انتخاب رئيسجمهور تركيه تا حالا از طريق پارلمان انجام ميشد اما اصلاحات چند سال پيش در قانون اساسي باعث تغيير اين رويه در تاريخ جمهوري تركيه شد. حالا مردم تركيه با رأي خود رئيسجمهور را تعيين ميكند كه اين موضوع به نوبه خود اتفاقي تاريخي است و قرار است اين اتفاق امروز (يكشنبه )10 اوت انجام شود. 50 ميليون واجد شرايط رايدادن امروز به پاي صندوقهاي رأي ميروند تا از سه گزينه رجب طيب اردوغان، نخست وزير و رهبر حزب عدالت و توسعه، اكملالدين احساناوغلو، نامزد مشترك احزاب مخالف و رئيس سابق سازمان همكاري اسلامي، و صلاحالدين دميرتاش، حقوقدان كرد و نامزد حزب دموكراتيك خلقها، يكي را انتخاب كنند.
مسئله فعلي اين است كه گزينه مردم از بين اين سه فرد كدام خواهد بود و با انتخاب او چه آيندهاي در پيش روي تركيه خواهد بود. در نگاه اول ميتوان هر سه نامزد را به عنوان نمايندهجريانهاي عمده در فضاي سياسي فعلي تركيه دانست. اردوغان به عنوان رهبر عدالت و توسعه جريان اسلامگرا و به بيان بهتر و دقيقتر، نوعثمانيگرا را طي بيش از يك دهه گذشته هدايت كرده كه توانسته در تمامي انتخابات اين دوره پيروز رقابت با ديگر احزاب باشد.
آخرين رقابت و پيروزي مربوط ميشود به آخر ماه مارس گذشته و انتخابات شهرداريها كه حزب او توانست حدود 46 درصد آرا را به دست آورد. در مقابل، احساناوغلو نماينده ائتلافي از احزاب مخالف است كه در رأس اين ائتلاف دو حزب جمهوري خلق و حركت ملي قرار دارند. اولي حزب چپ ميانه و دومي جريان ناسيوناليستي است كه در ائتلاف خود پشت سر فردي مذهبي قرار گرفتهاند. شايد اين ائتلاف و حمايت دو جريان چپ و ناسيوناليست از احساناوغلو كميعجيب به نظر برسد اما با توجه به رشته پيروزيهاي انتخاباتي عدالت و توسعه و شخص اردوغان چندان هم عجيب نيست.
ائتلاف و حمايت از احساناوغلو نشان ميدهد كه احزاب مخالف براي مقابله با اردوغان و شعارها و حركات اسلامگراي او متقاعد شدهاند تا به جاي حمايت از نيروهاي چپ و ناسيوناليست خود، به طور جمعي از فردي مذهبي حمايت كنند و اجازه ندهند گرايش مذهبي در جامعه تركيه يك سر به نفع اردوغان باشد. در واقع، اين ائتلاف ائتلافي است از سر ناچاري چراكه احزاب مخالف اين راه و انتخاب احساناوغلو را تنها چاره براي مقابله با اردوغان ميدانند تا آن كه به نحوي از رسيدن او به قدرت مطلقه در تركيه جلوگيري كنند.
سياستهاي مداخلهجويانه اردوغان در كشورهاي منطقه از جمله ليبي، مصر، سوريه و عراق و همچنين سركوب معترضان به تخريب پارك گزي و برخورد با رسانهها از جمله نشانههاي گرايش اردوغان به قدرت مطلقه است كه گوش شنوايي در برابر سخنان منتقدان خود ندارد و به جاي اين، تمايل دارد انتقادها را سركوب يا حداقل ناديده بگيرد. در اين بين، دميرتاش ميان دو جريان عمده مسير خود را انتخاب كرده بيشتر به علايق مليگرايانه وي در مورد كردهاي تركيه مربوط ميشود.
حزب دموكراتيك خلقها به همراه حزب صلح و آشتي از او حمايت ميكنند و توانستهاند حمايت چپگراها و بخشي از جامعه علوي تركيه را نيز به دست آورند. اين جريان بخش ديگري از فضاي سياسي تركيه را نشان ميدهد كه واكنشي است به تقابل حزب عدالت و توسعه با احزاب عمده ديگر اما مسئله اساسي اين است كه جريان مذكور و به خصوص فرد دميرتاش چندان شانسي براي پيروزي ندارد. مهمترين مسئله او در تأكيد شديدش بر مسئله كردها و نزديكي مواضعش به گروه پ ك ك ميباشد كه البته اين امر مد نظر احزاب حامي او نيز است اما يك وجه منفي جدي در انتخابات و جلب رأي است. جالب اينجا است كه دميرتاش به اقليت كرد زازا تعلق دارد و گويش كردي آنها با زبان كرمانجي، گويش اكثريت كردهاي تركيه، تفاوت دارد.
به طور خلاصه، انتخابات امروز بر اساس جبههبندي بين سه جريان عمده تركيه است تا آنكه صندوقهاي رأي تكليف اين جبههبندي را نشان دهد. نظرسنجيها شانس اردوغان را بيشتر از دو تن ديگر نشان ميدهد به نحوي كه نصيب او بين 50 تا 54 درصد از آرا خواهد بود و 35 درصد و كمتر از 10 درصد نيز نصيب دو نفر ديگر خواهد شد. اگر اين نظرسنجي درست باشد، اردوغان در همين دور پيروز خواهد شد و در غير اين صورت، او به همراه نفر دوم راهي دور دوم انتخابات در 24 آگوست خواهد شد كه نفر دوم به احتمال زياد احساناوغلو خواهد بود.
در نهايت، پيروزي اردوغان موجب ميشود او نخستين رئيسجمهور باشد كه با رأي مستقيم مردم به اين مقام رسيده است و همين امر نيز تا اندازهاي راه او را براي تغيير نظام سياسي تركيه از پارلماني به رياستي يا نيمهرياستي باز خواهد كرد. هدف اردوغان از رسيدن به رياست جمهوري همين تغيير است تا با افزايش قدرت رئيسجمهور هم به اين مقام قدرت بالاي اجرايي بدهد و هم اينكه قوه مجريه را از كنترل قوه مقننه خارج كند. شايد اين انتخابات اولين گام او در اين مسير باشد اما معلوم نيست كه بعد از اين چه پيش خواهد آمد و حزب اعتدال و توسعه خواهد توانست بعد از اين و با رياست فرد ديگري انسجام خود را حفظ كند تا او را در رسيدن به اين هدف كمك كند يا آن كه همانند احزاب روساي جمهور سابق تركيه دچار اضمحلال و فروپاشي خواهد شد.