ابوي ميگويد: اي خاك بر سرت. تو چه كم از 19 ميليون نفري داري كه از شبكه بانكي وام گرفتهاند؟
ميگويم: هماني را كم دارم كه شما كم داريد. مگر به ما وام ميدهند؟
ميگويد: پس چطور مديرعامل شركت رتبهبندي و اعتبارسنجي مشتريان بانكها گفته مشترياني بودهاند كه طي پنج سال ۳۰۰ بار از نظام بانكي وام گرفتهاند. يكي 300 بار بگيرد و ما سرمان بيكلاه بماند.
ميگويم: اتفاقاً سرمان كلاه رفته است. صدبار به شما گفتم بزنيم به كار اقتصادي! چسبيديد به فرهنگ. خب بفرماييد پدر فرهنگي جز پسر فرهنگي نزايد!
ميگويد: كدام كار اقتصادي. مگر نميبيني محسن صفايي فراهاني گفته در كشور امروز حدود 120 نهاد مختلف فعاليت بسيار وسيع اقتصادى دارند كه مطلقاً كنترل درستي بر عملكردشان وجود ندارد. هماكنون نزديك به 50 درصد توليد ناخالص داخلي ايران در اختيار اين نهادهاست.
ميگويم: كار كه پيش نميرود ميزنند به صحراي كربلا. مطمئنيد اين صحبت مال 16 سال پيش نيست. آن دوره اين حرفها را ميزدند كه بگويند كارهاي دولتشان به اين دليل پيش نميرود. نسخهاش قديمي است. الان شما بگو چطوري ميشود پول درآورد، ميشوي نور چشمي ربيعي و نعمتزاده.
ميگويد: حالا ربيعي كه خودش دارد مثل بولدوزر كار توليد ميكند، خودش شده است نور چشمي دولت. سالي يك ميليون تا كار كم نيست. ولي نعمتزاده چطور؟
ميگويد: عضو كميسيون صنايع مجلس با اعلام اينكه متأسفانه در تخلفات صنعت خودروسازي برخي از نورچشميها تخفيفات و منابع مالي متعددي را از اين شركتها دريافت كردهاند، گفته تخلفات بسياري در گزارش هيئت تحقيق و تفحص مشهود است و حتي در جلسه كميسيون صنايع كه با حضور وزير صنعت و نمايندگان شركتهاي خودروسازي برگزار شده بود وزير عمده تخلفات شناسايي شده را قبول كرده است.
ميگويم: يعني استعفا ميدهد.
ميگويد: من مو ميبينم و باز هم پيچش مو. ولي تو چي؟ بنده خدا منظورم اين است كه هر كاري بكنيم گردن وزرا از مو نازكتر است. گناه ما را قبول ميكنند و بعد در آينده ميروند جهنم.
ميگويم: يعني برويم گناه بكنيم؟
ميگويد: هر چه اسمش را بخواهي بگذاري. اينجا كه به زور به بهشت نميبرندت! دموكراسي است!
ميگويم: پس خود بهشت است اينجا.
ميگويد: بهشت بيشير شنيدهاي؟
ميگويم: نه. بيشير و عسل كه نميشود. بهشتش ناقص ميشود.
ميگويد: توليد شير در كشور كاهش يافته و دامداران ورشكسته، گاوهايشان را به كشتارگاه ميفرستند. ماست گران ميشود و...
ميگويم: عجب! تا سرمان را ماستماليزيشن نكردهاي برويم سراغ كار فرهنگي خودمان.
ميگويد: مواظب باش سرت را به باد ندهي. در آنجا ديگر وزير مسئوليتش را قبول نميكند. هر كي هر كي است. از پول هم خبري نيست. يك وقت ديدي به زور بردنت جهنم. . . .