در حالي كه انتظار ميرفت بعد از برگزاري موفقيت آميز انتخابات پارلماني عراق كه با مشاركت گسترده مردم و «نه» بزرگ آنها به تروريستها همراه بود اوضاع امنيتي در اين كشور بيش از پيش بهبود يابد اما متأسفانه در چند روز گذشته حملات و به خصوص پيشرويهاي گروه موسوم به امارت اسلامي عراق و شام (داعش )در مناطق مختلف اين كشور، به خصوص در مناطق سني و كردنشين ديگر مسائل اين كشور را تحت الشعاع قرار داده، به گونهاي كه دولت عراق ضمن فراخواني بسيج عمومي از جامعه جهاني از جمله كشورهاي غربي نيز درخواست كمك كرده است.
شتاب و سرعت تحولات امنيتي و به خصوص غافلگيري آن سؤالات زيادي را در محافل رسانهاي و سياسي مطرح كرده است. از جمله اينكه چه عواملي باعث پيشرويهاي سريع داعش و سقوط موصل به عنوان دومين شهر بزرگ و پرجمعيت عراق منجر شد ؟البته سؤالات زياد ديگري نيز در اين زمينه مطرح است اما به نظر ميرسد اگر به اين سؤال دقيق پاسخ داده شود و ريشهها و علل اين وقايع مشخص شود در اين صورت شايد بتوان به ساير سؤالهاي موجود در اين زمينه از جمله چشم انداز تحولات امنيتي اين كشور نيز پاسخ داد.
نكته اساسي در پاسخ به چرايي تحولات متغيرها و دلايل چندگانهاي است كه به نظر ميرسد در تحولات امنيتي اخير به طور مستقيم و غير مستقيم تاثير گذار بودهاند كه برخي از اين عوامل جنبه داخلي و برخي ديگر جنبه منطقهاي و برخي هم حتي فرامنطقهاي داشته است.
در بعد داخلي برخي از عوامل جنبه اطلاعاتي و امنيتي و نظامي دارند كه در مقاومت نكردن نيروهاي نظامي حاضر در موصل تجلي يافت. با توجه به اينكه روند پالايش نيروهاي نظامي و امنيتي عراق جديد به دلايل مختلف از جمله تقويت آشتي ملي و سلب بهانه از مخالفان براي متهم كردن دولت به شيعه گرايي در نيمه راه رها شد از اين رو برخي از نيروها كه عمدتا از بقاياي رژيم سابق هستند نقش ستون پنجم را براي مخالفان بازي ميكنند و اين بازيگري در گذشته در قالبهاي گوناگون از جمله آزادي زندانيان خطرناك وحملات تروريستي در مراكز مهم خود را نشان داده بود و اكنون نيز به شكل ديگري نمود يافته است. اما برخي از عوامل در بعد داخلي ماهيت سياسي دارد كه از گستره اختلافات ميان دولت مركزي و حكومت اقليم كردستان از يكسو و اختلافات قوميتي، به خصوص ميان عربهاي سني و كردها از ديگر سو و همچنين از بلاتكليفي ناشي ازتطويل تشكيل دولت جديد بهرغم گذشت بيش از دو ماه از زمان برگزاري انتخابات ناشي ميشود كه به نظر ميرسد داعش و حاميان خارجي آنها از هر سه حوزه براي اجراي دور جديد عمليات نظامي خود در عراق استفاده كردهاند.
در بعد منطقهاي نيز دست كم سه عامل و متغير جلب توجه ميكند: نخست، سرريزي بحران سوريه است و همچنان كه آغاز بحران سوريه موجب شد براي مدتي توجه القاعده و تكفيريها از عراق به سوريه معطوف و متمركز شود، درست برعكس از زماني كه پروژه براندازي در سوريه به شكست انجاميده و تكفيريها در نتيجه پيشرويهاي ارتش سوريه پس زده شدهاند، گستره حضور القاعده و ورژن جديد آن از جمله داعش در عراق افزايش يافته است. گرچه پاي القاعده به عراق با اشغال اين كشور از سوي امريكا باز شد و چه در زمان اشغال و چه بعد از آن ادامه پيدا كرد اما داعش به عنوان يكي از شاخههاي القاعده زائيده بحران سوريه است و از دل اين بحران بيرون آمد. دوم، نقش عربستان است كه هنوز هم دولت و نظام سياسي جديد عراق را به رسميت نشناخته است.
اين كشور انتظار داشت روند تحولات در سوريه به گونهاي پيش برود كه اين كشور بتواند علاوه بر سوريه در عراق و ساير مناطق خاورميانه نيز به اهداف خود برسد اما اكنون ميبيند كه تحولات در عراق و سوريه و چه در ساير موضوعات، از جمله موضوع هستهاي ايران برخلاف اهداف و تصورات اين كشور پيش رفته است و از اين لحاظ عربستان به ببر زخمياي ميماند كه چشم خود را بر همه چيز بسته است. و بالاخره عامل سوم نقش رژيم صهيونيستي است.
نكته قابل تأمل در اين زمينه اين است كه هر وقت كه بحثهاي بينالمللي درباره اجراي طرح دو دولت در فلسطين جدي ميشود و اين رژيم براي اجراي اين طرح تحت فشار قرار ميگيرد بلافاصله در منطقه و حتي خارج از آن يك بحران و اتفاق غير منتظرهاي ميافتد كه براي مدتي اجراي طرح دو دولت به تعويق ميافتد و در حاشيه قرار ميگيرد. در وضعيتي كه دولت نتانياهو بعد از شناسايي دولت وفاق ملي فلسطين از سوي غرب و جامعه جهاني با دور جديدي از فشارها مواجه شده كاملاً پيداست كه به هم ريختن اوضاع عراق كاملاً ميتواند به نفع اسرائيل و دولت نتانياهو باشد كه در عين حال از نفوذ نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي اسرائيلي در ميان داعشيها پرده بر ميدارد.
در بعد فرامنطقهاي نيز شايد مهمترين متغير دل نگرانيهايي است كه كشورهاي غربي و به خصوص اروپايي از ناحيه بازگشت تكفيريهاي دو تابعيتي پيدا كردهاند و از اين لحاظ به نظر ميرسد تبديل عراق به سوريهاي جديد براي از بين بردن القاعدهايها و داعشيها بهدست ارتش عراق را به نفع خود ميدانند. از آنچه كه گفته شد مشخص ميشود كه حوادث امنيتي اخير در عراق و به خصوص مناطق سني و كردنشين عراق محصول يك تصميم آني نبوده است بلكه برآيند يك طرح عملياتي حساب شده بوده كه در آن بازندگان جنگ سوريه به طور مستقيم و غير مستقيم نقش دارند يا حداقل از آن نفع ميبرند.