آزمايشهاي هستهاي كره شمالي بيش از هر جايي بر همسايه جنوبي آن تأثيرگذار است كه از زمان جنگ كره به اين سو در رقابت آشكار نظامي با آن است. حدود يك ماه و نيم پيش بود كه يون بيونگ سه، وزير امور خارجه كره جنوبي، نسبت به چهارمين آزمايش هستهاي همسايه شمالي هشدار داد و اتكاي كره شمالي به تسليحات هستهاي خود را بزرگترين چالشي دانست كه در پيش روي آينده شبهجزيره كره است. اين هشدار و نگراني چندان دور از ادبيات رايج مقامات سئول و متحدانش در واشنگتن و توكيو نيست كه تسليحات هستهاي كره شمالي را نه تنها چالشي براي شبهجزيره بلكه براي امنيت و ثبات جهاني ميدانند و به همين دليل از شوراي امنيت براي به انزوا كشاندن كره شمالي استفاده كردهاند. حالا و با اظهارنظر اخير خانم پارك گئون هاي، رئيسجمهور كره جنوبي، به نظر ميرسد كه لحن سئول در قبال تسليحات هستهاي كره شمالي تغيير قابلتوجهي كرده و مقامات سئول آماده ميشوند تا تغييري در راهبرد نظامي خود در برابر پيونگيانگ انجام بدهند. خانم گئونهاي در اظهارنظر اخير خود با اشاره به «تأثير وحشتناك» آزمايش هستهاي جديد كره شمالي بر امنيت منطقه گفته كه اين اقدام ميتواند كشورهاي همسايه را به سوي دستيابي به سلاح هستهاي سوق دهد و تأكيد كرده كه دشوار بتوانيم پديده دومينوي سلاح هستهاي را متوقف كنيم. اشاره گئونهاي به تأثير وحشتناك، كماكان بر مبناي ادبيات معمول عليه آزمايشهاي هستهاي كره شمالي انجام شده؛ ادبياتي كه موجب شد شوراي امنيت با صدور قطعنامههاي متعدد دست به اقدامات تنبيهي عليه پيونگ يانگ بزند و آخرين مورد آن مربوط ميشود به قطعنامه 2087 در 22 ژانويه 2013. با وجود اين، ادامه سخنان رئيسجمهور كره جنوبي خبر از چيز ديگري ميدهد كه به راهبرد نظامي كره جنوبي در قبال تسليحات هستهاي كره شمالي مربوط ميشود. او از سوق يافتن كشورهاي همسايه به سوي سلاح هستهاي گفته كه به طور مسلم كره جنوبي در ميان اين كشورها اول خواهد بود. به اين ترتيب، رئيسجمهور كره جنوبي از تغيير راهبرد نظامي كشور خود و حركت به سوي تسليحات هستهاي گفته و البته اين موضوع را به نحوي انجام داده تا چندان تحريكي در سطح بينالملل و به خصوص متحدان كره جنوبي ايجاد نكند اما در هر صورت، بيان اين موضوع حكايت از قصد سئول براي دستيابي به تسليحات هستهاي دارد كه البته نميتوان در كنار آن ژاپن را نيز ناديده گرفت. اكنون، مسئله قابل طرح در دومينوي هستهاي توسط كره جنوبي و ژاپن در دو موضوع اساسي است كه عبارت از توان فني اين كشورها و آمادگي جامعه جهاني براي آن است.
در ادبيات هستهاي اصطلاحي به نام مدل ژاپني وجود دارد به اين معنا كه توان هستهاي با وجود آنكه رويكرد نظامي ندارد اما به آن حد برسد كه امكان توليد سلاح هستهاي در ظرف چند ماه وجود داشته باشد. اين مدل مبناي فعاليت هستهاي در خود ژاپن است و از اين نظر ميتوان گفت كه در صورت وقوع دومينوي مد نظر خانم گئون هاي، حداقل ژاپن امكان عملي در انجام اين دومينو گام اول را بردارد، گذشته از اينكه برخي اخبار در دهههاي گذشته مثل گزارش سري سيا در 1967 يا گزارش روزنامه ساندي تايمز در 30 ژانويه 1994 گوياي برنامه عملي ژاپن براي دستيابي به تسليحات هستهاي بود. توان نظامي خود كره جنوبي مثل جتهاي جنگنده با قابليت حمل سلاح هستهاي به اندازه كافي قابل توجه است كه حمايت احتمالي ژاپن براي دستيابي به تسليحات هستهاي ميتواند واقعيت دستيابي كره جنوبي به اين تسليحات را پررنگ كند. بنابر اين، وقوع دومينوي هستهاي در خاور دور از لحاظ واقعي چندان بعيد نيست اما مسئلهاي كه وجود دارد در نگاه جامعه جهاني به خصوص قدرتهاي تأثيرگذار در اين امر است كه اجاز وقوع چنين امري را ميدهد يا نه. دو قدرت اصلي در اين منطقه امريكا و چين هستند كه نميتوان گفت اين دو تمايلي به دومينوي هستهاي در منطقه دارند. هر چند كه هر كدام دلايل خاص خود را دارند. امريكا به اين دليل مايل نيست چون انحصار قدرت هستهاي از اولويت استراتژي نظامي اين كشور است و به طور مسلم دستيابي ژاپن و كره جنوبي به اين تسليحات به طور كلي در تناقض با اين اولويت است. نگاه چين نسبت به مسئله از زاويه امنيت ملي اين كشور است كه دستيابي ژاپن و كره جنوبي به تسليحات هستهاي تهديد جدي براي امنيت ملي چين است. خصومت تاريخي چين با ژاپن و مناقشات فعلي بر سر جزاير ديابائو و همچنين رقابت پنهاني اين كشور با كره جنوبي اصل چنين مسئلهاي است كه باعث ميشود چين تسليحات هستهاي براي اين دو كشور را تهديد بداند. از اين جهت، اولويت در هر دو كشور محدود كردن قدرت اتمي كشورهاي منطقه است كه خبر 25 مارس در مورد تحويل صدها كيلوگرم مواد هستهاي ژاپن به امريكا براي تضعيف يا انهدام آنها در همين جهت بود. اين اقدام به جهت نگراني چين در مورد حجم پلوتونيوم ژاپن انجام گرفت كه اوباما گفت تمام اورانيوم غني شده با خلوص بالا و پلوتونيوم ژاپن از اين كشور خارج خواهند شد. بنابراين، ميتوان گفت كه دومينوي هستهاي در خاور دور واقعيتي دور از دسترس نيست زيرا تمايل برخي از كشورها به اين جهت است اما قدرتهاي اصلي منطقه مانع اصلي در تحقق اين امر هستند و تا زماني كه قدرت مهار كشورهاي منطقه را داشته باشند مانع تحقق اين دومينو خواهند شد.