کد خبر: 650952
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۹
زن جوان متهم است مردي را در خانه‌اش به قتل رسانده است
زن جواني كه متهم است مردي را در خانه‌اش به قتل رسانده، ادعا مي‌كند مقتول قصد تعرض به او را داشته است.
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در ابتداي جلسه رسيدگي به پرونده كه در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد، مقابل هيئت قضايي قرار گرفت و درباره كيفرخواست گفت: عصر روز يازدهم اسفندماه سال 86 جسد سوخته مرد ميانسالي در جاده تهران به قم پيدا شد. همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني، مأموران متوجه شدند زني گم شدن ناگهاني شوهرش- فرهاد- را به پليس گزارش داده است؛ بنابراين وي با حضور در پزشكي قانوني از روي ساعت مقتول، شوهرش را شناسايي كرد. وي توضيح داد: شوهرم مغازه‌دار است و چند روز قبل، در حالي كه 5 ميليون تومان پول همراه داشت از خانه بيرون رفت و ديگر بازنگشت.
نماينده دادستان ادامه داد: در حالي كه كارشناسان پزشكي قانوني، به علت سوختگي شديد جسد، نتوانستند علت مرگ را مشخص كنند، كارآگاهان با رديابي تماس‌هاي مقتول متوجه شدند كه او آخرين بار با خانه زني به نام نادره تماس گرفته، بنابراين از او تحقيق كردند. نادره گفت: ما در خانه‌مان چند كارتن قاب عكس داشتيم. شوهرم گفته بود، فرهاد براي بردن قاب‌هاي عكس به خانه مي‌آيد. صبح روز حادثه، فرهاد با خانه ‌ما تماس گرفت اما چون شوهرم خانه نبود، به خانه نيامد. از آنجا كه مدركي عليه نادره و شوهرش موجود نبود، مأموران آنها را آزاد كردند.
نماينده دادستان ادامه داد: در حالي كه تلاش‌هاي مأموران پليس براي يافتن قاتل با بن‌بست مواجه شده بود، اولياي دم با ارائه لايحه‌اي به دادستان، درخواست دريافت ديه از بيت‌المال را مطرح كردند. با موافقت دادستان، پرونده در شعبه 1144 بررسي و با پرداخت ديه به خانواده اولياي دم موافقت شد. در حالي كه تشريفات قانوني پرونده در جريان بود، 25 بهمن سال 91 كارآگاهان متوجه شدند، نادره در جريان پرونده ديگري در شهرستان چالوس بازداشت و به قتل فرهاد اقرار كرده است. شوهر نادره به مأموران پليس خبر داد كه همسرش با مردي به نام شهاب رابطه دارد و با او زندگي مي‌كند. مأموران هم شهاب و نادره را بازداشت كردند و او در بازجويي‌ها پرده از راز قتل مرد ميانسال برداشت.
 نماينده دادستان گفت نادره به مباشرت در قتل، سرقت، جنايت بر ميت و رابطه با شهاب متهم است و براي او درخواست مجازات قانوني دارم.
پس از آن اولياي دم درخواست قصاص كردند. همسر مقتول گفت: شوهرم مغازه‌‌دار بود و با تاكسي خودش تردد مي‌كرد. صبح روز حادثه 5 ميليون تومان پول برداشت و از خانه بيرون رفت و ديگر برنگشت. او گفت من يك بار نادره را همراه شوهرش در مغازه شوهرم ديده بودم.
  نادره در جايگاه
در ادامه، نادره در جايگاه قرار گرفت و اتهام‌ قتل، سرقت و جنايت بر ميت را قبول كرد. او توضيح داد: شوهرم مرد زن‌باره‌اي بود و به فكر زندگي‌مشتركمان نبود. به خاطر همين من براي تأمين مخارج خانه، از مغازه فرهاد لباس مي‌خريدم و دستفروشي مي‌كردم. متهم ادامه داد: ما در خانه‌مان چند كارتن قاب عكس خالي داشتيم و قرار شد فرهاد به خانه‌ما بيايد و قاب‌ها را در مغازه‌اش بفروشد. ساعت شش صبح روز حادثه تماس گرفت و بعد به در خانه آمد. وقتي با ماشينش رسيد، شوهرم سر كار رفته بود. از او خواستم كارتن قاب‌ها را از داخل حياط بردارد و برود. فرهاد از من يك ليوان آب خواست. من هم داخل خانه رفتم تا برايش آب بياورم. سر يخچال بودم كه ناگهان وارد آشپزخانه شد، 200 هزار تومان پول روي اوپن گذاشت و از من درخواست رابطه كرد. هر چه التماس كردم، فايده نداشت. در موقعيت دشواري گرفتار شده بودم. به ذهنم رسيد يا از خودم دفاع كنم يا تسليم خواسته او شوم. در يك لحظه، از او خواستم چشمانش را ببندد تا در اين باره فكر كنم. او هم قبول كرد و با روسري چشمانش را بست. ناگهان تيزي چاقوي روي اوپن نظرم را جلب كرد. آن را برداشتم و ضربه‌اي به شكمش زدم. چشمانش را باز كرد و به طرفم حمله كرد. ضربه ديگري زدم كه نمي‌دانم به او خورد يا نه اما روي زمين افتاد. متوجه شدم كه فوت شده است. با شوهرم تماس گرفتم و ماجرا را برايش توضيح دادم، اما حرفم را باور نكرد و خواست با يكي از دوستانم كه سعيد نام داشت تماس بگيرم. وقتي به سعيد زنگ زدم، خودش را به خانه رساند. بعد جسد را داخل كارتن تلويزيون گذاشتيم و به داخل ماشين مقتول منتقل كرديم. پس از آن به طرف جاده قم رفتيم. من داخل ماشين بودم. سعيد جسد را به بيابان برد و با بنزين آن را آتش زد و برگشت. بعد ماشين را مسافتي جلوتر رها كرده و به خانه برگشتيم.
قاضي سؤال كرد چرا وقتي چشمانش را بست، فرار نكردي؟ متهم جواب داد او در را بسته و مانع فرارم شده بود. قاضي پرسيد چرا حادثه را به پليس خبر ندادي؟ متهم گفت ترسيدم. وقتي سعيد آمد خواستم به مأموران خبر دهم اما مانع شد. البته سعيد مدتي بعد خودكشي كرد. اگر او زنده بود حاضر بود حرف‌هايم را تأييد كند.  متهم درباره نحوه بازداشتش گفت: بعد از حادثه با مردي به نام شهاب آشنا شدم و در حالي كه با او رابطه داشتم با كمك او براي ادامه زندگي به چالوس رفتيم. مدتي كه گذشت شوهرم عليه من شكايت كرد. وقتي بازداشت شدم عذاب وجدان گرفتم و به قتل هم اقرار كردم.
قاضي عزيزمحمدي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم با اعضاي دادگاه- عرب، زجاجي، مقدم زهرا و رحماني- وارد شور شد.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
محمد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۵۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۹
0
0
باید این زن و امثال این زن رو اعدام کنن تا میه عبرت شوند مطمءنم حرفاش دروغه فقط میخواد از دار نجات پیداکنه بقول قدیمیا اشکال از درخته
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار