اينكه پازل اكران عيدفطر در حالي چيده شده كه هيچ نامي از «شيار143» فيلم مردمي جشنواره در آن به چشم نميخورد به شدت عجيب است و غيرمنصفانه! عجيب از آن جهت كه كمترين حق فيلمي كه سيمرغ مردمي جشنواره را گرفته، اختصاص زماني مناسب براي اكران آن است و غيرمنصفانه از آن جهت كه فيلمهايي كه حتي در ميان 10 فيلم ابتدايي آراي مردمي جشنواره نبودند، توانستهاند با لابيهاي قدرتمند تهيهكنندگانشان با برخي ارگانهاي دولتي سينمايي، اكرانهاي نوروز و عيدفطر را بگيرند اما «شيار143» با تهيهكنندهاي به شدت مستقل و مخلص كه سعي ميكند درستكاري را فداي زدوبندهاي پشت پرده نكند، نه توانست به اكران نوروز برسد و نه به اكران عيدفطر.
محمدحسين قاسمي، تهيهكننده اين فيلم در هفتههاي اخير سعي زيادي كرد كه به شيوههاي كاملاً قانوني و از طريق پخشكننده فيلمش شرايطي را براي اختصاص اكران عيدفطر فيلمش به دست آورد اما متأسفانه بهرغم قول و قرارهاي اوليه كه به قاسمي داده شده بود، در روزهاي گذشته آب پاكي را بر دست وي ريختند و به او گفتند كه فيلمش نيازي به اكران عيدفطر ندارد. همين نامراديها بود كه باعث شد قاسمي نيز در يادداشتي بلندبالا از آنها كه با وعدههاي سر خرمن شرايط را در جهتي پيش بردهاند كه اكران مناسب به «شيار143» نرسد، گلايه كند. قاسمي يادداشت خود را كه عنوان «نيمه مربيان يا نيمه...» بر پيشاني دارد، چنين آغاز كرده است: «اين روزها تب فوتبال داغ شده تا حدي كه حال و روز سينما و فيلم ما هم به نوعي فوتبالي شده. انگاري جشنواره و حضور در آن و كسب نتايج توسط فيلم «شيار 143» يك نيمه از بازي تمامعيار فيلم در عرصه سينماي ايران بوده و هنوز نيمه دوم آن كه به نوعي حيات فيلم نيز به آن بستگي دارد بلاتكليف است؛ نيمه دومي كه براي مربيان است.»
اكران نوروز به فيلمهايي رسيد كه...
وي سپس به ماجراهاي انتخاب پخشكننده براي فيلمش و البته از دست دادن اكران نوروز اشاره كرده است: «روزهاي پس از جشنواره بود و درخواستهاي متعدد پخشكنندهها و با «فيلميران» به عنوان يكي از قدرتمندترين پخشكنندگان فيلم قرارداد بسته شد. در گام نخست مهمترين دغدغه، زمان اكران فيلم بود و عيد نوروز به عنوان پيشنهاد اوليه مطرح شد. اين پيشنهاد به همان راحتي كه مطرح شد به همان آساني نيز كنار گذاشته شد و اكران عيد نوروز به فيلمهايي رسيد كه از قبل، اكران نوروز به نامشان خورده بود.»
قاسمي درباره وعده آنها كه اكران نقد نوروز را از وي گرفته و اكران نسيه عيدفطر را پيشنهاد دادند، اضافه كرده است: «بسياري از دوستان و مسئولان قول همكاري براي بهترين زمان اكران سال، بعد از نوروز را دادند و گفتند اكران عيد فطر پيشروست و خيالتان راحت، تمام قد كنارتان هستيم و بر همين اساس برنامههاي خود را براي اكران عيد فطر تنظيم كرديم و كار شروع شد. اما انگار شروع نشده بود و ما خيال ميكرديم شروع شده است. هر چقدر ما پيگيرتر و صريحتر بوديم، جوابها گنگتر بود. بعدها فهميديم باز در مسيري ما را قرار دادهاند كه زمان را از دست بدهيم تا فرصت تصميمگيري نداشته باشيم.»
سرگروه ميخواهيد چكار؟ برويد و آزاد اكرانش كنيد
جالب اينجاست دوستاني كه همه چيز از توليد گرفته تا اكران را براي خود ميخواهند وقتي در برابر سماجت قاسمي براي گرفتن اكران عيدفطر قرار ميگيرند، ميگويند «شيار143» نياز به سرگروه ندارد!!! قاسمي در اين باره اظهار كرده است: «بارها به ما گفتند فيلم شما نياز به سرگروه ندارد و برويد به طور آزاد اكرانش كنيد. فيلمي كه بهترين فيلم از نگاه مردم در جشنواره فجر بوده نياز به سرگروه ندارد! آنقدر اين حرف را با آرامش خاطر ميگفتند كه گويي در ذهن خودشان چنين سرنوشتي براي اين فيلم متصور بودند. فيلم در چند سينماي اندك به نمايش درآيد و همين. فيلم را در مسيري حركت دهند كه مخاطب به آن دسترسي نداشته باشد و اين بلاتكليفي هنوز ادامه دارد و زمان اكران آن وابسته شده به اينكه فيلمي از گردونه رقابت اكران عيد فطر خارج شود و از پرده پايين بيايد تا فيلم «شيار 143» بر پرده سينماهاي ايران نقش ببندد.»
قاسمي با تصريح واهمههايش براي زمين زدن «شيار143» يادداشت خود را پايان داده است: «بيشتر از اين واهمه دارم مسيري را كه با خون دل از سال گذشته در آن حركت كردهايم، به پايان نرسانيم. شرمندگياش براي من ميماند كه نماينده خوبي براي نسلي كه رمز ماندگاريمان شدند، نبودم.»
وقاحت تا كجا؟
اينكه چطور ميشود فيلمي كه بعد از نمايش در جشنواره، ارگانهاي مختلف دولتي و شبه دولتي براي پز دادن با آن سر و دست ميشكستند و اغلب هم به دروغ آن را محصول برنامههاي خويش ميدانستند حتي نميتواند زماني مناسب براي اكران پيدا كند را بيش از پيش بايد برآمده از همان مافيايي دانست كه سالهاست بر اكران سايه انداخته! همان مافيايي كه اتفاقاً از سوي برخي چهرههاي وابسته به ارگانهاي دولتي حمايت ميشود و در همه اين سالها سعي كرده با توزيع بهترين زمان اكران ميان آثار فرمايشي شرايطي را فراهم كند كه تهيهكنندگان مستقل حتي از اينكه با پول توي جيب خود براي سينما هزينه كردهاند، پشيمان شدند و آرام آرام جا را براي تركتازي همهجانبه اين مافيا خالي كنند. اين جريان ناسالم آن قدر وقيح شده كه به راحتي به تهيهكننده فيلم مردمي جشنواره پيغام ميدهد كه تو را چه نياز به سرگروه! برو و فيلمت را بدون سرگروه و نهايتاً با پنج سينما اكران كن.
جل الخالق! فيلمي كه باعث شد حين جشنواره در اغلب سالنهاي سينماهايي از آزادي و استقلال، آفريقا و پرديس ملت گرفته تا ماندانا، پرديس زندگي و پرديس شكوفه حتي جاي سوزن انداختن نباشد نيازي به سرگروه ندارد! چرا؟ چون فرزند فلان تهيهكننده به مدد حمايت همهجانبه پدر و البته ارگاني دولتي كه بخش عمدهاي از سبد سينماهاي كشور را در اختيار گرفته از مدتها قبل اكران عيدفطر فيلم اولش را در بهترين سرگروه سينمايي شهر به نام خود سند زده و بقيه بايد بروند سراغ غازچراني!
چرا؟ چون فلان فيلم به شدت ضدمخاطب و سياهنمايانه وابسته به فلان ارگان متنفذ دولتي حتماً بايد در عيدفطر روي پرده برود. چرا؟ چون فلان تهيهكننده كه در همه سالهاي گذشته ژست اپوزيسيون ميگرفت و البته اخيراً معلوم شد كه حتي فيلم آخرش را هم با بودجه فارابي ساخته(!) براي عيدفطر، فيلم دارد و فيلم ايشان كه حتي در جشنواره هم نبوده ارجح است بر فيلم مردمي جشنواره!