
در صدر اسلام مسجد مهمترين پايگاه محسوب ميشد به صورتيكه پيامبر اعظم از آن براي همه امور استفاده ميكردند. همان محراب نماز هم از واژه حرب و جنگ ميآيد كه نشان از اهميت آن دارد امام جماعتي كه در مسجد نماز ميخواند قطعاً وظيفهاي بيشتر از اداي نماز دارد و بايد راهبر و امام اهل مسجد در امور مختلف باشد؛ چنانچه خود پيامبر اسلام و ائمه اطهار چنين بودند و سفارش ميكردند تا از ظرفيت مسجد استفاده مطلوب بشود اما متأسفانه هرچه به جلو آمديم و به قولي روشنفكر و متمدن شديم از كاركردهاي اصلي اين پايگاه مهم و استراتژيك اسلامي دور شديم؛ بهصورتيكه مسجد تنها براي اداي نماز شد و از كاركردهاي ديگرش بازماند.
البته چند سالي است در برخي مساجد شاهد فعاليتهاي فرهنگي هستيم و برنامههاي جانبي نسبتاً خوبي در مساجد برپا است اما واقعيت امر اين است كه اين كارها كافي نيست. با خودمان روراست باشيم مساجد ما كمكار شدهاند وگرنه قرضالحسنهها بيشتر و پرتوانتر بودند و مجالي به نزولخواران و رباگيران داده نميشد تا هر روز فربهتر و پروارتر شوند؛ قبول كنيم مساجد ما كمكار شدهاند وگرنه خمس و زكات اين اصول مهم اسلامي بيشتر مورد توجه بود و در جامعه اسلامي فقير كم داشتيم يا اصلاً نداشتيم؛ قبول كنيم مسجد ما كم كار شدهاند وگرنه به غير از ماه مبارك رمضان و بهخصوص شبهاي قدر، مساجد هميشه مملو از جمعيت بود؛ قبول كنيم مساجد ما كم كار شدهاند وگرنه نوجوانان و جوانان بيشتر پاتوقشان در مساجد بود تا قهوهخانهها و...؛ قبول كنيم مسجد ما كمكار شدهاند و... البته شكي نيست كه كانونهاي فرهنگي مساجد با كمك نيروهاي مخلص بسيجي جان و رمق دارند و كارهايي انجام ميدهند كه انصافاً نميتوان از آن چشم پوشيد اما اينها باز هم كم است زيرا در حدي نبوده تا عرفانهاي پوشالي را كه مثل قارچ در جاي جاي جامعه اسلامي ما رشد كردهاند را از بيخ و بن ريشهكن كنند و شاهد اين نباشيم تا با سوءاستفاده از عقايد و باورهاي دينيمان جولان بدهند.
چندي پيش با يكي از فعالان مبارزه با چنين عرفانهاي پوشالي گفتوگو داشتم. او ميگفت اينها با نام معنويت و عرفان و ارتباط با خدا نيرو جذب ميكنند يعني روي خلأهاي ما مانور ميدهند و پولهاي كلان به جيب ميزنند، در يكي از اين عرفانها كه عرفان حلقه نام دارد آنها مدعياند به صورت متافيزيكي عمل ميكنند درحاليكه اين كار توسط اجنه انجام ميشود و اعضاي گروه را كمكم از مبدأ حقيقت دور ميكنند. كار به جايي ميرسد كه در اين نوع عرفان جعلي ميگويند قرآنها را از خانه بيرون ببريد تا حس عرفاني بهتري به شما دست بدهد، حسي كه فقط شياطين ميتوانند با چنين قضيهاي (حذف قرآن از زندگي) ايجادش كنند. ميگويند اين نمازهايي كه ميخوانيد اتصال به مبدأ ندارد. بايد مدتي نماز را كنار بگذاريد تا اتصال صورت بگيرد. تصوركنيد نوجوان يا جواني كه بخواهد با اين پلكان سست به عرفان دست يابد به كجا ميرسد؟! راستش اين سخنان براي من خيلي سنگين و سخت بود كه چگونه بايد فضايي در جامعه اسلامي ما ايجاد شود تا فردي مسلمان و معتقد به درجهاي برسد كه براي ارتباط با خدا، نادانسته كتاب خدا و قرآن را از خانه و زندگياش حذف كند و نماز را كنار بگذارد تا شايد ارتباط با خالق وصل شود؛ اين يعني كمكاري مسجد.
شايد شما هم مطالبي درباره افرادي كه مدعي ارتباط با امام زمان هستند شنيده باشيد؛ شياداني كه عدهاي را دورخود جمع ميكنند و با سوءاستفاده از باورهاي دينيهايشان جولان ميدهند يا كسي كه خود را فرزند يا همسر امام معرفي ميكند اينها يعني كمكاري مسجد. اصلاً چرا بايد در جامعه شيعي فرصت مجالي براي چنين شياداني باشد؟! چرا در مساجد امام جماعت به بحث و بررسي اينگونه معضلات نميپردازد تا فرد مذهبي ما گرفتار اين دامها نشود؟! چرا اغلب مساجد تنها دو وعده نماز جماعت دارند و يك ساعت بعد از نماز مساجد بسته ميشود، گويي وقت نماز تمام شد؟! خود من بارها شده است به دليل ترافيك و عدم دسترسي به مسجد ديرتر از وقت موعد رسيدهام و درب مساجد بسته شده به ناچار پشت درب مسجد روي روزنامهاي كه همراه داشتهام نماز خواندهام ولي آيا اين برازنده مسجد در يك جامعه شيعي است؟! چرا مسجد را محدود ميكنيم و دچار كمكاري شدهايم؟!
خواننده گرامي بياييد دست در دست هم مساجد را از مظلوميت برهانيم. همه ما وظيفه داريم اين پايگاه مهم و اساسي اسلامي را تقويت كنيم و از آن خود بدانيم. امام خميني(ره) زماني فرمود مساجد سنگر هستند، مساجد را خالي نگذاريد؛ به واقع هم همين گونه است. دشمن از فعال بودن و شلوغي مساجد اين پايگاههاي استراتژيك ميترسد زيرا از همين مساجد بود كه رزمندگان اسلام به جبههها رفتند و از دين و ناموسشان دفاع كردند از همين مساجد بود كه تداركات پشت جبهه خالصانه تأمين ميشد و... پس حالا كه درگير جنگي به مراتب بزرگتر و خطرناكتر يعني جنگ نرم هستيم و دشمن باتمام قوا وارد ميدان شده است نبايد اجازه بدهيم مساجد كمكار باشند.