ابوي ميگويد: هيس دارم روي انسجام ليست اعضاي تحريريه براي روز مبادا كار ميكنم.
ميگويم: انسجام ندارد كه. يك ليست است مينويسيد. بعدش هم روز مبادا ندارد كه. ليست تحريريه، ليست تحريريه است. اصلا ببينم اين انسجام را باز از چه كسي كش رفتهايد كه داريد اينگونه در خود فرو ميرويد و كاري از پيش نميبريد؟ صد بار به شما گفتم پا جاي پاي كسي نگذاريد. اگر هر كس كار خودش را انجام دهد...
ميگويد: سيف گفته بانك مركزي در حال منسجم كردن ليست بدهكاران بانكي است! گفته قوه قضائيه اگر نقصي در ليست بدهكاران بانكي وجود دارد آن را به ما ارائه ميكند و ما نسبت به اصلاح و شفافسازي آن اقدام ميكنيم و بانك مركزي در اين ميان در حال منسجم كردن آنهاست. من هم به تبعيت از سيف يك كارهايي را شروع كردم. تو بيا ببين ليستم درست است يا نه.
ميگويم: كافي است از كارگزيني يا اداري روزنامه ليست را بخواهيد. با اين همه رايانه و دفتر و دستك، به ثانيه نكشيده ليستدار ميشويد. با يك كليك ليست ميرود روي تمام سايتهاي فيلتر شده و نشده! اصلا ليست آنلاين ميشود. اگر همين الان در وايبر باشيد همه اعضاي تحريريه را ميبينيد.
ميگويد: آنوقت رايانه انسجام دارد. يك وقت منسجم نباشد آبروي ما پيش در و همساده دود شود برود هوا.
ميگويم: ببينيد پدر من! انسجام حافظه نهان (Cache Coherence) در علوم رايانه به همخواني دادههاي ذخيره شده در حافظههاي نهان محلي يك منبع مشترك گفته ميشود. در شرايطي كه در يك سامانه داراي حافظه مشترك چند خدمتگيرنده حافظههاي نهان خود را دارا باشند، امكان بروز مشكل به خاطر ناهمخواني دادهها وجود دارد. خصوصاً اين حالت براي پردازندهها در سامانههاي چندپردازندهاي رخ ميدهد. در صورتي كه خدمتگيرنده بالا از قبل يك كپي از بلوكي از حافظه را در اختيار داشته باشد و خدمتگيرنده پايين آن را تغيير دهد، خدمتگيرنده بالا مقدار نادرست داده را بدون اطلاع از نادرست بودن آن در اختيار دارد. هدف از انسجام حافظه نهان مديريت اين گونه مشكلات و حفظ همخواني داده ميان حافظه و حافظه نهان است.
ميگويد: اينجا چرتكهاندازي است. از رايانه سخن گفتن كاري گزاف است. شما هم معلومات خودت را به رخ نكش. و الا من هم معلومات رو ميكنم. آن وقت ميشود جنگ زرگري. سر همه بيكلاه ميماند. اصلا حالا كه اينطور شد، من خودم يك پا دهخدايم.
ميگويم: منظورتان دهخداي چرند و پرندنويس است يا دهخداي لغتنامهنويس؟
ميگويد: الان لغتنامهنويس. در لغتنامه در ذيل انسجام آمده: [ اِ س ِ ] (ع مص ) روان شدن اشك و جز آن. (از منتهي الارب ) (ناظم الاطباء). يقال: انسجم الدمع فانسجم و كذلك الماء. (ناظم الاطباء). روان شدن اشك و آب و جز آن. (آنندراج ). روان شدن آب و اشك. (تاج المصادر بيهقي ). روان شدن و ريخته شدن آب و اشك. (از اقرب الموارد). ريخته شدن آب. (مصادر زوزني ). || (اِمص ) رواني (كلام و غيره ). (فرهنگ فارسي معين ). انتظام (در كلام ). (از يادداشت مولف ). نزد بلغا تهي بودن سخن از تعقيد و رواني آن است همچون آب رونده كه از فرط آساني تركيب و رواني الفاظ همچون سيلي است كه جاري ميشود و اهل بديع گفتهاند چون در نثر انسجام قوي و نيرومند گردد، فقرات نثر مانند مصراعهاي نظم بدون قصد موزون ميشود. (از كشاف اصطلاحات الفنون).
ميگويم: يعني سيف ميخواهد اشك كه را روان كند؟ستون فقرات كه را سفت كند. سيل در راه است؟ سدبند درست دارند ميكنند آيا؟ پشت سر ليست ميخواهد آب بريزد كه زودي برگردند؟ كلاس حركات موزون ثبتنام كرده؟ آب ريخته شده خاوري خشك نشده هنوز؟
ميگويد: نميدانم. فقط ميدانم كه استاد استعاره است. حالا هم گير داده به انسجام. فكر نكرده دو تا آدم بيكار مينشينند در كميته تحقيق و تفحص ستون عقبگرد و پدر انسجامش را در ميآورند!
ميگويم: از جاده اصلي منحرف نشويد لطفا..... راستي منظورتان از تهيه ليست تحريريه براي روز مبادا چه بود؟
ميگويد: استعاره بود. چطور استعارههاي سيف را ميفهمي، استعارههاي مرا نميفهمي؟ بعدش هم تا بيايم براي تو قبض و بسطش را شرح دهم كه ميگويي دارم ميزنم به خاكي. كارت زرد ميدهي و...
ميگويم: سماور آبش خشك شد. بروم يكسر در آبدارخانه زودي بر ميگردم.