از اين رو چند صباحي از پيروزي انقلاب نگذشته بود كه عدهاي از تشكلهاي دانشجويي با راهنمايي شهيد بهشتي طرحي موسوم به «جهاد براي سازندگي روستاها» را تقديم حضرت امامخميني(ره) كرده، ايشان نيز با توجه به گزارشهايي كه از محروميت مناطق عموماً روستايي دريافت داشته بودند، در بيست و هفتم خردادماه 58 تشكيل جهاد سازندگي را اعلام ميكنند.
تقي امانپور از اعضاي مؤسس جهاد در اين خصوص ميگويد: «جمعبندي نهضت دانشجويي اين بود كه جوانان بايد به كمك بشتابند و روستاها را دريابند. بنابراين طرح خود را به عنوان جهاد سازندگي تقديم امام(ره) كردند و امام (ره) در 28 ارديبهشت 1358 آن را تأييد كردند و به قول شهيد بهشتي، امام با ديدن اين طرح بال درآوردند.»
به اين ترتيب جهاد سازندگي با همت همان جواناني شكل گرفت كه براي پيروزي انقلاب اسلامي بيشترين تلاش را كرده بودند. اما درست چند ماهي از تأسيس جهاد سازندگي نگذشته بود كه حوادثي چون سيل خوزستان باعث شد تا توجه جهاديها به اين استان جلب شود. گويي بلاياي طبيعي نقش جنود الهي را ايفا كنند، حضور و فعاليت جهادگران در خوزستان با جنگ تلاقي يافت و آمادگي آنها براي مقابله با دشمن را دو چندان ساخت.
جهاد پشتيباني و مهندسي جنگ
دامنه جنگ تحميلي از همان روز اول به قدري وسيع بود كه تقريباً پنج استان مرزي كشورمان با عراق را تحت تأثير خود قرار داده بود، غافلگيري نيروهاي كشورمان به اندازهاي بود كه تنها در هفتههاي اول جنگ، دشمن توانست حدود 17 هزار كيلومتر از خاك كشورمان را به اشغال خود درآورد. هرچند كه بخش عمده اين غافلگيري به دليل تحليلهاي غلطي بود كه در برخي از ردههاي نظامي در خصوص عدم جدي بودن حمله دشمن به كشورمان عنوان ميشد.
به هر روي واكنش ملت ايران در برابر اين حمله ناجوانمردانه ايستادگي در برابر دشمن ولو با كمترين امكانات بود. بر همين اساس جهاد سازندگي كه به نوعي نقش بازوي نهادهاي دولتي براي رفع محروميتها را برعهده داشت، با وقوع جنگ تحميلي عزم خود براي حضور در جبههها را البته با نام «جهاد پشتيباني و مهندسي جنگ» جزم كرد. لذا تنها 15 روز از تجاوز دشمن نگذشته بود كه اولين اكيپهاي جهادي از سراسر كشور را به سوي جبهههاي غرب و جنوب اعزام و در خطوط مقدم جبهه و پشت جبهه مستقر كرد.
با توجه به اينكه در اوايل شروع جنگ تحميلي هنوز ارتش به ساماندهي ايدهآل خود دست نيافته و سپاه نيز همچنان با كارشكنيهاي دولت بنيصدر دست و پنجه نرم ميكرد، تجربه لازم براي رويارويي با ارتش بعث كه از ماهها و شايد سالها قبل خود را آماده تجاوز به كشورمان كرده بود، وجود نداشت. لذا اولين اقدام جهاد سازندگي پشتيباني و حمايت از رزمندگاني بود كه با كمترين امكانات در برابر دشمن متجاوز ايستادگي ميكردند. البته در اين شرايط كه هنوز نيروهاي نظامي كشورمان از شوك اوليه هجوم دشمن خارج نشده بودند، خدمات جهاد سازندگي نيز در مراحل اوليه قرار داشت و بيشتر به اقدامات لجستيكي و پشتيباني محدود ميشد. اما با شروع سال دوم جنگ و كنار رفتن بنيصدر و اتحاد بيش از پيش سپاه و ارتش، تمهيد عملياتهاي بزرگتر و موفقتري انديشيده شد و به اين ترتيب جهادسازندگي نيز برآن شد تا نقشهاي بزرگتري را ايفا كند.
عمليات ثامنالائمه و مهندسي موفق جهاد
عمليات ثامنالائمه را ميتوان اولين عمليات بزرگ و البته موفق كشورمان عليه متجاوزان قلمداد كرد كه درست در روزهاي آغازين سال دوم جنگ به وقوع پيوست. طي اين عمليات شهر استراتژيك آبادان از محاصره دشمن خارج شد و از سوي ديگر ثامنالائمه(ع) نقطه آغازي بود بر دوران طلايي و موفق ضد حملات رزمندگان كه طي آنها تقريباً اغلب مناطق متصرفي كشورمان آزاد شده و نيروهاي ايراني به مرزهاي بينالمللي با عراق رسيدند.
اما با توجه به تغيير شيوه رزم نيروهاي كشورمان، جهاد پشتيباني از جنگ نيز سعي كرد تا پاسخگوي نيازهاي وقت باشد. به اين ترتيب اولين تك بزرگ كشورمان يعني ثامنالائمه، صحنهاي براي آزمودن جدي بچههاي جهادي شد. مرتضي ممويي از اعضاي مؤسس جهادسازندگي در آبادان در اين خصوص ميگويد: «تقريباً 40 روز قبل از عمليات به ما آمادهباش دادند. چون من مسئوليتي در جهاد داشتم ميدانستم كه اوضاع از چه قرار است اما به عموم نيروها خيلي اطلاعات داده نميشد. در طول اين مدت هم ما براي رزمندگان اين سوي حصر سنگرهايي را ساخته بوديم. كارهاي پشتيباني هم به طور مخفيانه انجام ميگرفتند و حتي زير زمين هتل بزرگ شهر به عنوان انبار پشتيباني و مهمات در نظر گرفته شده بود.»
در آن سوي حصر نيز ساخت پل بشكهاي بر روي رودخانه بهمنشير يكي از ابتكارات رزمندگان جهادسازندگي بود كه كمك عمدهاي در شكست دشمن ايفا كرد. اما ثامنالائمه(ع) تنها شروعي براي حركتهاي خيرهكنندهاي بود كه جهاديها تا پايان دفاع مقدس در پيش داشتند.
زمستان 62، پل خيبر
پس از شكست حصر آبادان، نوبت به تكهاي بزرگتري چون عمليات طريقالقدس (آزادسازي بستان)، فتحالمبين (آزادسازي شمال خوزستان) و همچنين اليبيتالمقدس و آزادسازي خرمشهر رسيد. علاوه بر آنكه طي اين عملياتها نيز مهندسي جهاد با كسب تجارب ارزندهاي كه در ميادين جنگ به دست آمده بود، خود را آبديدهتر ساخت، (چنانچه در فتح خرمشهر بار ديگر شاهد ايجاد پلهايي روي كارون بوديم) شيوه رو به جلوي نيروهاي كشورمان باعث ميشد تا نيازهاي جديدي در جبهههاي جنگ احساس شود.
از اين پس به دليل اينكه رزمندگان همواره در صدد پيشروي به خطوط دشمن بودند، نياز به ايجاد خط پدافندي در مناطق فتح شده باعث شد تا صداي بلدوزرهاي بچههاي جهادي، نوايي گوش آشنا براي تمامي رزمندگان شود كه شاهد بودند چگونه سنگرسازاني بيسنگر براي محافظت از آنها و ايجاد خطوط دفاعي، جان خويش را بيمحابا به مخاطره مياندازند.
اما پس از قفل شدن جبههها كه در شرايط پس از عمليات اليبيتالمقدس به وجود آمد و طي آن نيروهاي دشمن استراتژي بسته دفاعي اتخاذ كردند، شرايطي پيش آمد كه فرماندهان را برآن داشت با تجميع نيروي انساني و تجهيزاتي، هر سال يك عمليات بزرگ را انجام دهند. «خيبر» اولين عمليات بزرگ سالانه بود كه در زمستان سال 62 انجام شد. اما منطقه عملياتي آن كه بخش اعظمش در هور بود، به دليل پوشش گياهي خاص و همچنين وجود آبراههها در ميان نيزارهاي هور باعث ميشد تا نياز به خدمات مهندسي جنگ بيش از پيش احساس شود. از اين رو تاريخ نبردهاي جهان در همين عمليات خيبر شاهد ابتكار و ايجاد پلي شناور به طول 30 كيلومتر بود كه به دليل سبك بودن مواد تشكيلدهندهاش، به صورت شناور روي آب معلق ميماند و نيروها و حتي ادوات نسبتاً سنگين از روي آن عبور ميكردند. ساخت چنين پلي به واقع ابتكاري از سوي جهادگران بود كه همگان را به شگفتي واداشت.
دو سال پس از اين عمليات نيز بار ديگر تاريخ جهان شاهد مهندسي عظيمي در جنگ بود كه با ايجاد پل بعثت بر روي رودخانه وحشي اروند، ميسر شد و اين پل دو طرف اين رود پرتلاطم را به هم وصل كرد. تنها با رام شدن اروند بود كه رزمندگان توانستند خطوط متصرفي خود در شهر آزاد شده فاو عراق را تثبيت بخشند.
به هر روي جهادسازندگي با همه خدمات خود چه در دفاع مقدس و چه در بعد سازندگي و آبادگري در سال 79 و با تصميم سياسي و نابخردانه مجلس ششم در وزارت كشاورزي ادغام شد. امري كه باعث شد روند رو به رشد اين نهاد انقلابي تعطيل شود. اما با تشكيل بسيج سازندگي به فرمان مقام معظم رهبري در همان سال 79، جهادگران همچنان خط سير آبادگري خود را ادامه ميدهند.