ابوي ميگويد: بدو برو آن چسب زخم را بياور. دوا گُلي هم بياور، چرك ميكند خداي نكرده!
ميگويم: زمين خوردهايد؟ كجايتان زخم شده كه من نميبينم؟ شما كه سالم و سر حاليد؟
ميگويد: نه! ميخواهم برسانم به زنگنه كه او يواشكي بدهد به شعري مقدم!
ميگويم: گلاويز شدهاند؟ دعوا بوده؟ چاقو و چاقوكشي و اين حرفها؟ در حد جام جهاني؟ نكند روي تيمها شرط بسته بودهاند!
ميگويد: نه! مديرعامل شركت ملي صنايع پتروشيمي ايران گفته در صنعت پتروشيمي بيش از ۳۰ ميليارد دلار پروژه زخمي شده داريم كه روند اجراي آنها آغاز شده و توقف توسعه آنها امكانپذير نيست. خودماني ترش اينكه عين اره ميماند.كه در رفت و برگشت ميبرد!
ميگويم: هر زخمي را كه نميشود پانسمان كرد. لابد اين هم دواي دردش گذشت زمان است. ميگويد: اين را ديگر چه كسي يادت داده. حرف اشتباهي است دوباره جايي تكرارش نكني، به تو و جد و آبادت ميخندند.
ميگويم: فرهاد نيلي گفته نبايد انتظار وصول عيني مطالبات بانكي را داشته باشيم زيرا با گذشت زمان ارزش پول آن كاهش يافته است درست مانند چكي كه وقتي از زمانش ميگذرد ارزش آن كم ميشود. بستر رقابت فراهم شود، مفسدان را به قوه قضائيه تحويل خواهيم داد. ميگويد: عجب! پس يعني برويم از اين به بعد براي بانكها شرخري هم بكنيم. اينها اقتصاددانند؟ يارو پول گرفته و باز پس نداده، سود كه نميدهد هيچ، كمتر از مبلغ دريافتي را از او بگيريم؟ پناه بر خدا!
ميگويم: خب براي بعضيها اينجا هنوز كويت است. هر چند ديگر خود كويت، كويت نيست! ميگويد: يعني چه؟ نكند شيب حذف يارانه و افزايش قيمت را به كويت هم صادر كردهايم؟ اپيدمي شده؟
ميگويم: اين يكي را خوب آمديد. بله! وزير نفت كويت برآورد كرده كه حذف يارانه سوخت باعث صرفهجويي يك ميليارد دلاري در پرداخت يارانه آن كشور خواهد شد. دولت كويت هر سال در مجموع حدود 18 ميليارد دلار به پرداخت يارانه اختصاص ميدهد.
ميگويد: باباجان اول بايد مثل ايران فرهنگسازي كنند. همينطوري كه نميشود شب بخوابند و صبح قطع كنند. آب خوردن كه نيست.
ميگويم: پس شما هم فهميديد آب معدني گران شد؟
ميگويد: آب معدني هم؟ در اين تابستاني؟ مگر لولهاش از وسط وزارت نيرو ميگذرد؟ ميگويم:سازمان حمايت با هدف دفاع از حقوق مصرف كنندگان و تعامل با دولت در اجراي بهينه فاز بعدي هدفمندسازي يارانهها تنها با افزايش ميانگين 20 درصدي آب معدني موافقت كرده يعني 800 تومان بدهيد يك بطري ميگيريد. خنكش 1000 تومان و تگرياش...
ميگويد: برو آن چسبت را بياور. از خير زخم نفتيها گذشتم. ميخواهم بزنم به دهانم تا حرف اضافه نزنم و باعث نشوم كه تو هي اين اخبار اغواكننده را بر سرم آوار كني. ميگويم: نميآورم. اين كار سمبليك است و شما را به دردسر مياندازد. بطري خالي آب معدني هست بياورم؟
ميگويد: تو هم اين آخر عمري ما را گرفتهاي؟ بطري ميخواهم چكار؟
ميگويم: از شير آب خانه، پر آبش ميكنيم. ميبريم بيرون، ميفروشيم و سود ميكنيم. ميگويد: فكر ميكني ارزانتر از آب در ميآيد؟
ميگويم: به عقل من شك داريد؟ ابوي خندهاش ميگيرد. من هم ميخندم. خانه ما در خنديدن مثل كويت است. خدا به شما خواننده عزيز هم خنده بدهد. اصلاً همه روي آب بخنديد...