هر نظام سياسي بر اساس يك فلسفه سياسي شكل گرفته و در آن فلسفه سياسي، اهداف و اصول كلي سياست مورد بحث واقع ميشود. تفاوت نظامهاي سياسي به تفاوت در اهداف و اصول كلي حاكم بر سياست و به عبارت ديگر به تفاوت در فلسفه سياسي آن نظامها بر ميگردد. سياست در مفهوم عام به معناي مديريت كلان جامعه يا آيين مملكتداري است؛ لكن در مكاتب سياسي مختلف، تفاوتها در چگونگي اداره جامعه و اهداف نهايي است.
نظام سياسي ايران، يك نظام ديني و مبتني بر فلسفه سياسي اسلام است. هر فلسفه يا نظريه سياسي، بر پايه مفهوم مشخصي از انسان و جامعه انساني استوار است. به عبارت ديگر، هر نوع شرحي از سياست و تعيين اولويتها و جهتگيريها از سوي حاكميت در يك نظام سياسي، مبتني بر شناخت از انسان و عالم هستي است. اين شناخت از انسان است كه به سياست جهت داده و آن را تعريف ميكند. اگر مكاتب سياسي و نظريههاي سياسي گوناگون و بعضاً با اصول، مباني و اهداف متضاد وجود دارد، اين تفاوتها به تفاوت در شناخت از انسان،جامعه انساني و هستي بر ميگردد.
با توجه به واحد بودن حقيقت انساني، مشخص است كه بسياري از اين شناختها غيرصحيح و نادرست است. بهترين شناخت از انسان و عالم هستي، شناختي است كه از وحي و كتب آسماني و به ويژه قرآن سرچشمه گرفته باشد. امروز بسياري از مشكلات در جوامع بشري و ميان انسانها، به نداشتن يك شناخت صحيح و كامل از انسان بر ميگردد.
اين واقعيت تلخ را حضرت امام خميني (ره) در تفسير سوره حمد، اينگونه مورد توجه قرار ميدهند: «عمده اين است كه ما نميشناسيم؛ نه خودمان را ميشناسيم، نه خدايمان را ميشناسيم؛ نه ايمان به خودمان داريم؛ نه ايمان به خدا داريم؛ نه باورمان آمده است كه خودمان (چيزي) نيستيم و نه باورمان آمده كه همه چيز اوست.»
بر همين اساس از ديدگاه حضرت امام (ره) كه پايهگذار نظام ديني در ايران هستند، شناخت انسان ريشه اصلي و اساس همه شناختهايي است كه به نوعي به انسان و مناسبات او باز ميگردد؛ اعم از مناسبات فرهنگي، اعتقادي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي.
بنابر اين اگر در شرايط كنوني جامعه ما ديدگاهها در حوزه فرهنگ و مسائل فرهنگي متفاوت و بعضاً متضاد ميباشد، تفاوت اين ديدگاهها اولاً به تفاوت در برداشتها از انسان و ثانيا، به عدم توجه به جايگاه فرهنگ در نظام ديني بر اساس فلسفه سياسي اسلام برميگردد. بديهي است تمامي كساني كه وارد ساختار قدرت در نظام جمهوري اسلامي ميشوند، بايد به مسائل اساسي جامعه و از جمله فرهنگ و مسائل فرهنگي، از منظر دين و آموزههاي ديني نگاه كنند. دولتها نميتوانند هر كدام بر اساس سلايق، ديدگاهها و برداشتهاي خود با ناديده انگاشتن سياستهاي كلان نظام در مسائل فرهنگي، اتخاذ رويكرد و جهتگيري فرهنگي داشته باشند. در طي 36 سال گذشته، مسائل فرهنگي در كشور همواره محل بحث و جدل ميان جريانها وگروههاي سياسي مختلف بوده و از مهمترين چالشهاي هر دولت با نيروهاي ارزشي و انقلابي، مسائل فرهنگي بوده است.
تمام بحثهاي اين سالها در حوزه كتاب، مطبوعات، سينما، تئاتر، موسيقي، شبكههاي ماهوارهاي، شبكههاي اجتماعي در محيط اينترنت و... به همين موضوع اصلي بر ميگردد. اگر همه فعالان فرهنگي و خصوصاً تمامي كساني كه در درون حاكميت و دستگاهها و نهادهاي حكومتي و به ويژه در دولت مسئوليت دارند، به جايگاه فرهنگ در نظام ديني توجه كنند و جهتگيريهاي فرهنگي را بر مبناي نگاه اسلام، قرآن و سياستهاي كلي نظام به مسائل فرهنگي تعيين نمايند، به طور قطع بسياري از چالشها در اين حوزه مرتفع شده يا كاهش اساسي پيدا ميكند.
در نظام ديني، فرهنگ اساس همه چيز است و اين فرهنگ است كه به انسان و جامعه انساني هويت و معنا بخشيده و جهتهاي اصلي را براي حركت فرد و جامعه تعيين ميكند. با همين نگاه به فرهنگ در نظام ديني است كه حضرت امام (ره) ميفرمايند، فرهنگ منشأ همه خوشبختيها و بدبختيهاي يك ملت است. رهبر معظم انقلاب اسلامي بر اساس چنين نگاهي، فرهنگ را به هوا تشبيه ميكنند. بديهي است كه هواي تميز و پاك و سالم، تأثير حياتبخش بر زندگي فرد و جامعه داشته و هواي آلوده و ناسالم، حيات را به خطر مياندازد.
براي آشكار شدن بيشتر نقش، اهميت و جايگاه فرهنگ در نظام ديني توجه به تعريف سياست از منظر دين و برگرفته از انديشه سياسي مبتني بر اسلام ناب محمدي (ص)، راهگشاست.
حضرت امام (ره) در تعريف سياست ميفرمايند: «سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد. تمام مصالح جامعه را در نظر بگيرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگيرد و آنها را هدايت كند. به طرف آن چيزي كه صلاحشان است، صلاح ملت است،صلاح افراد است و اين مختص انبيا است و به تبع آنها علماي بيدار اسلام.»
تفاوت اساسي ميان نظام اسلامي و ديني با نظامهاي غيرديني در همين نوع نگاه به سياست و تعريف آن است. اين تفاوت در سياستها و جهتگيريهاي فرهنگي نظام اسلامي بايد خودش را نشان بدهد. به عبارتي در نظام ديني، تمامي رويكردها، جهتگيريها و خطمشيهاي فرهنگي دولت و ديگر دستگاهها و نهادهاي حكومتي، بايد ديني و بر اساس شريعت اسلامي باشد. حكومت ديني، در واقع حكومتي است كه دين جهتگيريهاي اصلي و اولويتهاي آن را مشخص ميكند. حضرت امام (ره) در اين خصوص ميفرمايند: «[اسلام] مكتبي است كه بر خلاف مكتبهاي غيرتوحيدي، در تمام شئون فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و فرهنگي، سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكته، ولو بسيار ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي نقش دارد، فروگذار ننموده است و موانع و مشكلات سر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها كوشيده است.»
حضرت امام (ره) مهمترين وظيفه و رسالت حكومت و نظام ديني را، در كنار تأمين امنيت و معيشت و اقتصاد جامعه، تربيت انسان و هموار كردن مسير براي رشد، تعالي و كمال اخروي آن ميدانند. ايشان هدف خلقت انسان را به استناد آيات قرآن، رسيدن آن به مقام خليفه الهي روي زمين ميدانند. حضرت امام (ره) رسالت نظام ديني را، همان رسالت انبيا ميدانند و درخصوص رسالت انبياي الهي در تفسير سوره اقرا ميفرمايند: «تمام انبيا موضوع بحثشان، موضوع تربيتشان، موضوع علمشان، انسان است. آمدهاند انسان را تربيت كنند. آمدهاند اين موجود طبيعي را از مرتبه طبيعت به مرتبه عالي ما فوقالطبيعه، مافوق جبروت برسانند. تمام بحث انبيا در انسان است. از اول، هر كس، هر يك از انبيا كه مبعوث شدند، مبعوث شدند براي انسان و براي تربيت.»
اين نكته مهم و كليدي را بايد تمامي مسئولان و كارگزاران در نظام اسلامي مورد توجه قرار دهند.
متأسفانه بعضي از مواضع، اقدامات و جهتگيريهاي مسئولان به ويژه كساني كه در حوزه فرهنگ داراي مسئوليت هستند، نشان ميدهد كه به طور كلي اين مهم را ناديده انگاشته و گويا كارگزار و يك مسئول در نظام سياسي سكولار و غيرديني هستند. نميتوان در نظام ديني مسئوليت پذيرفت، لكن در حوزه فرهنگ بر مبناي تفكرات سكولاريستي، رويكردي مبتني بر ليبراليسم فرهنگي داشت. مسئولان حكومتي در نظام ديني، بايد همانطور كه در قبال زندگي دنيايي، امنيت، رفاه، آسايش و معيشت مردم دغدغه دارند و بايد با كار و تلاش شبانهروزي، اين نيازهاي اساسي زندگي مردم را تأمين نمايند، در قبال آخرت مردم هم وظيفه دارند؛ چرا كه دين، براي تأمين دنيا و آخرت به صورت توأمان است. حضرت علامه طباطبايي (ره) در تعريف دين در تفسير الميزان ميفرمايند: «دين روش ويژهاي در زندگي دنيوي است كه سعادت و صلاح دنيوي انسان را هماهنگ و همراه با كمال اخروي و حيات حقيقي جاوداني تأمين ميكند.»
بنابر اين مسئولان حكومتي و دولتمردان، بايد بدانند در قبال آخرت مردم مسئول هستند. بايد بدانند، همانطور كه وظيفه دارند رفاه مردم را تأمين كنند، وظيفه دارند تلاش كنند تا مردم بهشتي شوند و به جهنم نروند. با اين نگاه بايد به فرهنگ و مسائل فرهنگي توجه كرد. با اين نگاه بايد سياستها را در عرصه هنر و موسيقي، كتاب و نشر، مطبوعات، سينما، تئاتر و... اتخاذ كرد. با اين نگاه بايد به فضاهاي فرهنگي در محيطهايي چون آموزش و پرورش و دانشگاهها جهت داد.
تمامي نگرانيهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين سالها در حوزه فرهنگ، در يك نكته خلاصه ميشود و آن اينكه مسئولان آن هم در شرايط تهاجم فرهنگي دشمن، آن نگاه شايستهاي را كه بايد به جايگاه فرهنگ در نظام ديني داشته باشند، متأسفانه ندارند، معظم له در اين خصوص ميفرمايند: «اشكال برخي اين است كه اصل تهاجم گسترده جبهه قسم خورده عليه هويت اسلامي و هويت فرهنگي را با وجود نشانههاي آشكار نميبينند.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامي، بارها اعلام كردهاند كه نسبت به مسائل فرهنگي جامعه دغدغه دارند و بر اساس همين دغدغهها، در ديدار رئيسجمهور و اعضاي هيئت دولت در ماه مبارك رمضان فرمودند: «ضروري است در عرصه فرهنگي، سياستهاي نظام به درستي درك و اعمال شود.» معظم له در اين ديدار با تأكيد بر اينكه خطاها و اشتباهات فرهنگي به راحتي قابل جبران نيست، فرمودند: «هرگونه تغيير مسير فرهنگ از چارچوب نظام اسلامي، موجب بر هم خوردن انتظام فكري و هويت واقعي جامعه خواهد شد.»