
سينماي كودك، سينمايي است كه مخاطبان آن عمدتاً كودكان هستند؛ سينمايي كه بتوانند با آن همزادپنداري كنند و ضمن سرگرمي و داشتن لحظاتي مفرح و شاد، آموزش هم داشته باشند. تخيل يا فانتزى كودكانه از مشخصههاي سينماي كودك است چيزي كه آن را براي كودكان زيباتر و جذابتر ميكند. در كشورما، سينماي كودكان از پس از انقلاب به صورت جداگانه شكل گرفت بهصورتيكه دهه60 و اوايل دهه70 را بايد دوران طلايي سينماي كودك دانست اما متأسفانه هرچه به جلو آمديم دنياي ناب كودكانه در فضاي سينماي بزرگسالان كمرنگ شد و فيلمسازان رغبت كمتري براي كار كودك نشان دادند. مسعود آبپرور از جمله كارگردانان شناخته شده كشورمان است كه زماني براي كودكان آثار قابل توجه و زيبايي را درسينما توليد كرد ولي امروز از كار براي كودك فاصله گرفته و به سينماي بزرگسالان روي آورده است. گفتوگوي كوتاه ما را با كارگرداني كه او را باتجربه موفق «هوشسياه» و «قتل آنلاين»اش بيشتر ميشناسند تا آثار معروف سينماي كودكش بخوانيد.
شما دركارنامه كاريتان فيلمهاي «سفرجادويي» و« دره شاپركها» را داريد كه از جمله فيلمهاي رده سني كودكان و نوجوانان هستند، چطور شد كه از دنياي لطيف كودكانه به موضوعات پليسي روي آورديد؟
زمانيكه وارد اين حرفه شدم تز دانشگاهيام را درباره تخيل و فانتزي و نسبت آن با كودكان انتخاب كردم و دراين باره بهصورت تخصصي وارد شدم. آن زمان با همكاري بنياد سينمايي فارابي اساساً گروه كودك و نوجوان را به راهانداختيم و جرياني براي فيلمسازي كودك و نوجوان شكل گرفت كه خدا را شكر توفيق خوبي هم حاصل شد بهطوريكه در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 آثار پرفروش و خوبي درحوزه سينماي كودك و نوجوان داشتيم. مدير فارابي سيدمحمد بهشتي و داريوش نوروزي مدير گروه كودك و نوجوان بودند كه با همكاري آنها تدابيري و برنامههاي خوبي براي ورود به اين حوزه وجود داشت و ما هم سعي ميكرديم آنها را به خوبي اجرا كنيم. بعد از آنكه كمكم وارد حوزه سينماي حرفهاي شدم، با ساخت اولين كليپهاي ايراني در سال 74 پيش رفتم وكارهاي ماورايي و تلهفيلمهايي ساختم كه براي اولينبار در ايران توليد ميشد و درسال 84 هم فيلم سينمايي «قتلآنلاين» را ساختم كه نتيجه آن پروژه تلويزيوني«هوش سياه» شد. من قصد داشتم به تكنولوژي مدرن و دنياي جوانان ورود پيدا كنم براي همين وارد اين حوزه كاري در عرصه سينما شدم.
نميخواهيد دوباره به دنياي تخيلي و فانتزي كودكان برگرديد؟
من اگر بخواهم وارد حوزه نوجوان شوم لازم است تا كار رئاليستي انجام دهم زيرا اين نوع آثار با خانواده پيوند دارد براي همين نگاه واقعگرا و رئاليستي برآن حاكم است اما اگر بخواهم به دنياي كودكان بروم قطعاً بايد كاري تخيلي و فانتزي انجام شود و بهعنوان يك فيلمساز بايد تخيل را جايگزين تفكر كنم. اين همان چيزي است كه بايد از آن به حلقه مفقوده در سينماي كودك ياد كرد كه هميشه ناديده گرفته ميشود و متأسفانه بحث تخصصي در اين حوزه هم درحال حاضر وجود ندارد. كسي هم متولي اين جريان نيست. حتي ما يك نشريه تخصصي درباره فيلم كودك نداريم و فيلمساز براي كاركردن در اين حوزه احساس امنيتخاطر نميكند زيرا درمقابل او سرمايهگذار احساس امنيت و بازگشت سرمايه را ندارد بنابراين نياز به يك مديريت مدبر و منسجم و البته انساني از خود گذشته دارد تا وارد كار براي كودك شود.
حالا با اين اوصاف اگر چنين فضايي باشد شما بهعنوان فيلمساز حاضريد براي كودكان ريسك كنيد؟
از قرار در اين مصاحبه شما ميخواهيد از من تعهد كار براي كودكان را بگيريد درست است!
نه به اين صراحت ولي با توجه به اينكه سينماي كودك ما داراي ظرفيتهاي زيادي است متأسفانه هنوز به بلوغ نرسيده تا درسطح جهاني عرضاندام كند براي همين از افرادي مثل شما كه دستي بر آتش دارند انتظار بيشتر ميرود تا اين سينما را احيا كنيد.
بله، خب هميشه اگر قرار بوده هر كاري انجام بدهم سعي كردهام تا بدون درنظرگرفتن هيچ چيز ديگري كارم را درست انجام بدهم و بالاترين و بيشترين توانم را براي يك كار خوب بگذارم بهخصوص اينكه كاري براي كودك باشد من كار را با عشق و علاقه ميپذيرم براي اينكه دوست دارم وارد دنياي كودكانه آنها شوم و اثري توليد كنم ولي همانطوركه گفتم اساساً پرداختن به سوژههاي تخيلي كودكانه هزينه بالايي دارد كه فعلاً شرايط آن نيست.
در مقطعي در دهه 60 و 70 آثار خوبي براي كودكان داشتيم اما در همان زمان بهجاي رشد، متوقف شد چرا هنوز بستر توليد و توسعه فيلمسازي كودك در كشورمان رشد نكرده است؟
همه اينها به دليل بالا بودن هزينههاي كار است و اينكه سرمايههاي چنين توليداتي توجيه نشدهاند تا كسي بخواهد وارد كار در اين حوزه بشود يا سرمايهگذاري كند.
اما چرا فيلمهاي كودكان در دنيا فروش خوبي دارند و حتي يك انيميشن كودكانه ميتواند باعث رونق صنعت گردشگري كشوري شود؟
بله، پرواضح است كه منظور شما از دنيا همان هاليوود است. براي هاليووديها اين صنعت سينمايي يعني سينماي كودك براي آنها جا افتاده و فراگير شده است مانند ساير حوزههاي فيلمسازي به آن نگاه ميكنند و جايي براي خودش باز كرده است بهگونهاي كه تكليف آن روشن است بنابراين اگر هم از سرمايهاي براي كارهاي كودك استفاده شده است مطمئن هستند كه خروجي خوبي به دنبال دارد ضمن اينكه محصول كار فرهنگي و هنري است، يك فرايند توليد هم در آن تعريف ميشود؛ اين فرايند به خوديخود بازخورد و بازگرداندن سرمايه اوليه را به همراه دارد كه تضمينكننده آثار و توليدات بعدي فيلمساز كودك است. براي همين به اعتقاد من بايد گردش كاري اصلاح شود تا ما هم بتوانيم از سرمايهگذاري در چنين پروژههايي براي كودكان و نوجوانان به توفيقات خوبي برسيم و من فيلمساز براي ورود به اين حوزه نگران نباشم.
در حال حاضر مشغول توليد چه سريالي هستيد؟
دو فيلمنامه تحت نظارت من نوشته ميشود كه حال و هواي آنها شبيه ساختههاي پيشين من است. البته تجربههاي گذشته در اينجا به كمك من و همكارانم آمده و حاصل كار بهتر و پختهتر از آثار قبلي خواهد بود. يكي از اين سريالها براي سازمان صدا و سيما توليد ميشود و اثر ديگر در خارج از اين سازمان توليد خواهد شد. اميدوارم يكي از اين سريالها تا پايان فروردين ماه سال 93 ساخته شود تا بتوانيم توليد سريال بعدي را از ارديبهشت سال آينده آغاز كنيم. مجموعه 13قسمتي به نام «زخم» با تهيهكنندگي محسن علياكبري، مجري طرح و مدير توليد حسن نجاريان و نويسنده متن سيدسعيد رحماني است و موضوع سناريو ملودارم اجتماعي است كه به زندگي مشاوران و مددكاران كلانتريها ميپردازد و قرار است به مناسبت هفته نيروي انتظامي در مهرماه از تلويزيون پخش شود.
آيا قصد نداريد مجموعه پليسي و اكشن« هوش سياه» را ادامه بدهيد؟
به نظرم مجموعه تلويزيوني«هوشسياه» ظرفيت ادامه كار تا 100 قسمت را دارد كه بتوان در قالب همين كاراكترها موضوعاتي را دنبال كرد. طرحها و ايدههاي زيادي براي اين مجموعه درنظر دارم ولي خب با تهيهكننده فعلي التزامي براي كار ندارم تا ببينيم انشاءالله درآينده چه ميشود.
به عنوان يك فيلمساز بزرگترين آرزوي شما چيست؟
اميدوارم سينماي ما بتواند جامعه و مسائل و موارد مربوط به جامعه را درك كند و به لحاظ فكري و خلقي به نقطهاي برسيم كه از خبث طينت و تنگنظري دست برداريم، به هم دروغ نگوييم و فضايي براي پيشرفت جامعه ايجاد كنيم. بزرگترين آرزويي كه دارم ديدن پيشرفت و ارتقاي كشورم است.