظ‌هستند كه «‌خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود»‌، به همين خاطر هم است كه مي‌بينيم يكباره فوتباليستي به صورت فردي گل مي‌كند ولي اگر آن فوتباليست نباشد، تيم ما كارايي لازم را ندارد، چون زيرساخت نداريم. دنيا به اينجا رسيده است كه همه باشگاه‌هاي بزرگ و همه ورزش‌ها و فدراسيون‌ها از كودكي روي افراد سرمايه‌گذاري مي‌كنند، به همين خاطر در ورزش‌هايي مانند واليبال و بسكتبال در سال‌هاي اخير شاهد موفقيت‌هاي بهتري هستيم، چون بازيكنان تيم ملي افرادي هستند كه از چندين سال پيش آموزش ديده‌اند و پله‌پله با حضور در تيم‌هاي نوجوانان و جوانان به اينجا رسيده‌اند.

آيا مي‌توان از اين مثا‌ل‌هاي ورزشي براي ساير حوزه‌ها و به طور خاص مباحث مديريتي هم بهره گرفت؟

دقيقاً، ساير حوزه‌ها نيز درست مانند حوزه ورزش هستند، طبيعتاً در مبحث مديريت هم نمي‌توانيم مديران خلق‌الساعه و يك‌شبه داشته باشيم. ما بايد درست مانند تربيت يك ورزشكار كه از كودكي آغاز مي‌شود براي تربيت مديران جامعه نيز از نوجواني و جواني شروع كنيم و برنامه‌ريزي داشته باشيم. اگر اين كار را نكنيم طبيعتاً وقتي دولتي مي‌آيد فردي را با يك رزومه و سابقه‌اي در پست‌هاي مديريتي مي‌گذارد، ‌خيلي اوقات اين افراد از ميان كساني انتخاب مي‌شوند كه رئيس‌جمهور آنان را مي‌شناسد و گاهي با توجه به مدرك اين انتخاب‌ها صورت مي‌گيرد. وقتي ما از قبل برنامه منظمي براي تربيت مدير نداشته باشيم، كسي كه به عنوان مسئول در جايگاه رئيس‌جمهور يا وزارت قرار مي‌گيرد، افرادي را به عنوان مديران خود انتخاب مي‌كند كه توانايي آنان را مي‌شناسد و تجربه كرده كه آنان در دوره‌هاي قبل خوب كار كرده‌اند و با وي آشنايي دارند، البته اسم اين را نمي‌توان رابطه يا پارتي‌بازي گذاشت، چون رئيس‌جمهور يا وزير با اين افراد كار كرده است و بر مبناي شناخت، ‌سابقه و رزومه آنان را انتخاب كرده است ولي بايد توجه داشت كه اينها همگي شروط خوب و لازمي هستند اما كافي نيستند.

زمينه‌هاي همكاري با فرد مدارك تحصيلي و معرفي ديگران موضوعي است كه همه مديران ارشد به آن توجه دارند، آقاي روحاني هم براي انتخاب يك معاون يا وزير با كمك مشاوران و در جلسات متعدد در نهايت فردي را انتخاب كرد. اينطور نبود كه كار يكباره و خلق‌الساعه انجام شود اما اين كار كافي نيست. جلال آل‌احمد در كتاب «در خدمت و خيانت روشنفكران» مي‌گويد، «همه مشاغل با سلسله‌مراتب جلو مي‌آيند اما متأسفانه روشنفكري اينگونه نيست و افراد بدون هيچ تجربه‌اي روشنفكر مي‌شوند.» من نگرانم ما در حوزه مديريت هم همين طور عمل كنيم. تمام دقت‌ها و تلاش‌ها به خصوص از سوي رئيس‌جمهور در انتخاب افراد با سازوكار دقيق صورت گرفته است. ما بايد واقعاً فكر كنيم كه چه سيستمي را تدبير كنيم كه در آينده مديران ما درست مانند مراحل رشد يك ورزشكار مرحله به مرحله ارتقا يابند.

معاونت ساماندهي امور جوانان به عنوان سياستگذار در امور مرتبط با جوانان براي اين موضوع به طور مشخص تدبيري انديشيده است؟ با چه ساز‌و‌كاري مي‌خواهيد اين مهم را محقق كنيد؟

در حوزه وزارتخانه و معاونت جوانان اداره كل مشاركت‌هاي اجتماعي جوانان را داريم. به نظر مي‌رسد كه فعاليت جوانان در سمن‌هاي مربوط به خودشان با مشاركت همراه با توانمند‌سازي مي‌تواند نخستين مرحله از ساز‌و‌كار آمادگي آنان براي پذيرش نقش‌هاي مديريتي باشد. به باور ما مشاركت بدون توانايي جوانان آنان را سرخورده يا پر‌ادعا مي‌كند. مشاركت در دوران آغازين جواني در گروه‌هاي سالم نكته مهمي است. بايد بستر فعاليت جوانان در سازمان‌هاي غير‌دولتي فراهم باشد كه هم اكنون اين بستر فراهم نيست اما به موازات اين مشاركت بايد جوان توانمند شود و تحصيل و مهارت‌هاي اجتماعي‌اش بالا برود. از دل اين مشاركت در نهادهاي اجتماعي است كه مي‌توانيم در آينده به مديران قوي برسيم.

آقاي دكتر گلزاري! بر اساس پروسه‌اي كه شما براي ارتقاي يك فرد به جايگاه يك مدير لايق در سطوح بالاي مديريتي نظير وزارت يا معاون وزير بر‌شمرديد، قاعدتاً نبايد براي چنين پست‌هايي شاهد انتخاب افرادي كمتر از 40 تا 50 سال باشيم. اين در حالي است كه در كشورهاي ديگر دنيا شاهد حضور وزراي زير 30 سال در كابينه هستيم. نمونه‌اش وزير امور خارجه اتريش است كه 27 سال دارد و چندي پيش نيز مهمان ايران بود. تفاوت سباستين‌ كورتز 27 ساله با جوان 27 ساله ما در چيست كه وي مي‌تواند وزير شود اما ميانگين سني وزراي ما در كابينه دولت يازدهم 59 سال است؟

اگر شرح حال وزير امور خارجه اتريش را بخوانيد مي‌بينيد كه وي ابتدا درمجلس دانش‌آموزي مشاركت و در نهادهاي اجتماعي حضور داشته است و آرام آرام و مرحله‌اي طي اين مشاركت‌ها رشد داشته و بعد ادامه تحصيل داده و در نهايت به اين جايگاه رسيده است كه به عنوان وزير امور خارجه در كابينه كشور اتريش انتخاب شود. ما هم بايد اين سير را داشته باشيم. آنها از همان نوجواني كار تشكيلاتي را تمرين مي‌كنند. با چنين روندي ما هم مي‌توانيم در آينده مديراني داشته باشيم كه براي مديريت‌هاي كلان در سنين ميانسالي با سابقه قوي در توانمند‌سازي كار را در دست بگيرند. به نظر من اينكه ما فقط يك عده‌اي را به عنوان معاون يا مشاور بگذاريم و افراد خيلي جوان را بر سر كار بگذاريم كه بلد نباشند كار را مديريت كنند، ‌ايراد دارد و به همان اندازه كه سپردن مديريت به فرد ناتوان و بي‌علم غلط است، سپردن كار به جوان بدون تجربه هم نادرست است. در نهايت اما نمي‌توان انكار كرد كه ما بايد برنامه‌ريزي منظمي براي تربيت مديران آينده داشته باشيم. شهيد بهشتي در آغاز انقلاب بانك اطلاعات افراد آگاه در هر حوزه‌اي را تهيه كرده بودند. الان ما چنين بانكي را به طور منظم نداريم.

آيا شما در حوزه جوانان براي ايجاد چنين بانك اطلاعاتي برنامه‌اي داريد يا تعدد موضوعات و چالش‌هاي حوزه جوانان شما را از اين مسئله غافل كرده است؟

در گذشته قرار بوده پورتالي براي فعالان سمن‌هاي جوانان راه‌اندازي شود. متأسفانه با اينكه هزينه هم شده اما اين پورتال اصلاً وجود خارجي ندارد. قطعاً راه‌اندازي اين سامانه را در اولويت مي‌گذاريم. متأسفانه صدها سمن جوانان در دوره قبل تعطيل يا تضعيف شده بودند كه ما در تلاشيم آنها را فعال و تقويت كنيم و در عرصه‌هاي مختلف گسترش دهيم.

فقط نگراني ما اين است كه اگر به طور منظم اين افراد را تحت نظارت نداشته باشيم ممكن است سرخورده شده، ‌مسيرشان عوض شود و در نهايت آن مديري كه انتظارش را داريم تربيت نشود.

ما در دولت قبل براي شناسايي جوانان برتر در حوزه‌هاي مختلف جشنواره‌هايي داشتيم. صرفنظر از انتقاداتي كه بر اين جشنواره‌ها و شيوه انتخاب جوانان برتر مطرح مي‌شد اما اين كار مي‌توانست تا حدودي استعدادهاي برتر در حوزه‌هاي گوناگون را مشخص كند. شما براي شناسايي جوانان مستعد چه روشي داريد؟

از نظر انساني و از منظر اسلامي درست نيست كه كارهاي خوب دولت قبل را زير سؤال ببريم. در حوزه جوانان هم همين مسئله صادق است و اين يك امر عقلي و ديني است. به نظر من هم برگزاري جشنواره مزاياي زيادي دارد. فايده جشنواره اين است كه تمام فعاليت‌هايي كه درباره حوزه‌اي مثل جوانان از سوي دستگاه‌هاي مختلف انجام مي‌شود را مي‌توان در يك جا نشان داد. جشنواره در واقع اعلام و اعلان فعاليت‌هاي نظام راجع به حوزه جوانان است و موجب مي‌شود تا مردم خدمات متعدد و پنهاني را كه ممكن است در حالت عادي از اجراي آن بي‌خبر باشند، به صورت يك جا ببينند. اما به باور ما تمام كارها نبايد جشنواره‌اي شود. برگزاري جشنواره در حد يكي دو مورد خوب است زيرا فعاليت‌هاي متعدد دستگاه‌ها به صورت جشنواره اعلام مي‌شود تا مشخص شود كاري انجام شده و توانايي‌ها يك جا جمع شود اما اگر كاري انجام نشده باشد چه؟ مثلاً در حوزه ازدواج برنامه‌ريزي جديد براي تسهيل و مشاوره‌هاي درست ازدواج، ‌پيشگيري از طلاق و كار براي افراد مطلقه كه آمار بالايي هم دارند در دوره قبل صورت نگرفته در حالي كه جشنواره‌هاي متعددي برگزار شد. نكته ديگري كه درباره جشنواره وجود دارد اين است كه هزينه‌هاي بالايي دارد. كل بودجه يك ساله ما براي چهار اداره كل به اندازه خرج يك جشنواره برگزار شده در دولت قبل است.

يعني بودجه جوانان در دولت يازدهم كاهش پيدا كرده است؟

به عقيده من آنجا بودجه‌هاي زيادي مصرف مي‌شد. البته بودجه ما هم كاهش پيدا كرده است و دولت خيلي پول ندارد و احساس كرديم كه بايد با همين پول كم يك كاري كنيم.

پس شما برگزاري جشنواره در حوزه جوانان را رد نمي‌كنيد هر چند خودتان تاكنون جشنواره‌اي برگزار نكرده‌ايد؟

بله، ما بايد ايرادهايي همچون پرهزينه بودن يا فراموش كردن كارهاي اساسي ديگر و دل خوش كردن به جشنواره و همچنين فراموش كردن منتخبين و برگزيده‌هاي جشنواره‌ها را برطرف كنيم وگرنه اصل برگزاري جشنواره بد نيست. هدف از برگزاري جشنواره شناسايي افراد و استعدادهاي برتر است اما اگر اين جوانان منتخب را فراموش كنيم، ‌كارمان ابتر مي‌ماند.

ما هم در دولت يازدهم يكي دو جشنواره خواهيم داشت. جشنواره پيوند مهر را اواخر پاييز برگزار مي‌كنيم.

بنابراين يكي از راهكارهاي شما هم براي شناسايي استعدادهاي جوان برگزاري جشنواره است؟

بله، ‌از طريق همين جشنواره‌ها مي‌توان جوانان نخبه را براي تربيت مديران آينده شناسايي كرد اما بايد اين مسير را ادامه داد و به خوبي پيگير تربيت اين جوانان بود.

آيا براي تربيت مديران جوان راهكارهاي ديگري نيز تدبير كرده‌ايد؟

در سابق مجمع ملي جوانان تشكيل شد كه متأسفانه طي فرايندي تبديل به مجمع مشورتي جوانان شد و بعد هم كاملاً منحل شد. در كنار مجمع ملي جوانان، مجلس دانش‌آموزي هم تشكيل شد و هنوز هم تا اندازه‌اي اين مجلس را داريم اما در وزارت ورزش و جوانان در حال شكل‌دهي تشكيلات ديگري تحت عنوان «مجلس جوانان» هستيم. مجلس جوانان مي‌تواند يك شوراي مشورتي باشد كه جوانان برگزيده كشور به دولت و مجلس نظر مشورتي بدهند. اينكه اين مجلس در بحث تقنين هم وارد شود يا نه بحث بعدي ماست.

ما تاكنون با جواناني كه از مجلس دانش‌آموزي رشد كرده‌اند و هم اكنون به مرحله دانشجويي رسيده‌اند جلسات متعددي داشته‌ايم. علاوه بر اين با صاحبنظران اجتماعي هم جلساتي داشته‌ايم.

يكي از كارهاي مجلس جوانان اين است كه راهي براي پيدا كردن جوانان با توانايي مديريتي داشته باشد و بانك اطلاعاتي و مديريتي كاملي از آنها تهيه شود به گونه‌اي كه مسير رشد جوانان ما در حوزه‌هاي مختلف مشخص باشد. اين مجلس مي‌تواند نيروهاي خوبي، هم براي وزارتخانه‌ها و هم براي مديران ارشد تربيت كند.

آيا اين مجلس قرار است جايگزيني براي مشاوران جوان باشد يا كاركردي متفاوت دارد؟

نه، تعداد جوانان در مجلس جوانان خيلي بيشتر است. ضمناً من خيلي با مشاوران جوان به خصوص با روشي كه داشت موافق نيستم. در حال حاضر نيز هم مشاوران جوان رئيس‌جمهور تقليل پيدا كرده‌اند و هم مشاوران جوان دستگاه‌ها خيلي كم شده‌اند.

چرا؟

ببينيد الان در حوزه مناطق آزاد فردي به عنوان مشاور حوزه دستياران جوان وجود دارد و 500 نفر از اين افراد كه در مناطق آزاد دستياران جوان هستند در جلسه‌اي دعوت شده بودند. اين دستياران جوان خودشان كارآفرينان موفقي هستند كه در مناطق آزاد فعاليت دارند و مشاور بودن آنها به اين معنا نيست كه يك اتاقي در كنار اتاق وزير، ‌مسئول يا رئيس‌جمهور داشته باشند. اينها بيشترين ارتباط را با جوانان منطقه خودشان دارند تا به عنوان مشاور و مددكار جوانان نيازهاي آنان را بدانند و از مسئولان مطالبه كنند. اين يك مسير دقيق است. مشاور جوان بايد عملياتي و به دنبال كارهاي واقعي حوزه جوانان باشد تا در ارتباطي كه با مسئولان دارد، حل چالش‌هاي اين حوزه را از آنان مطالبه كند. اما در گذشته مشاوران جوان چنين كاركردي را نداشتند. اگر ما جمعيت زياد جوانان و كار عملياتي براي جوانان را فراموش كنيم و فقط چند نفر را به عنوان مشاوران جوان كنار خودمان بگذاريم، اين به نوعي جوان فريبي است.

شما بر چه اساسي مشاوران جوان رئيس‌جمهور يا دستگاه‌ها را جوان‌فريبي مي‌دانيد؟

در حقيقت اگر تحقيق كنيد مي‌بينيد كه مسئولان هم چندان از نظرات اين جوانان استفاده نمي‌كنند چراكه مشاور به معناي واقعي نمي‌تواند جوان باشد زيرا مي‌خواهد ديد بالاتري را به يك فرد آگاه بدهد و اگر يك جوان بخواهد مشاور فكري يك مسئول باشد منطقي نيست. مشاوره نيازمند تجربه زيادي است اما به اين معنا كه يك جوان فعال بخواهد رابط حوزه جوانان باشد و نيازهاي آنان را بداند خوب است. با وجود اين بايد ميزان ضرورت اين را براي هر وزارتخانه مورد بحث قرار داد. به نظر مي‌رسد اين طرح خيلي بنياني نداشته و موفق هم نبوده است به همين دليل هم در دولت جديد اين افراد بيشتر با عنوان مشاوران در امور جوانان فعاليت مي‌كنند و تازه نه به شكل و گستردگي دولت قبل.

آقاي دكتر گلزاري! شما اشاره داشتيد كه برگزاري جشنواره بد نيست و مي‌تواند منجر به شناسايي استعدادهاي برتر شود. من در مصاحبه‌اي كه در دولت قبل با مهندس علي اكبري معاون سابق جوانان وزارتخانه داشتم پيگير سرنوشت اين منتخبين شدم. هم اكنون همين سؤال را از شما مي‌پرسم. آيا بانك اطلاعاتي منتخبين جشنواره‌هاي حضرت علي‌اكبر‌(ع) و جشنواره ملي جوان ايراني را داريد؟ براي اين جوانان چه برنامه‌اي داريد تا حفظ شوند؟

ما اسامي اين افراد را داريم اما بانك اطلاعاتي مناسبي از آنان در دسترس نيست. من وقتي به وزارتخانه آمدم تا چند ماه نامه‌هايي داشتم كه جواناني اظهار مي‌كردند برگزيده جشنواره علي‌اكبر(ع) هستند و مشكل دارند يا جايي تحويلشان نمي‌گيرند. اين برگزيده شدن باعث شده است تا برخي جوانان خودشان را تافته جدا بافته ببينند. اينكه بخواهد به صرف برگزيده شدن و بدون برنامه و كار، براي جوان حقي ايجاد شود ايراد دارد. مسيري تدارك ديده شده براي برگزيدگان و انتظاري كه از آنان داريم، از جمله تكاليفي است كه ما در حال حاضر روي آن كار مي‌كنيم.

مهم‌ترين انتقادي كه به جشنواره‌اي همانند جشنواره حضرت علي‌اكبر(ع) مي‌شود گرفت همين رها كردن برگزيدگان است. اينكه از تعدادي جوان موفق تقدير كنيم كار خوبي است اما بعد اين جوان كه حالا به او يك لقبي هم داده‌ايم چه مي‌شود؟ امروز كه برگزيده شد با ديروزش كه برگزيده نبود چه فرقي كرده است؟ اين يكي از مهم‌ترين آفات جشنواره‌هاي صوري است. بايد با كمك دستگاه‌ها تفاهمنامه‌هايي امضا شود كه برگزيدگان از مزايايي برخوردار باشند مانند برگزيدگان جشنواره خوارزمي. نه اينكه يك روزي از آنها تقدير كنيم و سال‌ها آنها را رها كنيم. اين جوان بيشتر از يك جوان معمولي سرخورده و مأيوس مي‌شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار