کد خبر: 652664
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۶:۰۴
گفت‌وگوي «جوان» با همرزم شهيد ايرج رستمي به مناسبت 31 خرداد سالروز شهادت او
امام خامنه‌اي در وصف شهيد رستمي فرموده‌اند: «ديدم سرتاپايش گل‌آلود است؛ اين پوتين‌ها گل‌آلود، بدنش خاك‌آلود، صورتش خسته، ريشش بلند؛ اما چهره را كه نگاه كردم، ديدم مثل ماه مي‌درخشد؛ نورانى بود.
صغري خيل‌فرهنگ

 

 روزهاى قبل، من اين حالت را در او نديده بودم. رفته بود در يك منطقه‌ عملياتى، آنجا فعاليت زيادى كرده بود؛ حالا آمده بود، مي‌خواست گزارش بدهد. او بعد از چندى هم به شهادت رسيد. ارتشى بود، اما آمده بود بسيجى وارد ميدان شده بود؛ فعاليت مي‌كرد، مجاهدت مي كرد».

شهيد ايرج رستمي فرمانده دلاور منطقه دهلاويه در سحرگاه 31 خرداد ماه 1360 به درجه رفيع شهادت نائل آمد. درحالي كه دكتر چمران از شهادت همسنگر و فرمانده دلاورش به شدت اندوهگين شد، گفته بود: «خدا رستمي را دوست داشت و بُرد. اگر ما را هم دوست داشته باشد مي‌بَرد» اما خدا او را نيز دوست داشت، شهيد چمران تنها چند ساعت بعد در همان مكاني كه شهيد رستمي به شهادت رسيده بود، مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و به شهادت رسيد. آنچه در پي مي‌آيد گفت‌وگويي است با حسن منوري‌شاه‌حسيني همرزم شهيد ايرج رستمي كه به بهانه برگزاري بزرگداشت اين شهيد بزرگوار و همچنين همرزش شهيد چمران به تاريخ 31 خردادماه 93 در بجنورد به همت اداره كل حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس خراسان شمالي تقديم حضورتان مي‌شود.

سرواني كه عاشق چمران شد

حسن منوري‌شاه‌حسيني يكي از رزمندگان داوطلبي بود كه به محض آغاز ناآرامي‌هاي غرب در اوايل انقلاب راهي شد و اولين گام‌هاي حضورش در جنگ و جهاد را از سال 1358بر‌داشت. دوست و همرزم شهيد رستمي از اولين‌ روزهاي آشنايي‌اش با شهيد ايرج رستمي ‌مي‌گويد: شهيد رستمي يكي از مردان مبارز تيپ هوابرد شيراز بود. بعد از اينكه ما محاصره پاوه را شكستيم و به سردشت رفتيم، او به همراه تيپ‌هاي ارتش براي انجام عمليات يك ماه يا دو ماهه در پادگان سردشت به ما ملحق شدند. اما رستمي بعد از اتمام مأموريتش در سردشت، ديگر حاضر نشد همراه تيپ خودش بازگردد. او كه آن زمان درجه سرواني داشت، به شدت مجذوب شهيد چمران شده بود.

به اين ترتيب ايرج رستمي دلاور‌مرد ارتشي، درجه‌هاي خود را در‌آورد تا همچون ما داوطلبانه در ميدان نبرد حاضر شود و براي ادامه مبارزه به جمع ياران شهيد چمران پيوست. به نيروهاي مردمي كه در اطراف شهيد چمران بوه و جذب ايشان شده بودند، گروه جنگ‌هاي نامنظم مي‌گفتند. هر گروه متشكل از يازده داوطلب رزمنده بود. دو نفر تك تير‌انداز و دو نفر آر‌پي‌جي‌زن داشت كه همگي به سبك چريكي و مبارزه در جنوب لبنان مي‌جنگيديم. شاه حسيني در ادامه مي‌افزايد: بعد از آزادسازي سردشت و تحويل شهر به ساير رزمندگان، به اتفاق شهيد رستمي و 38 نفر ديگر راهي جنوب شديم. آنجا هم جنگ پارتيزاني، چريكي بود.

جنوب و آغاز جنگ

وقتي در اهواز استقرار يافتيم. دقيقاً هفت روز بعد بود كه امام خامنه‌اي به همراه رئيس دفترشان سرهنگ سليمي به جمع رزمندگان و جهادگران پيوستند. در اين زمان ايرج هم همراه ما بود. او نيرويي معتقد، بسيار فعال، خوش‌برخورد و در عين حال جدي و با جذبه بود. او از همان اولين روزهاي همراهي‌اش با گروه شهيد چمران و ستاد جنگ‌هاي نامنظم در همه عمليات‌ها شركت فعالانه داشت. من همواره همراه ايشان بودم و توفيق همرزمي با ايشان نصيبم شده بود. من در خدمت ايشان بودم و از تجربيات و تخصص ايشان نهايت استفاده را مي‌كردم. تجربه نظامي او به دليل و آموزش‌هايي كه در ارتش سپري كرده بود بسيار بالا بود.

دفتر خاطرات

دفتر خاطرات شاه‌حسيني را كه ورق مي‌زنيم تنها رشادت و دلاوري شهيد ايرج رستمي برايمان مرور مي‌شود. او با برگشت به خاطرات خطه كردستانات مي‌گويد: «در سردشت به من و ايرج رستمي مأموريت داده شد تا دو انبار مهمات را كه متعلق به كومله‌هاست منهدم كنيم. دو تيربار روي بلندي‌هاي ارتفاعات اطراف انبار وجود داشت كه راه ما را بسته بود. رستمي به من دستور داد كه يكي از آن تير‌بارها را سا‌كت كنم و خودش هم به سراغ تير‌بار ديگر رفت.

دم‌دم‌هاي صبح بود كه حركت كرديم اما يكي از نگهبانان كه براي تهيه چاي بلند شده بود شهيد رستمي را ديد و تيري به ران پاي ايشان زد و رستمي مجروح شد، اما در همان حال توانست آن نگهبان را به هلاكت برساند، به لطف خدا عمليات انهدام انبار مهمات به خوبي انجام شد. رستمي هم بعد از كمي درمان با عصا در ميان رزمندگان در خوزستان حضور يافت.»

تشكيل ستاد جنگ‌هاي نامنظم

شهيد رستمي به همراه دكتر «چمران» ستاد جنگ‌هاي نامنظم را در جبهه‌ جنوب تشكيل داد كه مسئوليت آن از سوي دكتر «چمران» بر عهده شهيد «ايرج رستمي» گذاشته شد. با شكل‌گيري ستاد جنگ‌هاي نامنظم و طرح‌ريزي چندين عمليات در منطقه، ضربات سختي به دشمن وارد آمد. همرزم شهيد رستمي در ادامه مي‌افزايد: شهيد چمران دستور داد يك اردوگاه براي آموزش نيروهاي مردمي در اهواز تشكيل بدهيم. من و شهيد رستمي مأمور انجام اين كار شديم و در پنج كيلومتري مسجد سليمان به نام دره خزينه آموزشگاه را راه‌اندازي كرديم و در آن براي آموزش از نيروهاي مردمي در زمينه استفاده از تجهيزات و اسلحه و آر‌پي‌جي و... ثبت نام كرديم.

حكم مأموريت من از طرف شهيد رستمي امضا شد كه همچنان در ميان خاطراتم باقي مانده، هر چند اين حكم مأموريت مندرس شده اما همچنان براي من با‌ارزش است و يادآور بهترين همرزم و دوست دوران دفاع مقدسم است.

جبهه دهلاويه

در جريان هجوم دشمن به سمت سوسنگرد، رزمندگان ستاد جنگ‌هاي نامنظم، دهلاويه را كه روستايي است در غرب سوسنگرد خط مقدم خود قرار دادند.

مدافعان دهلاويه 10 روز سرسختانه در برابر دشمن مقاومت كردند تا اينكه در 24 آبان 1359 دشمن با اشغال دهلاويه خود را به سوسنگرد رساند. پس از آن براي آزاد‌سازي روستاي دهلاويه عملياتي در ساعت 4 و 30 دقيقه بامداد 26/03/1360 با تلاش يك گردان از نيروهاي سپاه و ستاد جنگ‌هاي نامنظم به فرماندهي شهيد «ايرج رستمي» از دو محور روستاي دهلاويه انجام گرفت و منجر به آزادي منطقه و عقب راندن دشمن تا يك كيلومتر شد. اما در نهايت در بامداد روز 31 خردادماه 1360 در حالي كه شهيد «ايرج رستمي» و همرزمانش درگيري سختي با دشمن بعثي داشتند بر اثر اصابت گلوله توپ دشمن در منطقه دهلاويه هنگام اذان صبح به درجه رفيع شهادت نائل شد. ساعتي بعد زماني كه شهيد چمران از موضوع مطلع شدند براي معرفي جانشين ايشان به سمت دهلاويه حركت كردند. چمران با شنيدن خبر شهادت دوستش گفته بود: «خدا «رستمي» را دوست داشت و برد، اگر ما را هم دوست داشته باشد مي‌برد». اين دوري زياد طول نكشيد و شهيد «چمران» در نيز همان محل شهادت شهيد «ايرج رستمي» با اصابت گلوله خمپاره 60 به شدت مجروح شد كه در حين انتقال به بيمارستان به شهادت رسيد و به هم‌سنگر خود پيوست.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۳/۳۱
0
0
چمران مبارزی جهانی بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار